20 فروردین سالروز شهادت شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی، در كنار فیلم سازی مستند، با نگرشی انقلابی به نوشتن، نقد و تحلیل هنر و سینما نیز روی آورد. او زبان صریح و بدون رودربایستی داشت و همین صراحت و تأكید بر اصول، موجب شده بود كه از سوی جناح های مختلف فرهنگی و هنری مورد حمله و هجوم قرار گیرد. این هجوم عمدتاً از سوی طیفی بود كه ریشه هایش را در تاریخ به اصطلاح روشنفكری این دیار جست وجو می كرد و خویش را مدعی تجدد و آزاداندیشی می دانست. «بسیجی عاشق كربلاست و كربلا را تو مپندار كه شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نام ها. نه، كربلا حرم حق است و هیچ كس را جز یاران امام حسین علیه السلام راهی به سوی حقیقت نیست. كربلا! ما را نیز در خیل كربلاییان بپذیر. ما می آییم تا بر خاك تو بوسه زنیم و آن گاه روانه دیار قدس شویم...»
این جملات را طی سال های 65-1364 هر هفته پنج شنبه شب ها كه مجموعه مستند «روایت فتح» از شبكه یك سیما نمایش داده می شد، در پایان هر قسمت و در انتهای نوحه پرشور و حماسی «كربلا، كربلا ما داریم می آییم» اكبر شریعت، با صدایی محزون و دلنشین پخش می گردید و به آن قسمت از «روایت فتح »، حال و هوایی دیگر می بخشید؛ صدای محزونی كه در واقع راوی روایت بود.
همان راوی كه سیّد مرتضی آوینی نام داشت و خود، سازنده مجموعه «روایت فتح» بود كه برای نخستین بار، با ساختاری جدید و بكر، براساس شخصیت های گمنام جبهه های رزم به ناگفته ها و نانموده های جنگ تحمیلی و دفاع مقدس پرداخت.
مجموعه «روایت فتح» طی 5 فصل تا پایان جنگ را روایت كرد و پس از آن نیز با 4 قسمت درباره «عملیات مرصاد» و سپس دو فصل دیگر به نام های «شهری در آسمان» درباره اشغال و آزادسازی خرمشهر و همچنین «با من سخن بگو، دوكوهه» پس از پایان جنگ نیز توسط سیّد مرتضی ادامه پیدا كرد. شهید سیّد مرتضی آوینی، در كنار فیلم سازی مستند، با نگرشی انقلابی به نوشتن و نقد و تحلیل هنر و سینما نیز روی آورد. او زبان صریح و بدون رودربایستی داشت و همین صراحت و تأكید بر اصول، موجب شده بود كه از سوی جناح های مختلف فرهنگی و هنری مورد حمله و هجوم قرار گیرد. اما این هجوم، عمدتاً از سوی طیفی بود كه ریشه های خود را در تاریخ به اصطلاح روشنفكری این دیار جست وجو می كرد و خویش را مدعی تجدد و آزاداندیشی می دانست.
شهید آوینی از تعریف سینما و مخاطب نوشت، از عرفان و جریان سینمای شبه روشنفكری، از سینمای ملی و سینمای هنری، از آموزش ها و نگرش های هنری، از پس زمینه جریان های فكری معاصر و غرب زدگی و... و بسیاری از مسائل مبتلابه جامعه فرهنگی و هنری و فكری ما كه گویا برای همین امروز نوشته شده است.
آوینی با صراحت درباره سینمای ایران و ماهیت آن، سخن گفت:
«... سینمای كنونی ایران هویتی ایرانی ندارد و هواداران آن در خارج از كشور، عموماً مخالفان انقلاب اسلامی و منتقدان جشنواره ای هستند و اصلاً این سینما، مردم را مخاطب خویش نمی داند، چه در داخل كشور و چه در خارج كشور... سینمای ایران گرفتار بحران هویت است و این بحران به این دلیل ایجاد شده كه سینما، از مردم و غایات فرهنگی مقدس آنان دور است. فیلم های سینمای ایران پس از انقلاب عموماً سعی دارند كه از انقلاب رد شوند و به همین دلیل غالباً هیچ نشانی از این زمان و مشخصات فرهنگی و اجتماعی آن در فیلم ها وجود ندارد.»