این خریداران مفلس را بهل / چه خریداری كند یك مشت گل
مشتری من خدایست او مرا / می كشد بالا كه الله اشتری
نویسنده:حسین نعمتی
بسیاری از شخصیت ها و تریبون داران و ... همیشه نگرانند كه مبادا روزی خریدار و مخاطبشان كم شود و در سراسر زندگیشان دلهره چنین روزی را دارند و بیشترشان با كم شدن خریدار دچار افسردگی می شوند و حتی برخی از آنان خودكشی می¬كنند.
در این دو بیت مولوی به مخاطب نگاه دیگری دارد. او از منظر الهی به موضوع می نگرد و مبتنی بر همان جهان بینی الهی از مخاطب، تعریف دیگری دارد.
چكیده و خلاصه نگرش مولوی در این موضوع آن است كه خریدار واقعی و مخاطب حقیقی خداوند است نه بشر.
خداست كه خریدار حقیقی هنر انسان است، اوست كه همه اعمال را می¬خرد حتی كمترین ها را كه اصلا گمان نمی¬بریم ارزشی داشته باشد.
مولوی در اینجا بشر را تنها یك مشت گل می داند كه تا خدا نخواهد كاری از او ساخته نیست. لذا آدمی نباید به خوش آمدن و نیامدن دیگران دلخوش و از تعریفشان مغرور شود یا از تكذیبشان افسرده و نومید شود.زیرا آنان ازخود هیچ قدرتی ندارند و موجوداتی هستند همچون ما.
از دیدگاه مبتنی بر جهان بینی الهی مولوی، خریدار حقیقی هنرانسان ،خداوند است بنابراین در همه كارها باید برای او و به خاطر او قدم بردارد و اگر این گونه شد آنگاه كار او قدر و قیمت پیدا می¬كند و توجه دیگران به او جلب می¬شود.
مشتری من خدایست او مرا / می كشد بالا كه الله اشتری
لذا آدمی باید در همه¬ احوال وكارها با خدا معامله كند. همه¬كارها، چه كوچك و چه بزرگ. معامله¬ی با خداست كه اولا:حقیقی ثانیا:ماندگار وثالثا: در گستره¬ی وسیع ضرب و تكثیر می¬شود .