گفتگو با احسان طهماسبی منتقد سینما در برنامه هفت اقلیم
طهماسبی در این برنامه در مورد مقوله نگره مؤلف و وجود آن در سینمای ایران صحبت كرد و گفت :
علیالقاعده حرف زدن از آنچه كه نیست و نداریم بسیار مشكلتر از حرف زدن دربارهی چیزی است كه هست و داریم. اما در این مجال میخواهم راجع به چیزی صحبت كنم كه معتقدم اساسا وجود خارجی ندارد؛ و آن سینمای مولف است. در سینمایی كه اغلب فیلمسازان مدعیاند چون از دولت یا نهادهای غیرخصوصی بودجه میگیرند و فیلم به اصطلاح اجتماعی میسازند و فیلمنامههایشان را خودشان مینویسند یا به قولی كار فرهنگی میكنند پس باید مولف صدایشان زد سوال اینجاست كه با چنین درك كودكانه و شاید بشود گفت ابلهانهای از مفهوم مورد نظر اصلا چطور میتوانیم به وجود سینمای مولف قائل باشیم؟!نسلی كه قرار بود، با همراهی بزرگان موج نو، ایران را به بهشت فیلم هنری مبدل سازد نادانسته در دام بازی بزرگتری گرفتار آمد كه گردانندگان جشنوارههای جهانی برایش تدارك دیده بود. در این میان، كمتر كسی توانست با حفظ اراده و سلیقهی شخصیاش خود را به فضای موجود تحمیل كند.
به طور مثال، عباس كیارستمی از معدود افرادی بود كه اسیر جهتدهی جشنوارهها نشد. نكتهی حائز اهمیت این است كه اصولا سینمای مولفمحور یا هنری دایرهی محدودی دارد و هركسی را یارای آن نیست كه خود را به جایگاه یك مولف بركشد و عملا مابقی بازیگران ماجرا یا سیاهیلشگرند یا مقلد بزرگان و یا حداكثر چهرههایی حاشیهای كه شاید بعدها مورد توجه طیف سینهفیل قرار بگیرند (مثلا باید پرسید ابراهیم فروزش كه با دومین فیلم بلندش خمره (1370) برندهی یوزپلنگ طلایی جشنوارهی لوكارنو شد چرا اكنون حتی در ایران هم به دست فراموشی سپرده شده؟).
بنابراین در چنین جوی نمیتوان و نباید به این امید بست كه با فراهمآوردن زمینهی مساعد كارخانهی تولید مولف راه بیاندازیم.