برنامه سینما فرهنگ پنجشنبه 10 آذر 1401 با حضور سعید هاشم زاده منتقد سینما به مقوله ی ملودرام پرداخت.
ریشهشناسی
واژه Melodrama از یك واژه فرانسوی قرن نوزدهم به نام mélodrame نشات گرفته است. این واژه، خود از دو بخش مشتق شده. واژه یونانی melos μέλος به معنی آواز یا عضو. (مقایسه كنید با واژه ملودی melody كه از واژه یونانی μελωδία melōdia به معنای آواز خواندن نشات گرفته است). بخش دوم drame، نشات گرفته از زبان لاتین پس از دوره كلاسیك است (كه درنهایت آن هم به یك واژه یونانی كلاسیك drama δράμα برمیگردد و به معنای طرح نمایشی است.) لفظ ملودرام از سده پنجم پیش از میلاد مسیح كاربرد پیدا كرده است.
ملودرام یك ژانر فرعی از ژانر اصلی درام محسوب میشود. مشخصه فیلمهای ملودرام، طرح آنها برای جذب كردن و بالا بردن عواطف مخاطبان است. آنها به طور كلی به گسترش كاراكترهای كلیشهای، تعاملات و تمهای بسیار احساسی وابسته هستند. فیلمهای ملودراماتیك تمایل به استفاده از طرحهایی دارند كه اغلب با بحرانهای احساسات انسانی، رابطه عاشقانه یا دوستانه شكست خورده، مشكلات خانوادگی ادامهدار، تراژدی، بیماری، اختلال روانی یا دشواریهای فیزیكی و احساسی سروكار دارند. قربانیان، زوجها، شخصیتهای پرهیزگار، قهرمانان و سردمداران رنجكشیده (كه معمولاً قهرمانان زن هستند) در ملودرامها ارائه و معرفی میشوند این افراد معمولاً تحت فشارهای اجتماعی، تهدید، سركوب، ترسها، حوادث غیرمحتمل و یا مشكلات با دوستان، جامعه، كار، عشق، یا خانواده هستند. قالب ملودراماتیك به شخصیت اجازه میدهد تا با وجود مشكلات خود كار و تلاش كند و با استقامت مداوم، اعمال فداكارانه و شجاعت ثابتقدم بر مشكلات فائق آید.
ملودرام در سینمای ایران
در این برنامه هاشم زاده معتقد بود بیش تر فیلم های سینمای ایران را ژانر ملودرام تشكیل می دهد.
در فیلیمو بخشی با عنوان درام دهه نود وجود دارد كه بخش مهمی از فیلمهایی ایرانی كه در یك دهه گذشته تولید شده را میتوانید در آن تماشا كنید. نگاهی اجمالی به این آثار میتواند شمایلی كلی از وضعیت سینمای ایران و فیلمهای تولید و اكران شده دردهه نود را ترسیم كرد. این یادداشت از همین منظر به سینمای ایران در دهه 90 نگاه میكند كه دوران پرنشیب و نصیب را تجربه كرده است. از آغاز این دهه با دریافت نخستین اسكار سینمایی با جدایی نادر از سیمین تا سالهای پایانی و بحران كرونا و قرار گرفتن سینمای ایران در آستانه ورشكستگی. واقعیت این است كه ارزیابی سینمای ایران در یك دهه تقویمی بدون تقدیر اجتماعی-سیاسی آن ممكن نیست. به این معنا كه نمیتوان سینما را چه از حیث درون متنی یعنی كمیت و كیفیت آثاری كه تولید كرده و سطح فیلمهایش چه از حیث برون متنی و در سطح مدیریت سینمایی بدون نسبت آن با وقایع و رخدادهای بیرونی یعنی شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مورد ارزیابی دقیق و منصفانه قرار دارد. این نگاه برآمده از رویكرد تاریخی و جامعهشناسی است كه سینما را در بستر شرایط تاریخی-اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد.
واقعیت این است كه بازنمایی سینمای ایران در دهه 90 را باید در دو سطح «تولیدات سینمایی» و «مدیریت سینمایی» پی گرفت. از منظر اول یعنی تولیدات فارغ از مناسبات و ساختار چرخه تولید كه یك سر آن باز هم به مدیریت سینمایی برمیگردد، فیلمهایی كه ساخته شده و كم و كیف آنها باید معیار قرار بگیرد. از این منظر به غیر از «جدایی نادر از سیمین» بار دیگر اصغر فرهادی با فیلم «فروشنده» دومین اسكار را هم گرفت تا سینمای ایران توسط او در دهه 90 صاحب 2 جایزه اسكار شود. از سوی دیگر در این دهه چه در سطح كارگردانی و فیلمسازی و چه در سطح بازیگری شاهد ظهور نسل جوان و با استعدادی بودیم كه خوش درخشیدند و اگر سینمای ایران همین مخاطب نیمبند خود را هم حفظ كرده، مدیون این ستارههای نوظهور است. در عرصه كارگردانی شاهد ظهور كارگردانهایی مثل سعید روستایی، نیما جاویدی، محمد حسین مهدویان، هومن سیدی، محمد كارت و… بوده و در عرصه بازیگری هم شاهد حضور نوید محمدزاده، پیمان معادی، هادی حجازی فر، پریناز ایزدیار و البته رشد و پیشرفت بازیگران دیگر مثل جواد عزتی، سحر دولتشاهی و نمونههای دیگر بوده كه توانستند با توانمندی و خلاقیت و اثرگذاری، چراغ سینمای ایران را روشن نگه داشته و پای مردم را به سینما باز كنند و رضایت مخاطب را به طور نسبی حفظ كنند. شاید بتوان گفت سینمای ایران در دهه 90 بیش از اینكه منوط به مدیریت و برنامهریزی كارآمد مدیران و سیاستگذاران سینمایی باشد بر شانه هنرمندانی ایستاده و خودش را نگه داشته كه با استعداد و خلاقیت فردی توانستند به آفرینشگری و نوآوری دست بزنند.ز
در پایان این برنامه به موضوعات سینمای ایران چون زنان و خیانت و ... پرداختند و معتقد بودند بیش ترین ملودرام های سینمای ایران را این موضوعات تشكیل می دهد.