گفتگو با سالار خوش خو منتقد ادبی در برنامه بوطیقا
خوش خو در این برنامه گفت :
رمان پرونده كارآگاه عاشق رمانی با شخصیت های متعدد و قصه های تو در تو است. او در ادامه افزود :
هنگام خواندن كتاب سیر طبقاتی در دل شهر برای من جالب شد، چون پرونده یك رمان در ژانر جرم نبود كه قاتلی پیدا شود. آنچه در كتاب ملموس بود شكل گرفتن طبقاتی بود كه بهواسطه شخصیتها شكل میگرفت. حتی انگار آدمها طبقاتی كشته میشدند. بنابراین وقتی كتاب را خواندم آدمها را در شش طبقه فهرست كردم. این وضعیت موجود در رمان خواننده را با جامعه ایران مواجه میكند كه اساسا با یك سرمایهداری غیرمولد مواجه است. مثلا شغل فرد در رمان انبوهسازی است یا گالریداری. افراد به استخدام طبقه اول در میآیند تا در ادامه چیزی را توجیه كنند. یا جای دیگری با طبقه بهرهكش هنری مواجه هستیم كه خودشان به استخدام طبقه دوم درآمدهاند.
او ادامه داد: مهام میقانی نگاه صرفا طبقاتی از منظر اقتصادی را كنار میزند و به جنسیت و نژاد هم توجه دارد. در ص 663 جایی كه سمیه یا دریا اعتراف میكند یك طبقه جنسیتی رقم میخورد. در دو نقطه هم طبقات شهرستانی و شهری را پیش میكشد. سمیه در نتیجه تعارضات اقتصادی بوجود میآید. حتی جایی به نقیبی میگوید هنگام سوال و جواب از من چیزی نپرسیدی و من یك بار دیگر نادیده گرفته شدم. سمیه چندین بار اشاره میكند كه برای برقراری عدالت آمده، با اینكه امیدی هم به برقراری عدالت ندارد. شخصیت «دریا» نشان میدهد ما با طبقات پیچیدهای مواجه هستیم. جایی كه رفاه بهرهكشان در نتیجه محرومیت بیشتر بهرهدهنگان به دست میآید. مجموعه اینها من را با رمانی مواجه میكرد كه با آوردن مثال یك كلاس جامعهشناسی برگزار میكرد.
او در پایان گفت :
علت تداوم كتاب در حدود 700 صفحه رویكرد دیالكتیكی میقانی در نگارش این داستان است.