چگونه نقد كردن در برنامه سینما فرهنگ

بررسی تاریخ نقد سینمایی توسط كارشناس و منتقد سینما سعید هاشم زاده

1401/09/19
|
11:57

هاشم زاده در این برنامه نقد را باعث رشد سینما دانست و آن را ارزشمند خواند.او همچنین اشاره كرد در شرق، نقد به معنای فلسفی و زیستی وجود ندارد و این ماجرا (نقد مكتوب ) از غرب و از سقراط و افلاطون با ما رسیده است.تصور كنید سینمایی را كه از نقد ساختاری و فرم بهره ای نداشته باشد، بعد از مدتی چیزی از فرم باقی نخواهد ماند چرا كه هركس فرم را مطابق توانمندی ها و در بهترین حالت ذائقه خود می سازد و دیگر هیچ قاعده شاملی در فرم باقی نخواهد ماند و در واقع می توان گفت فرم در سینمای منهای نقد خود تهیه كننده و كارگردان هستند و یا در عرصه محتوا دیگر هیچ قاعده ای بر ساخته های سینمای منهای نقد حاكم نخواهد بود.
«نقد» یعنی ارزیابی و ارزش گذاری. و ناقد به كسی گویند كه بر اساس یك مبنا و محك مشخص، آثار هنری را ارزش گذاری و سره را از ناسره در یك اثر و یا در بین آثار مختلف جدا می كند. همان كاری كه در گذشته، ناقدین نسبت به اشیاء قیمتی مانند طلا و نقره مسكوك انجام می دادند و جنس اصلی را از جنس تقلبی و نیز میزان خلوص آن را تعیین می كردند.

اما آنچه در فرهنگ فارسی «نقد» خوانده می‌شود در زبان انگلیسی «review» و در زبان فرانسوی «la revue» به معنای مرور، بازبینی و بازنگری گفته می شود؛ آن را بازنگری خواندند زیرا شخص ناقد و بازنگر، با نگرشی پس از ساخت اثر هنری، به تفسیر و تحلیل معنای آن می پردازد. رولان بارت در مقاله «نقد چیست» در توصیف فعالیت نقد می نویسد: «نقد ساختارگرا یك فعالیت است كه شیء (اثر هنری) را طوری بازسازی می كند كه قوانین كاركردی آن آشكار می شود. بازسازی شیء كه بارت آن را «شبیه سازی» یا تقلید می نامد، شیء را فهم پذیر می كند؛ زیرا به این ترتیب كاركردهای شیء كه در حالت طبیعی آن قابل مشاهده نیست، شناخته می شود.»بر اساس نظریه رولان بارت، مسئولیت و وظیفه ناقد بازسازی معنای اثر نیست بلكه بازسازی قواعد و محدودیت های گسترش آن معناست؛ به عبارت دیگر، ناقد نظام یك متن را بازسازی می‌كند.

جایگاه نقد در سینما
نقد اصلی ترین شاخص جهت رشد آثار هنری است. آنچه ما به عنوان تغییر سریع آثار هنری از حیث محتوایی و فنی نیز مشاهده می كنیم، بخاطر نقد رخ می دهد. اوكتایو پاز می گوید «آنچه هنر مدرن را از هنر سنتی متفاوت كرده است نقد است.» یعنی آنچه باعث شده هنر در جامعه هویتی تازه و متفاوت بیابد «نقد» است. اگر نقد آثار هنری نبود، میزان توجه جامعه به این آثار كمتر از آنچه شاهدیم می شد.
هاشم زاده در این برنامه ریشه نقد فلسفی را بررسی كرد و آثار ارسطو و دیده رو را در این زمینه پیشتاز دانست.
او در ادامه گفت :
تاریخ تحلیل و ارزش گذاری آثار هنری را شاید از اولین مواجه مخاطبین با آثار هنری بتوان قلمداد كرد، اما نقد به عنوان یك علم مدون و مكتوب تاریخ چندان درازی ندارد. در رابطه با فیلم و سینما، تاریخ آن را در ایران می توان در اوال دهه 1300 در روزنامه های اطلاعات و ایران جستجو كرد. البته نقد های آن زمان، بیشتر در توضیحاتی كلی و اجمالی به كیفیت و میزان جذابیت فیلم ها می پرداختند. ولی رفته رفته سینما به عنوان یكی از مسائل اصلی جامعه ایران مطرح شد. در سال 32 اولین نشریه تخصصی فیلم در ایران به نام «ستاره سینما» به راه افتاد و پایه گذار نقد های حرفه در میان جامعه سینمایی ایران شد. پرویز دوایی، بهرام ری‌پور و پرویز نوری در این مجله به فعالیت پرداختند و در سال 36 هم مجله دیگری به نام «فیلم و زندگی» به راه افتاد. نویسندگان دیگری همچون كیومرث وجدانی، هوشنگ بهارلو، جمشید ارجمند و شمیم بهار، دست به قلم شدند و فعالیت ایشان به جریانی موسوم به «موج نو» در سینمای ایران در دهه 50 شد.
در آمریكا و اروپا نیز نقدهای سینمایی از دهه سی آغاز شد، اما آنچه منجر به نظریات اصلی نقد فیلم شد در دهه پنجاه با مجله «كایدو سینما» در فرانسه و «مووی» در آمریكا توسط آندره بازن و اندرو ساریس شكل گرفت.

دسترسی سریع