زبان رسانه پركاربرد ترین گونه زبانی است كه برای اطلاع رسانی در رسانه های دیداری و شنیداری، مكتوب و غیر مكتوب استفاده می شود.در این مقاله به ارتباط متقابل و تاثیر گذاری و تاثیر پذیری زبان رسانه و زبان گفتاری از یكدیگر پرداخته می شود.
نویسنده:محمدصادق رحمانیان
چكیده:
زبان رسانه پركاربرد ترین گونه زبانی است كه برای اطلاع رسانی در رسانه های دیداری و شنیداری، مكتوب و غیر مكتوب استفاده می شود.اهمیت سرعت انتقال اطلاعات و همچنین تاثیر بافت و ساختار زبان های بیگانه باعث شده است كه این زبان، پر انحراف ترین گونه زبان معیار باشد. از سویی زبان گفتاری ،زبان مردم یك حوزه جغرافیایی خاص در یك دوره زمانی است كه می تواند از زبان ها، گونه ها و گویش های موجود در آن حوزه تاثیر پذیرفته باشد. ضرورت برنامه ریزی برای حفظ ارتباط و تعامل میان این دو زبان بر آینده پیوند میان رسانه و مخاطبان تاثیر می¬گذارد و سبب همسویی رسانه با زبان گفتاری جامعه و از سویی هدایت و جهت دهی آن شود.در این مقاله به ارتباط متقابل و تاثیر گذاری و تاثیر پذیری زبان رسانه و زبان گفتاری از یكدیگر پرداخته می شود.
واژگان كلیدی:رسانه، زبان رسانه- زبان معیار- زبان گفتار
مقدمه:
زبان رسانه و زبان گفتاری جامعه بر یكدیگر تاثیر متقابل دارند. تاثیر زبان جامعه بر رسانه ها را می توان از منظرهای گوناگون بررسی كرد كه از جمله آن طیف مخاطبانی است كه برنامه های رسانه برای آنان تهیه و پخش می شود.رسانه باید به خواسته و انتظار گفتاری مخاطبان توجه كند.
رسانه نهادی در دل جامعه است، نه جدای از آن و گویندگان آن به زبان مردم سخن می گویند و با آنان ارتباط برقرار می كنند. زبان رسانه خود پیرو تغییر و تحولاتی است كه زبان هر جامعه، همانند امری پویا و به¬واسطه ارتباطات كلامی-نوشتاری از مردمان آن جامعه، تاثیر می پذیرد.
با توجه به ضرورت حفظ تعامل و همگامی زبان رسانه ملی و زبان گفتاری افراد جامعه، باید گفت در صورتی كه همسویی نداشته باشد و از سویی رسانه ملی، زبان گفتاری جامعه را ارتقا نبخشد، شاهد شكل گیری شكاف میان این دو خواهیم بود و رسانه ملی به منظور ارتقای جایگاه زبان گفتاری جامعه باید برنامه ریزی كند.
در این تحقیق ضمن بررسی و تحلیل وضعیت زبان رسانه ملی و ارتباط آن با زبان گفتاری، سعی می¬شود برای شناسایی عوامل موثر بر این ارتباط و نقش متقابل این دو زبان بر یكدیگر راهكارهایی بدهیم.
در این تحقیق برای رسیدن به نتیجه چند سوال مطرح می شود؛ مثلاً: آیا زبان رسانه ملی با زبان گفتاری جامعه همسو است؟ و یا تغییر در زبان رسانه ملی چه تاثیری بر زبان گفتاری جامعه دارد؟ و سرانجام آیا زبان گفتاری جامعه بر زبان رسانه ملی تاثیر می گذارد؟
فرض بر این است كه زبان رسانه ملی به تدریج از زبان گفتاری جامعه فاصله می گیرد. همچنین این موضوع كه ایجاد تغییر و تحول در زبان رسانه ملی می تواند سبب ارتقا و تحول زبان گفتاری مردم شود. و فرض پایانی این است كه زبان گفتاری جامعه بر زبان رسانه ملی تاثیر اندكی دارد و شكافی میان آن ها حس می شود.
در این تحقیق از روش كتابخانه ای-اسنادی استفاده شده و با مراجعه به برخی كتاب هایی كه در زمینه زبان ، رسانه و گفتار رادیویی با تمركز بر برنامه های رادیویی نگارش یافته است به نتیجه مورد نظر دست یافته ایم و از سوی دیگر به منظور ارزیابی و بررسی وضعیت زبان رسانه و ارتباط آن با زبان گفتاری افراد جامعه به شیوه مطالعه موردی، به برخی برنامه های شاخص رادیویی(رادیو ایران و فرهنگ) مراجعه و از طریق تحلیل این برنامه ها وضعیت گفتاری برنامه ها را مطالعه كردیم و به نتایجی دست یافته ایم.
