حسین بهزاد استاد مشهور بزرگ مینیاتور معاصر، متولد 1273 خورشیدی است.
پدرش نقاش و قلمدان ساز بود و به مرض وبا درگذشت. بهزاد پس از كمال الدین بهزاد هراتی، بزرگترین استاد مینیاتور است. اعتقاد و احترام عده ای از هنرشناسان به او به حدی است كه بهزاد را در پاره ای جهات برتر از بهزاد هراتی می دانند. از آثار معروف بهزاد یكی تابلوی «صفی الدین ارموی» و دیگر تابلوی «رودكی» است. مرگ او در 21 مهر 1347 اتفاق افتاد. بهزاد سالها كارمند فنی اداره كل باستانشناسی و استاد مینیاتور هنرستان هنرهای زیبای تهران بود. همچنین نام خیابانی كه وی در تهران سكونت داشت به نام حسین بهزاد تغییر كرد ولی پس از انقلاب اسلامی، نام آن خیابان نیز به نام خیابان شهید نو فلّاح تغییر یافت. خانه او در تهران بنابر وصیتش آموزشگاه نقاشی شدهاست.
بهزاد بعد از اقامتی كوتاه در مدرسه شرف مظفر، شاگرد آقا ملاعلی قلمدانساز شد و بعد شاگردی حسن آقا پیكرنگار را كرد، نقاشی كه در بازار كارگاه داشت. آنجا او حرفهاش را فراگرفت و در نسخههای سبك اواخر تیموری و صفوی تخصص پیدا كرد. سرانجام او كارگاه خود را باز كرد (در هجده سالگی)، نخست در كاروانسرای حاج رحمان خان و سپس در مجاورت شمسالعماره. بعدتر او با میرزا غلامحسین خان میناسازباشی در كارگاهش در راسته طلاسازان بازار به همكاری پرداخت.
بهزاد سفارشهای زیادی برای رونگاری از آثار استادان قدیم میگرفت. طی تجربه این سالها، مهارتش در اسلوبهای نگارگری ارتقا یافت. این زمان او به سبك نگارگری مكتب صفوی و آثار قدمایی چون كمالالدین بهزاد و رضا عباسی علاقهمند بود و چنان در كپیه و سبك آنها مهارت و استادی به خرج میداد كه تشخیص آنها از آثار قدیم، دشوار بود. در این دوره است كه بهزاد برای تذهیب یك نسخه قدیمی خمسه نظامی به كار گماشته شد كه همچون تعداد زیادی دیگر از كارهای او به یك موزه غربی یا مجموعهدار بهعنوان یك اثر دوره صفوی فروخته شد. بهزاد خود ادعا میكند كه این نسخه خمسه سفارش فتوح السلطان بوده و توسط او به بریتیش موزه فروخته شده است. دیگر حامیان و دلالانی كه او در این دوره كارهای سبك صفوی را برایشان تولید كرد شامل عبداللهخان رحیمزاده، رابینیو و كسانی دیگر میشوند. در این بین بهزاد برای چند نفر دیگر هم كار میكرد.
ازجمله كتابهای خطی صدرالممالك وزیر دربار را مصور كرد. همچنین برای موزهای كه شاهزاده ارفع الدوله در موناكو داشت چند مینیاتور تهیه كرد. سفارشدهندگان، بیشتر كارهای بهزاد را بهعنوان عتیقه در خارج از كشور میفروختند و پولهای گزافی میگرفتند. بهزاد در آن زمان صاحب شهرت شده بود. برخی افراد از كارهای او تقلید كرده و با امضای او میفروختند. حسین بهزاد در زمانی كه علی اصغر حكمت وزیر فرهنگ بود، به فرانسه رفت و در پاریس به مطالعه هنر غرب پرداخت. «بهزاد در 1314 ه.ش به پاریس سفر كرد و برای 13 ماه در آنجا اقامت گزید. آنجا به مطالعه نسخههای شرقی و اسلامی (آثار قدیمی مینیاتور ایرانی و شرقی) كه در موزه لوور و گیمه پیدا كرد، پرداخت. این دوره در شكلگیری سبك تازه و شخصیتر بهزاد تأثیر قاطعی داشت، سبكی كه بهزاد با آن شناخته میشود. آن شیوهای ساده شده از سبك صفوی است، گاهی در اندازه نقاشی سهپایهای، كه در آن عناصر مشخصی از نقاشی و زیباشناسی غربی را تركیب میكرد كم و بیش با موفقیت.
