در آستانه بزرگداشت حكیم فردوسی توسی به كوشش رادیو فرهنگ برنامه رادیویی سفرهخانه از دیباچه شاهنامه به تهیهكنندگی مریم قاسمی و نگارش، پژوهش و خوانش یاسر موحدفرد از تاریخ 18 اردیبهشت ماه 1399 آغاز شد.
رادیو فرهنگ برای نخستین بار با دعوت از پژوهشگران فردوسی شناس، نقالان شاهنامه و مرشدان زورخانه، تصمیم دارد شاهنامه فردوسی را از آغاز واكاوی نماید.
این برنامه رادیویی كه تا كنون 5 بخش نخستین دیباچه شاهنامه شامل ستایش پروردگار جهان، ستایش خرد و خردمندان، ستایش آفرینش جهان، ستایش آفرینش مردمان و ستایش پیامآور دین و دانش در رادیو فرهنگ ضبط شده، مقرر است هر هفته پنجشنبهها از ساعت 16 در ویژه برنامه سفرهخانه در شبكه رادیویی فرهنگ به بخشهای گوناگون دانشنامه شاهنامه فردوسی پرداخته شود.
🎙️ در نخستین ویژه برنامه رادیویی سفرهخانه به بازنوشت شاهنامه فردوسی با گفتاری از دكتر میرجلالالدین كزازی با گفتاری از ایشان هم پرداخته شد.
نقالی دیباچه شاهنامه فردوسی از سوی مرشد ابوالفضل ورمزیار با همنوایی مرشدان زورخانه در پنج برنامه نخستین هم ضبط شده است.
واكاوی نخستین بخش دیباچه شاهنامه فردوسی؛ ستایش پروردگار جهان از سوی مهندس یاسر موحدفرد در نخستین برنامه رادیویی سفرهخانه در شبكه سراسری رادیو فرهنگ در تاریخ 18 اردیبهشت ماه 1399 آغازگر برنامه رادیویی سفرهخانه بود، این ویژهبرنامه پنجشنبهها از ساعت 16 تا 16:30 از رادیو فرهنگ پخش خواهد شد؛
فرهنگ دوستان میتوانند، برنامه سفرهخانه شبكه رادیویی فرهنگ را از پایگاه اینترنتی ویا نرمافزار ایران صدا گوش فرا دهند.
بازنوشت شاهنامه فردوسی
از سوی میرجلالالدین كزازی
كتاب بازنوشت شاهنامه فردوسی با نگارش دكتر میرجلال الدین كزازی با عنوان دفتر دانایی و داد از سوی نشر زرین و سیمین با همكاری بنیاد فردوسی به زیور چاپ آراسته شده است.
این كتاب به نثر پارسی سره با بیش از 200 نگاره ایرانی و نقاشی مینیاتوری از مشهورترین شاهنامههای تاریخ هنر ایران از سوی نشر زرین و سیمین در دو جلد (دفتر یكم تا ششم و دفتر هفتم تا دوازدهم) نشر یافته است.
میرجلال الدین كزازی، فردوسی شناس برجسته ایرانی و عضو امنای بنیاد فردوسی در متن این كتاب، داستانهای شاهنامه فردوسی را به نثر برگردانده است.
نسخه دفتر دانایی و داد از نشر معین بدون نگارههای شاهنامه هم به چاپ رسیده است.
گزینش بازنوشت شاهنامه فردوسی به نام دفتر دانایی و داد به خاطر دو ویژگی اصلی شاهنامه بوده است: داد بر جهان هستی چیره است كه اگر داد نبود ما دانشهای گوناگون جهان را نمیشناختیم؛ از دیگر سو شاهنامه فردوسی، نامه دانایی است.
كزازی با برگردان شعر شاهنامه فردوسی به نثر پارسی سره بر آن بوده است كه ایرانیان امروز با جهان شاهنامه، پیوند و آشنایی بگیرند؛ چرا كه خواننده ایرانی در روزگاری كه پر از شتابزدگی و آسیب است، هنوز به جهان شاهنامه آشنا نیست.
