قطران گفت : ای آتشك ! شیر آمدی یا روباه ؟ آتشك گفت : ای پهلوان ! به اقبال توشیر آمدم وسمك را بسته آوردم . » قطران نگاه كرد و سمك را دید .
« از كتاب سمك عیّار »
نویسنده : باقر خلیلی
در قلمرو ادبیات مردمی ایران ، شاخۀ ادبیات منثور روایی ، از سنت رسمی افسانههای ملی ایران مایه گرفته است .
این ادبیات كه بر پایه فرهنگ دیرینه ، پرمایه و مردمی قصهگویی شفاهی در میان مردم فلات ایران و به ویژه خراسان بزرگ رواج بسیار داشته است ، به لحاظ سبك و شیوه با ادبیات منشیانه تفاوت چشمگیری دارد . اصولاً ادبیات مردمی در قالب قصه ، بسیاری از افسانهها ، اسطوره های كهن ، خبر ها و رویداد های تاریخی را به گونة شفاهی و سینه به سینه منتقل كرده است .
بسیاری از داستان های دورة اسلامی از رهگذر همین سنت شفاهی پدید آمده است .
یكی از شاهكارهایی كه در ادبیات منثور فارسی و از « گونۀ ادبی » برای ایرانیان به یادگار مانده ، داستان « سمك عیَار » است .
این كتاب كه اولین رمان و بلندترین و كهن ترین داستان منثور فارسی است ، از زیباترین و دلكشترین داستانهای زبان و ادبیات فارسی است .
گونۀ ادبی این داستان را در « رمانس » دانسته و در گروه آثار منثور غنایی بلند و طولانی جای دادهاند .
اما به راسنی داستان سمك عیار را میتوان حماسهای منثور و از آن طبقه فرو دست و میانۀ جامعه [ عوام ] دانست كه هیچگاه به حساب نمیآمدند .
این داستان را كه بر آیین های اساطیری – حماسی كهن استوار است ، « گوسان *» های پارتی و جانشینان راوی و داستان پرداز ایشان دهان به دهان و سینه به سینه منتقل كرده اند تا این كه مؤلف كتاب آن را از یكی از همان راویان كهن شنیده و با شیوه قصهنویسی روی كاغذ آورده است .
گیرایی و كشش داستان سمك عیار برای خواننده بیگمان از نثر ساده و روان نویسنده هم هست .
پدید آوردن داستان كار قصهگویان مردمی است كه بساط خود را در گذر ها پهن میكردهاند و مخاطبشان مردم فرو دست بودهاند نه اشراف و بزرگان و توانگران ، از این رو زبان داستان به زبان طبیعی و بیپیرایة مردم قرن ششم بسیار نزدیك است و ساختار دستوری آن نیز خیلی پیچیدگی ندارد .
همچنین نثر آن بسیار كمتر از نثر درباری صنعت كلامی دارد . جملهها كوتاه و كامل و بنای نثر داستان بر ایجاز و اختصار است كه یادآور نثر دورة اول – بلعمی — است .
موضوع بیشتر قصه ها و داستان های سنتی ایرانی از زندگی گرفته شده است و قصهگو برای بازگو كردن اندیشۀ خود به جنبههای گوناگون زندگی نظر دارد و با دیدن حقایق و مظاهر زندگی داستان را بر پایۀ رویداد ها میاندیشد اما در قصه واقعیت ها دیگر گونه نشان داده میشود . اصولاً نمیتوان از قصه و داستان عامیانه انتظار واقعی بودن داشت . قصه هم مانند بسیاری از گونه های هنری و ادبی « واقعینما » ست .
امّا هیچ قصهای نیست كه واقعیتی پیچیده در آب و رنگ افسانه در آن نباشد . افسانههای كهن پهلوانی ایرانی و سر آن ها داستان سمك عیار از زندگی حماسی و آیین عیاری و جوانمردی ایرانیان سرچشمه میگیرد.
قهرمانان این افسانهها همواره برای برقراری عدالت و ساختن جامعه ای آرمانی و دور از اندیشه های اهریمنی در تكاپویند . این نكته كه بر همۀ داستان تودرتوی سمك عیار سایه افكنده ، نمود دیگری از نبرد فرشته و اهریمن در متون دینی ایران پیش از اسلام است و اوضاع اجتماعی و فرهنگی روزگاری دراز در تاریخ اقوام صاحب حماسه را بازتاب می دهد .
ا----------------------------------
* — گوسان : موسیقی دان ، خنیاگر