در آیین نكوداشت زندهیاد بهروز رضوی و گذار برنامه «هزاره ادب فارسی» از هزار قسمت، دیدگاه محمدرضا شفیعیكدكنی درباره هنر گویندگی و زیباییشناسی شنیداری رضوی بازگو شد؛ هنرمندی كه صدایش نسلهای مختلف را با شعر و میراث زبان فارسی پیوند میداد.
آیین «گذار هزار قسمت از هزاره ادب فارسی؛ نكوداشت استاد زندهنام بهروز رضوی» چهارشنبه، 29 مهرماه 1405، در سرای اهل قلم برگزار شد. در این مراسم، منصوره كردی، قائممقام شبكه و مدیر گروه ادب و هنر رادیو فرهنگ؛ محمد حسینیباغسنگانی، پژوهشگر و تهیهكننده رادیو و برنامه «هزاره ادب فارسی»؛ محمدباقر رضایی، نویسنده و سردبیر این برنامه؛ و رضا خضرایی، گوینده رادیو و برنامه «هزاره ادب فارسی»، سخن گفتند. دبیری این نشست را امین خرمی بر عهده داشت.
خرمی در بخشی از سخنان خود، با اشاره به درگذشت بهروز رضوی در 25 خردادماه سال جاری، گفت كه خبر درگذشت او دوستدارانش را داغدار كرد. به گفته وی، رضوی با اجرا در برنامههایی چون «كتاب شب» و «هزاره ادب فارسی»، میراثی ماندگار بر جای گذاشت. برنامه «هزاره ادب فارسی» از سال 1396، با همراهی محسن حكیممعانی، در رادیو تهران آغاز شد و سپس به رادیو فرهنگ رسید؛ برنامهای كه شنوندگانی از كشورهایی چون تركیه، هند، كانادا، پاكستان و افغانستان نیز آن را دنبال میكنند.
دبیر نشست در ادامه، دیدگاه محمدرضا شفیعیكدكنی درباره هنر رضوی را بازگو كرد. او توضیح داد كه در یكی از كلاسهای شفیعیكدكنی در دانشگاه تهران، بخشی از برنامه عطار با اجرای بهروز رضوی را پخش كرده و توصیف استاد را با اتكا به تجربه حرفهای خود در خبرنگاری یادداشت كرده است.
به روایت خرمی، شفیعیكدكنی هنر رضوی را نمونهای كمنظیر از پیوند زبان، موسیقی كلام و زیباییشناسی شنیداری میدانست؛ هنرمندی كه در اجرای او، واژهها تنها حامل معنا نبودند و آهنگ، لحن، مكث و شیوه ادای كلمات نیز در انتقال تجربه ادبی به شنونده نقش داشتند. رضوی با شناخت ظرفیتهای موسیقایی زبان فارسی و پرهیز از بیان تصنعی، به كلمات مجال میداد تا ظرافتهای معنایی و عاطفی خود را آشكار كنند.
خرمی در بازگویی این دیدگاه تأكید كرد كه میراث رضوی را باید بخشی از سرمایه فرهنگی زبان فارسی دانست؛ سرمایهای كه در آن، صدا به واسطهای برای پیوند نسلها با شعر، ادبیات و میراث مكتوب تبدیل میشود.
وی همچنین با اشاره به اهمیت شیوه بیان و دریافت زبان، یادآور شد كه پاسداشت زبان تنها به حفظ واژگان و قواعد دستوری محدود نیست، بلكه چگونگی شنیدهشدن و تجربهشدن آن نیز اهمیت دارد.
خرمی در نقل دیدگاه شفیعیكدكنی گفت: «بهروز رضوی در پیوند میان زبان، موسیقی كلام و زیباییشناسی شنیداری، نمونهای كمنظیر و نادر است؛ پیوندی كه در آن، واژهها تنها حامل معنا نیستند و آهنگ، لحن، مكث و شیوه ادای آنها نیز در انتقال تجربه ادبی به مخاطب نقش دارند. بهروز رضوی از جمله هنرمندانی است كه با شناخت ظرفیتهای موسیقی زبان پارسی و پرهیز از بیان تصنعی، به كلمات مجال میداد تا با تمام ظرافتهای معنایی و عاطفی خود شنیده شوند.
اگر هنر رضوی را با چنین نگاهی ارزیابی كنیم، میراثش باید بخشی از سرمایه فرهنگی زبان فارسی دانسته شود؛ سرمایهای كه در آن، صدا به واسطهای برای پیوند نسلها با شعر، ادبیات و میراث مكتوب تبدیل میشود. در روزگاری كه گاه سرعت انتقال پیام بر كیفیت بیان و عمق دریافت غلبه میكند، هنرمندی با ویژگیهای بهروز رضوی یادآور این نكته است كه پاسداشت زبان تنها به حفظ واژگان و قواعد دستوری محدود نمیشود، بلكه به چگونگی شنیدهشدن و تجربهشدن آن نیز وابسته است.»