✴️ بازنوشت شاهنامه به نثر بدین روی انجام شده است كه انگیزهای شود تا خوانندگان فارسی زبان در جای جای جهان، تشویق شوند شاهنامه را از آغاز تا پایان دنبال كنند.
در كتاب بازنوشت شاهنامه فردوسی به نثر، تلاش شده است با زبانی همساز، هماهنگ و همسو با شاهنامه فردوسی به نظم پردازش و نگارش شود.
گزیده دیباچه شاهنامه فردوسی
گزیده دیباچه شاهنامه فردوسی از سوی یاسر موحدفرد برپایه واكاوی شاهنامه فردوسی و بهرهگیری از كتابهای شاهنامه فردوسی با پژوهش شاهنامه پژوهان نامدار همروزگار از جمله ویرایش دكتر فریدون جنیدی (دوره 6 جلدی، نشر بلخ)، تصحیح دكتر جلال خالقی مطلق (دوره ٨ جلدی، نشر دایره المعارف بزرگ اسلامی)، تصحیح زندهیاد دكتر عزیزاله جوینی (دوره 5 جلدی، نشر دانشگاه تهران) و تصحیح دكتر میرجلال الدین كزازی (دوره 10 جلدی، نشر سمت) و همچنین قصههای شاهنامه نگارش دكتر منصور رستگار فسایی (دوره ٨ جلدی، نشر میراث مكتوب) نگارش یافته است.
✳️ واكاوی بخش نخستین دیباچه شاهنامه فردوسی
1- آغاز سخن؛ ستایش پروردگار جهان
برترین آغاز به نام پروردگار، آفریننده جان و خرد است كه بیش از این اندیشه را توانایی واكاوی در هستیاش نیست؛
كردگاری كه برتری نام و افزونی پایگاهاش از همگان والاتر است؛
خداوندگار كیهان و آسمان گردنده، آنكه روشنگر ماهتاب و ناهید و آفتاب است؛
خدایی كه والاتر از هر نامی است كه بخوانیاش و برتر از هر جایگاهی است كه بیابیاش و سترگتر از هر هستی است كه بیاندیشیاش، نگارندهای كه آسمان را برافراشته و ستارگان را به زیبایی برافروخته است.
به نام خداوند جان و خرد /
كزین برتر اندیشه بر نگذرد /
خداوند نام و خداوند جای /
خداوند روزی ده و رهنمای /
خداوند گیهان و گردان سپهر /
فروزنده ماه و ناهید و مهر /
ز نام و نشان و گمان برتر است /
نگارنده برشده گوهر است
2- ستایش خرد و خردمندان
✴️ خرد، یگانه راهنمای زندگانی و شادیآفرین آدمی است؛
خرد در هر دو سرای، دستگیر همگان است؛
خرد به راستی چشم جان است، آن چنان كه شادان بیچشم، نتوان جهانی را سپری كرد؛
خرد، نخستین آفریننده آفریدگار هستی است، خرد نگاهبان جان و همآن نگاهدارنده سه پاسدارنده دیگر جان است؛
جز خرد، آن سه پاسدارنده جان و زندگانی، چشم و گوش و زبان است كه بیگمان هر چه نیكی و بدی در گیتی به آدمیان میرسد از این سه پاسبان است.
خرد رهنمای و خرد دلگشای /
خرد دستگیرت به هر دو سرای /
خرد چشم جان است چون بنگری /
تو بیچشم شادان جهان نسپری /
نخست آفرینش خرد را شناس /
نگهبان جان است و آن را سه پاس /
سه پاس تو، چشم است و گوش و زبان /
كز این سه رسد نیك و بد بیگمان
3- ستایش آفرینش جهان
بایست دانست كه نخست آفریدگار، چهار بنمایه آفرینش را از چه آفرید؟!
