گفتگو با این خرمی كارشناس كتاب
خرمی در ابتدا در مورد آثار دكتر شریعتی شهید مطهری شهید رجایی و ... صحبت كرد و گفت:
در دهه 50، ایران به لحاظ گفتمان مسلط با نوعی گذار از مبارزات سیاسی و مسالمتآمیز به مبارزات مخفی و مسلحانه روبهرو بود. میتوان گفت چه در فرهنگ مذهبی و چه ماركسیستی كه بر فضای دانشگاههای آن زمان و بر فضای فكری جوانان آرمانخواه چیره بود، آثاری بیشتر تاثیرگذار بودند كه جامعه و بالطبع، جوانان را به گونهای به فهم بیشترِ سیاسی از جامعه ترغیب میكردند؛ آثاری كه علاوه بر ادراك نقش انگیزشی هم داشتند، یعنی میتوانستند تهییجكننده بوده و به لحاظ زبان نیز نقش تاثیرگذاری داشته باشند. بر این اساس و با توجه به فضای ذهنی كه من به عنوان یك جوان مذهبی و سیاسی در آن قرار داشتم، میتوانم بگویم كه یكی از تاثیرگذارترین آثاری كه در فضای عمومی وجود داشت آثار دكتر علی شریعتی بود. كتابهای دكتر شریعتی در فضای مذهبی- سیاسی غالب در آن زمان از جذابیتهای بیشتری برخوردار بود. البته در كنار این فضای غالب، آثار روشنگرانه دیگری نیز وجود داشت مثل آثار شهید مطهری، مرحوم بازرگان و مرحوم طالقانی. اما میتوان گفت تاثیرگذاری بیشتر، متعلق به آثار دكتر شریعتی بود.
خرمی در ادامه در مورد كتاب داستان راستان صحبت كرد و گفت :
از آنجایی كه این كتاب داستان سرگذشت كسانی است كه می خواهند در راه راست گام بردارند، نویسنده آن را به نام «داستان راستان» نام گذاری كرده است. نویسنده كتاب را به گونه ای نوشته است كه برای عموم قابل درك باشد.
نثری كه به قول نویسنده باید زحمت فكر كردن در عبارات و جملات را از دوش خواننده بردارد و خواننده به واسطه پیچیدگی های لفظی جملات در معنا دچار مشكل نشود. با این همه نویسنده عقیده دارد داستانی خوب است كه خواننده را به تفكر وا دارد و به اصطلاح لقمه آماده در دهان مخاطب نگذارد؛ چون اگر مطلبی با روح خواننده عجین نشود و خواننده چیزی از تفكر خود بر آن نیفزاید، تأثیری بر روحش نخواهد داشت. در نتیجه، بازتابی از آن در عملش دیده نمی شود.
به همین دلیل استاد مطهری كوشیده است داستان ها را به صورت كلیت واحد بیان كند و از نصیحت گویی مستقیم و بیان نتیجه اخلاقی بپرهیزد تا هم به تفكر خواننده احترام بگذارد و هم او را به تفكر وا دارد. به همین دلیل عنوان داستان ها را طوری انتخاب كرده كه پایان و نتیجه داستان در آن مشخص نباشد. نویسنده چون خواسته این حكایت های كوتاه دینی كشش بیشتری برای مخاطب داشته باشد و به صورت یك بیانیه اخلاقی نباشد، با استفاده از قالب داستان، ضمن تلاش برای بر هم نزدن اصل و روح داستان آن را به گونه ای پرورده كه جذابیت بیشتری نسبت به حكایت برای مخاطب داشته باشد؛ چیزی كه به بازنویسی امروز نزدیك است. البته بازنویسی ای كه خیلی به متن وفادار است. نویسنده در ارائه داستان ها متعصبانه برخورد نكرده و علاوه بر شخصیت های مسلمان و شیعه، داستان و سرگذشت شخصیت های بزرگ غیر شیعه و حتی غیر مسلمان را هم در داستان ها آورده است.