آرول اشتین اولین كسی بود كه موفق به كشف آثار مربوط به كوه خواجه در سیستان و آثار موجود در منطقۀ جیرفت، موسوم به تمدن دقیانوس شد.
نویسنده : مهرنوش محتشمی
سال های بین 1930-1940 میلادی ، یكی از دوره های درخشان در تاریخ اكتشافات نوین باستانشناسی در ایران است زیرا با ساخت فرودگاه دوشان تپه و ارائه مجوزهای لازم جهت انجام پروازهای اكتشافی بر فراز ایران، عملاً انجام مطالعات باستانشناسی وارد مرحله جدیدی شد بطوری كه با ورود باستان شناسانی همچون پروفسور آندره گدار، اریك اشمیت و دهها محقق دیگر، آثار و نقاط باستانی زیادی كشف شدند . حاصل این كشفیات، دسترسی یافتن به اطلاعات كم نظیری بود كه همگی حكایت از عظمت تمدن در ایران باستان داشت، آثاری كه امروزه برخی از آنها زینت بخش موزه ها و دانشگاه های خارجی است.
اما در این بین نتایج حاصله از اقدامات سر مارك آرول اشتین كه خود باستانشناس پرتجربه ای بود و قبل از سفر به ایران تحقیقات گسترده ای را در آسیای مركزی از جمله در تركستان چین، حوضۀ رودخانه سند و منطقۀ مكران پاكستان انجام داده بود، كاملاً چشمگیر است.
سر مارك اورل اشتین باستانشناس مجارستانی الاصل و تبعه انگلستان بود. او در سال 1862 میلادی در بوداپست متولد شد و بعدها با تغییر به فرقه باپتیستها دین مسیحیت را قبول كرده و تبعه انگلیس شد.
او در طی سالهای 1910ـ1900 موفق شد اولین سفر تحقیقاتی خود را در حوضۀ رودخانۀ تاریم در تركستان چین واقع در آسیای مركزی را با موفقیت به انجام رسانده و دستاوردهای مهمی را به ارمغان بیاورد. وی كه به همراه تحقیقات گسترده باستانشناسی خویش، بهكار تدریس نیز در دانشگاههای معتبر هند اشتغال داشت توانست تحقیقات گستردهای را در دیگر مناطق آسیا نظیر مكران بلوچستان، افغانستان و مناطق گسترده از ایران را انجام دهد. اشتاین هنگامی در ایران شروع به مطالعات باستانشناسی و تحقیقات علمی كرد كه مدتها از حضور شرقشناسان و ایرانشناسان معروفی همچون، سر ویلیام اوزلی، خانیكف، ژاك دو مورگان موسیو دو فیلیپ و غیره در ایران گذشته بود.
با این وجود ، او اولین كسی بود كه موفق به كشف ویرانههای كوه خواجه در سیستان و آثار بجا مانده از تمدن هیلرود موسوم به دقیانوس و معرفی تمدن كهن آنجا به جهانیان شد . اشتاین دراین رابطه توانست به نقش ارتباطی مهم تمدن جیرفت با تمدنهای موهانجودارو در اطراف رودخانه سند و همینطور تمدن بینالنهرین در عراق پی ببرد.
از سویی وی در جریان ادامۀ تحقیقات و مطالعات گسترده خود موفق شد تا مناطقی همچون بلوچستان، تخت سلیمان، آذربایجان، لرستان، كردستان را نیز مورد بازدید و كاوش قرار بدهد.
اشتاین در جریان سفر 2100 كیلومتری خود در فارس نیز توانست، به اطلاعات بسیار باارزشی در زمینۀ سكونتگاههای بشری در دوران پیش از تاریخ و یا بعد از تاریخ موجود در آن منطقه دسترسی بیابد.
سفرنامه اشتاین در واقع گزارش سفر تحقیقاتی او به فارس و ترجمۀ بخشی از جلد سوم كتاب موسوم به عراق است كه در مدرسۀ باستانشناسی بغداد آنهم در طی سالهای اشغال آن كشور توسط دولت انگلستان به چاپ رسیده بود .
اشتاین یك بار دیگر نیز در سال 1933 میلادی از طریق بندر بوشهر به ایران آمد. در آن زمان به دلیل وقوع جنگهای داخلی و سركوب عشایر توسط حكومت مركزی وقت در فارس، وی نتوانست در منطقۀ لارستان فارس و همینطور دیگر مناطق همجوار این استان به كاوش بپردازد . با این وجود وی در طول سفر تقریباً هفتماهه خویش ، با پشتكاری بینظیر به همراه دوست و همكار پرتلاش و خستگیناپذیر خود، محمد ایوبخان كه مسؤلیت نقشهبرداری از مناطق مورد نظر را بر عهده داشت توانست نقشههای توپوگرافی آن هم با دقت بالا تهیه كند.
این نقشه برداری با وسایل ابتدائی نظیر تختۀ سهپایه، ارتفاعسنج و شیبسنج در حداقل زمان ممكن انجام گرفت. در این راه اشتاین تصاویری از ظروف سفالی، خردهسفالها و مجموعه ابزارهای گردآوری شده و معرفی محل كشف دقیق آنها ارائه كرد .او با توضیحات جامع توانست به كار خود ارزش والایی بخشیده و از این راه كمك شایانی نیز به علاقهمندان علم باستانشناسی و شیفتگان تاریخ و تمدن سرزمین ایران كند.
صحت كار و رفتار صادقانۀ ایشان در خصوص معرفی تمامی اشیاء بهدست آمده توسط وی و انتقال برخی از آنها به موزۀ انگلستان كه با كسب اجازۀ رسمی از سوی دولت وقت صورت گرفته بود را میتوان در زمرۀ معدود باستانشناسانی برشمرد كه قبل از اینكه به فكر تخریب و غارت آثار باشند به فكر رمزگشایی از برخی از زوایای پنهان تاریخ این سرزمین بودهاند.
این محقق ارزشمند پس از گذراندن عمری پرثمر سرانجام در اكتبر 1943 م و در حالی كه در پشت دیوارهای شهر كابل مشغول بررسیهای باستانشناسانه بود دیده از جهان فروبست و در گورستان مسیحیان آن شهر به خاك سپرده شد.