گفتگو با دكتر محمدرضا شرایلی پژوهشگر موسیقی در برنامه هفت اقلیم
شرایلی در این برنامه در مورد نقطه عطف موسیقی مشروطه كه با عارف قزوینی شكل گرفت صحبت كرد و گفت :
تا پیش از انقلاب مشروطه موسیقی به حالت اجراهای خصوصی، كه اغلب مربوط به طبقه اشراف و محافل و مجالس ایشان می شد، خلاصه گردیده بود. مردم عوام جامعه بیشتر موسیقی مطربان خیابانی را می شنیدند و با آن انس داشتند. در این بین مشروطه، جایگاه این هنر را به رنگ تازه ای آمیخت. هنرمندان موسیقی و شعرا در لابه لای اشعار خویش پیامهای مشروطه را به گوش مردم رساندند كه ثمره آن اجرای كنسرت در بین مردم و ساخت تصانیف وطنی شد. در آن زمان مطربان كه افرادی غیر محترم بودند، چنان بر موسیقی سیطره پیدا كرده بودند كه نمی توان مجلس و محفلی یافت كه از ایشان خالی باشد، به نحوی كه سیطره ایشان بر فرهنگ هنری آن زمان به دربار شاه نیز كشیده شده بود. به هر جهت از دوران صفویه كه دوران شروع كاری این دسته از موسیقیدانان بوده است، در دوران قاجار به نحوی رشد پیدا كرده كه اساتید بزرگ موسیقی به جهت اینكه با ایشان در یك قالب قرار نگرفته و بر شمرده نشوند خود را موسیقیدان نامیده بودند و از اینكه مطرب نام گرفته شوند به شدت برحذر بودند. با این تفاسیر باید گفت كه موسیقی در دوران قاجار به نحوی با فساد عجین شده بود كه هر كس را مشغول به این هنر را فردی كثیف و پلید بر می شمردند. و البته كه جنبش مشروطه و حركت انقلابی این جنبش، همانگونه كه بر همه چیز و همه كس اثر داشت بر این هنر بزرگ نیز تاثیر شگرفی نهاد. در دوران پیش از مشروطه اگرچه قواعد نهاده شده موسیقی ایرانی از مآخذ معتبر ملی تبعیت می كرد، ولی به لحاظ كاربردی، موسیقی در جهت افكار روشنفكران آن زمان و خواست مردم نبود.
مشروطه، موسیقی را از محافل اعیان و اشراف، به بستر جامعه آورد و در خدمت اهداف والای انسانی قرار داد و هنری را كه تنها جز از آن فساد برداشت نمی شد، به نحوی در راستای اهداف مشروطه قرار داد كه حقیقتا می توان آن را تریبون رسمی بیان اهداف مبارزه با استبداد و سلطنت طلبی دوران مشروطه خواند. به هر جهت مشروطه به نحو بسیار زیادی باعث شد كه این هنر از قالب تفننی خود خارج شده و به حقیقت ناب خود برگردد و بسیاری از هنرمندان آن زمان، جایگاه حقیقی خویش را پیدا كرده و در والاترین حالت ممكن خود قرار بگیرند.
در این برهه زمانی، تصنیف، كه با علی اكبر شیدا روی كار آمده بود، تاثیری از اجتماع نگرفته بود. به عبارت دیگر تصنیف رویكرد اجتماعی نداشت. ولی در زمان مشروطه تصنیف در میان اجتماع نهادینه می شود. مرحوم عارف قزوینی توانست با تاثیر شگفت انگیز خویش، موسیقی را از محافل دربسته خارج كرده و به میان مردم آورد و ناله ها و نعره های مردم از وجود ظلم و جور و استبداد و خودكامگی را در قالب شعر و موسیقی بیان نماید. به عبارت صریح تر موسیقی را در اختیار تفكر آزاد منشانه انقلابیون قرار داده و به نوعی زبان و بیان این جنبش تلقی گردید.[ii] تحول در زبان تصانیف و اشعار انقلابی سبب شد تا سروده ها و تصانیف در میان مردم فراگیر شود و موسیقی به مفهوم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، به میان مردم باز گردد و سبب انزوای آن نوع موسیقی كه سالها در دربار شاهان قاجار بود و ماهیت غیر پویا و جنبه تفننی داشت، شود.