بخشی از سخن یك زبانشناس را برایتان نقل می كنیم كه ببینید آیا روا ست كه با این همه ما با زبانمان این گونه رفتار كنیم كه این روزها در گفتار و نوشتار عارف عامی می بینیم .
نویسنده : باقر خلیلی
غلامرضا عمرانی زبانشناس و نویسنده كتابهای درسی وپژوهشی زبانشناسی گفت : « زبان فارسی یكی از غنیترین زبانهای بشر است چون سرمایۀ فكری و معنوی در آن گنجانده شده است . ما در كشور عزیزمان ایران دو چیز داریم كه باعث افتخار ماست . اول زبان فارسی و دیگری هویت ایرانی.
اولین شعر فارسی در سیستان سروده شد و از این منطقه به دیگر جاها راه پیدا كرد .
به ترتیب زمان سه شاعر بزرگ داریم كه فرخی ، سعدی و ایرج میرزا هستند و سبكی سهل و ممتنع دارند و شعرهایشان سادگی و روانی دارد كه سرودن آن كار هركسی نیست ، به گونه ای كه هزاران نفر دست به قلم بردهاند كه مانند آنان شعر بگویند اما نتوانسته اند.
آسانگویی در شعر با فرخی سیستانی آغاز شد ، با سعدی به اوج خود رسید و با ایرج میرزا كمال یافت و به پایان رسید .
اگر یعقوب لیث صفار سیستانی نبود ، زبان فارسی نیز نبود چون او فرمان گویش به زبان فارسی را داد كه اكنون ما به این زبان غنی افتخار میكنیم .
خیلی از كشورها نتوانستند زبان خود را حفظ كنند اما افتخار ما ایرانیان این است كه پس از مسلمان شدن زبان و هویتمان را از دست ندادیم وتوانستیم بهتر از دیگران اسلام را به خوبی
به جهان معرفی كنیم .
******
چه می اندیشیم ؟ با این همه كه آدم های آگاه و دلسوز از سر درد گفته و از بن دندان گفته اند ، چه كرده و چه اندیشیده ایم جز این كه بیشترمان به رنگ جماعت شده ایم و واژگان زبان بیگانه یا آرگو ( زبان لاتی ) در ذهن و زبانمان جا خوش كرده است !
گمان نكنیم كه مسئله بی اهمیت است . كمی بیندیشیم . والسلام