او این دوران را این طور توصیف میكند: «من در این مسافرت شكفته شدم و خودم را شناختم و پنجههای من از آن پس شور و احساس نوظهور تازهای یافت.» در جای دیگری میگوید: «مطالعه من در سبكهای مختلف نقاشی ایرانی و خارجی بدین منظور بود تا سبكی بهوجود بیاورم كه ضمن داشتن خصایص ایرانی با هنر روز دنیا نیز منطبق باشد بهزاد پس از بازگشت یه ایران شیوه كارش را تغییر داد، بتدریج كارهای تجاری را كنار گذاشت و به خلق شاهكارهای هنری مورد پسند خود پرداخت. تابلوهای فردوسی، فتح بابل، ایوان مدائن، شب قدر حافظ و نفت یادگارهای این دوره از عمر او هستند.
اما مهمترین كار در بازگشتش از اروپا خلق پنجاه نگاره برای یك نسخه مذهب از عمر خیام بود. بهزاد در 1325 ه.ش به استخدام اداره باستانشناسی درآمد و متعاقباً در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت. او در تعدادی نمایشگاه در داخل و خارج ایران شركت كرد و نمایشگاه انفرادی «نگاه به گذشته» را در موزه ایران باستان و در هزاره ابن سینا برگزار كرد.
درگذشت
بهزاد در اواخر عمر از هنركده هنرهای تزئینی، دكترای افتخاری دریافت كرد و به تدریس در آن هنركده نیز مشغول شد. وی سرانجام در بیست و یكم مهرماه سال یكهزار و سیصد و چهل و هفت هجری شمسی، در سن هفتاد و چهار سالگی درگذشت.
سازمان میراث فرهنگی ایران در سال 1371 ه.ش تصمیم گرفت موزهای دائمی از آثار حسین بهزاد بهوجود آورد. به همین جهت یكی از كاخهای واقع در مجموعه سعدآباد به نام كاخ كرباسی را به این امر اختصاص داد و سپس طی قراردادی با پرویز بهزاد، پسر حسین بهزاد، 289 عدد از آثار بهزاد را به این ساختمان منتقل كردند.
ویژگیهای سبك حسین بهزاد
در مورد ویژگیهای كار حسین بهزاد باید گفت كه شیوه كار او بر اساس مكتب اصفهان بنا شده است. در این شیوه، اهمیت طراحی و محدودیت رنگی بارز است. توجه به حالات و سكنات اشخاص، سایهپردازی، كاهش ریزهكاریها، انتخاب مضامین جدید و گاه موضوعهای معاصر، از موارد عدول او از سنت نگارگری پیشین محسوب میشوند. در این راه او ژرفانمایی و رعایت نسبی اصول كالبدشناسی را از هنر اروپایی و رنگپردازی تكفام را از نقاشی قدیم چینی به عاریت گرفت. رنگآمیزی او با مهارت و سادگی بینظیر انجام شده است. بدین منظور بهزاد غالباً از شدت و ضعف یك رنگ استفاده كرده، یعنی یك رنگ را در تابلو به كار برده است و با همین شیوه بهكار خود عمق و پهناوری داده است. یكی دیگر از ابتكارات و ممیزات بهزاد، رهایی چهره انسانها از سیمای قالبی و یكنواخت مغولی بود. شیوه مینیاتور قبل از او همان شیوه رایج مغولی بود به طوری كه حتی آداب و رسوم مغولی در آنها به چشم میخورد؛ شكلها شبیه هم و یكنواخت بود. از همین روی در مینیاتورهای گذشته خطوط سیمای مغولی، لباس و سلاح مغولی و حتی آداب مغولی دیده میشود. «بهزاد یكسره این سنت را كنار گذاشت. در مینیاتورهای خود ابتكار بهخرج داده و همه جا قیافه ایرانی را نشان میدهد. ولی نه قیافههای قالبی و متحدالشكل كه بر نقاشیهای قاجار دیده میشود.»نكات دیگر اینكه، در گذشته بیشتر نگارهها برای قطع كتابهای رایج كشیده میشدند اندازههای آنها هم كوچك بود، ولی بهزاد قطع مینیاتور را نیز بزرگ كرد. همچنین مینیاتور قدما پر از اشخاص گوناگون بود، او از عده اشخاص هم كاست. او توانست مینیاتور را كه پس از دوران صفویه تكراری شده بود و در دوران قاجار تحت تأثیر نقاشیهای غربی و روسی قرار گرفته بود به مسیر اصلی خود برگرداند.
خود او در این باره چنین میگوید: «شیوه نقاشی مینیاتور كه بهصورت تقلید غلط و ناپسندی درآمده بود رفتهرفته از بین میرفت، من كوشش داشتم سبكی به وجود آورم تا این هنر ملی فراموش نشود.»