بدانكه آفریدگار از ناچیز این همه را آفریده تا نشانگری برای آشكاری تواناییاش باشد؛
یزدان، نخست آتش تابناك برافروخته را آفرید، سپس خاك پاك را برساخت و میان آتش روشن و خاك تیرهگون، آب و باد را در گیتی برنهاد؛
پروردگار با بهرهگیری از چهار بنمایه جهان، گنبد گردنده را پدید آورد و هر آن، شگفتیهای نو به نو را در گیتی نمودار ساخت؛
آفریننده با دستور به چهار مایه زندگانی، كوهها را بركشید و بر آبها بردمید تا خشكیها پدیدار گشت و چشمهها جوشیدن گرفت و گیاهان و رستنیها سر برآوردند.
از آغاز باید كه دانی درست /
سر مایه گوهران از نخست /
كه یزدان ز ناچیز چیز آفرید /
بدان تا توانایی آید پدید /
یكی آتشی برشده تابناك /
میان آب و باد از بر تیره خاك /
پدید آمد این گنبد تیزرو /
شگفتی نماینده نو به نو /
ببالید كوه آبها بر دمید /
سر رستنی سوی بالا كشید
4- ستایش آفرینش مردمان
كردگار سرانجام كلید اسرار گیتی، آدمی را بیافرید؛
آفریدگار پس از سالیان با جهشی شگرف، سر و قامت آدمیان را همچون سرو، راست ساخت و آدمی را به گفتار نیك و پندار درست سفارش نمود؛
خداوندگار به آدمی بارها اشاره داشت كه تو را از بنمایههای خاكی و افلاكی آفریدهام، پس به این سرای و دیگر سرای، وابستگی و پیوستگی داری و با چهار بنمایه زندگانی پرورانده شدهای؛
آفریدگار هدف هستی را آدمی برگزید، اگرچه پس از دیگر آفریدگان آفریده شد.
آدمی، تو برترین آفرینندهای، پس ارزش خویش بدان و به بندگی خداوندگار بپرداز و زندگی را بازیچه و سرگرمی زودگذر نپندار!
چو زین بگذری مردم آمد پدید /
شد این بندها سراسر كلید /
سرش راست برشد چو سرو بلند /
به گفتار خوب و خرد كاربند /
ترا از دو گیتی برآوردهاند /
به چندین میانجی بپروردهاند /
نخستین فطرت پسین شمار /
تویی خویشتن را به بازی مدار
5- ستایش پیامآور دین و دانش
آدمی برای رستگاری و راهیابی به راه درست زندگانی، بهرهگیری از دانش و به كارگیری از دستورهای دین را میبایست جستوجو نماید؛
بدین روی از گفتار پیغمبر خود بهره بجوی و دل خویش را از پلیدیها با این آب پاك بشوی؛
پیامبر، خویش را شهر دانش و علی را دروازه این شهر خواند، پس هر آن كس كه دوستدار دانش است، بایست از دروازه شهر دانش به این شارستان راه یابد؛
به همین روی من نیز، پیرو خاندان پیامبر و ستایشگر جان پاك جانشین راستیناش هستم؛
آنچنان كه با مهر و دوستی همین رادمردان، زاده شدم و بر این باور زندگی میكنم، دنیای خاكی را هم با همین اندیشه فرو میگذارم، زیرا كه بیگمان خود را خاك پای علی و خاندان پاك ایشان میدانم.
ترا دانش و دین رهاند درست /
در رستگاری ببایدت جست /
به گفتار پیغمبرت راه جوی /
دل از تیرگیها بدین آب شوی /
كه من شهر علمام علیام در است /
درست این سخن گفت پیغمبر است /
منم بنده اهل بیت نبی /
ستاینده جان پاك وصی /
برین زادم و هم برین بگذرم /
چنان دان كه خاك پی حیدرم
گزارش اختصاصی روزنامه صدای اصلاحات
از دیباچه شاهنامه فردوسی
تا واكاوی آموزههای حكیم توسی
گزارش: یاسر موحدفرد
20 اردیبهشت 1399