نتایج و یافته ها:
رسانه، شایسته ترین سازمانی است كه می تواند در راستای خودكفایی واژگانی و ساختاری و حفظ ارزش های زبان فارسی گام بردارد و در این زمینه بستر سازی كند و به تحول زبان جهت دهد. برنامه ریزی برای بهبود وضعیت زبان گفتاری جامعه در واقع از تعریف كوپر (1989) نشات می گیرد. وی برنامه ریزی زبان را مفهومی عام می داند كه تمام تلاش های عمدی را در جهت تحت تاثیر قرار دادن رفتار زبانی افراد در جوامع در حوزه های پیكره، شان و زبان آموزی در بر می گیرد. این تعریف، برنامه ریزی از نوع خرد و كلان، رسمی و غیر رسمی را به تساوی شامل می شود.اصطلاح، تحت تاثیر قرار دادن رفتار زبانی ،علاوه بر اینكه تمام انواع برنامه ریزی زبان مانند حفظ ،تغییر و ... را شامل می شود، به طور تلویحی به اهمیت نقش متقاعد كنندگی تبلیغات در برنامه ریزی زبان اشاره دارد و روشن است كه یك رسانه ای ملی (مانند صدا و سیما) می تواند تاثیر بسزایی بر رفتار زبانی افراد و جوامع داشته باشد. چنانچه رسانه، كار اجرا، توزیع و ارزیابی برنامه ریزی زبان را پیوسته و مداوم عهده دار شود، طبیعتاشایستگی و تخصص سیاست گذاری و برنامه ریزی زبان را به¬دست خواهد آورد.
یافته های این تحقیق تایید كننده این ادعاست، زیرا دور ماندن رسانه از زبان گفتاری جامعه سبب فاصله گرفتن مخاطب از این رسانه شده است و مردم آن را با خود و كلامشان بیگانه می بینند.
جمع بندی:
در این تحقیق با بررسی و مطالعه موردی برنامه های رادیو ایران و فرهنگ و با بهره گیری از منابع نظری و مكتوب در سنجش و ارزیابی سوالات تحقیق به این نتیجه می رسیم كه فرضیات ما مورد تایید قرار گرفته و شاهد شكاف و فاصله میان زبان رسانه و زبان گفتاری جامعه هستیم.به گونه ای كه مردم نمی توانند به خوبی كلام برنامه ها را درك كنند و با آن احساس تعلق خاطر نمی كنند و باید به منظور نزدیكی این گونه زبان ها و شكل گیری درك مشترك از زبان رسانه ها نزد مردم و مخاطبان آن، این زبان ها به یكدیگر نزدیك شود و زبان رسانه ضمن همسویی با زبان گفتاری جامعه، در ارتقای جایگاه زبان گفتاری بكوشد و مانع از نازل شدن آن شود.
پیشنهادها:
در پایان راهكارهایی به منظور بهبود ارتباط و تعامل میان زبان رسانه و زبان گفتاری جامعه و درك متقابل این دو و از سویی ارتقای زبان گفتاری جامعه، داده می¬شود:
1. رسانه برای ارتقای زبان گفتار جامعه صورت برنامه ریزی كند.
2.رسانه ضمن همراهی و همسویی با انتظارات مخاطبان باید هدایت كننده و تحول آفرین باشد.
3.رسانه با برگزاری نشست ها و همایش های تخصصی همگان را متوجه اهمیت و ضرورت تحول زبان گفتاری جامعه متوجه كند.
4.اختصاص برنامه های خاص رادیو و تلویزیون به موضوع زبان فارسی با حضور سازمان های متولی همچون فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
5. تحقیق در رسانه به منظور شناخت زبان گفتاری رایج جامعه و نزدیك شدن زبان رسانه و زبان گفتاری جامعه برای رسیدن به درك مشترك.
منابع:
1.پروری،محمد(1384).زبان و رسانه.تهران.انتشارات تحقیق و توسعه صدا.
2.آقازاده،فردوس(1389).تحلیل گفتمان های رادیو.تهران.انتشارات دفتر پژوهش های رادیو.
3.دانایی،فاطمه(1393).گونه های زبانی مناسب برنامه های رادیویی. انتشارات دفتر پژوهش های رادیو.
4.داوری اردكانی،نگار(1385).رسانه ملی متولی برنامه ریزی زبان.پژوهش و سنجش سال سیزدهم شماره47.