صفاییمهر در پاسخ به پرسشی درباره زبان سیاست فرهنگی برای نسل جوان گفت: «نسل جدید فقط مخاطب جدید نیست؛ زیستجهان جدید دارد. با تصویر، سرعت، شبكه اجتماعی، بازی، ویدئوی كوتاه، موسیقی، طنز، تعامل و انتخاب زندگی میكند. بنابراین سیاست فرهنگی برای این نسل نمیتواند فقط با زبان خطابه، بخشنامه، نصیحت و مراسم رسمی پیش برود.»
او افزود: «این به معنای رها كردن ارزشها نیست. ارزشها باید حفظ شوند، اما زبان انتقال آنها باید بهروز شود. میتوان محتوای عمیق را با زبان قابل فهم بیان كرد.»
وی با تأكید بر اهمیت صداقت در گفتوگو با نسل جوان گفت: «نسل جدید شعار را زود تشخیص میدهد. او نمیخواهد فقط شنونده باشد؛ میخواهد دیده شود، نظر بدهد، تولید كند و نقش داشته باشد.»
صفاییمهر گفت: «نسل جدید از فرهنگ فرار نمیكند؛ از فرهنگی فاصله میگیرد كه او را نمیفهمد و با زبان او حرف نمیزند.»
سیاست فرهنگی پایدار، شخصمحور نیست
در بخش دیگری از گفتوگو، موضوع پایداری سیاست فرهنگی بررسی شد. صفاییمهر در این زمینه گفت: «فرهنگ حوزهای نیست كه با حركتهای كوتاهمدت و مقطعی تغییر كند. فرهنگ آرام حركت میكند، اما عمیق اثر میگذارد. بنابراین سیاست فرهنگی باید پیوسته، پایدار و حافظهدار باشد.»
او افزود: «وقتی یك سیاست فقط به علاقه، سلیقه یا اراده یك مدیر وابسته باشد، با رفتن او هم از بین میرود. این دیگر سیاست فرهنگی پایدار نیست؛ فعالیت مناسبتی یا مدیرمحور است.»
صفاییمهر برای پایداری سیاست فرهنگی چند شرط برشمرد؛ از جمله پشتوانه نهادی، شاخص ارزیابی، مشاركت مردمی، حافظه نهادی، بودجه، نیروی انسانی و سازوكار اجرایی.
وی تأكید كرد: «سیاست فرهنگی پایدار، شخصمحور نیست؛ نهادمحور، مردممحور و اثرمحور است.»
مدرسه، خانواده، رسانه و محله پل میان سند و زندگی مردماند
صفاییمهر در ادامه برنامه نقش نهادهای میانی را در پایداری سیاست فرهنگی مهم دانست و گفت: «مدرسه، خانواده، رسانه و محله فقط مجری سیاست نیستند؛ خودشان میدان تولید فرهنگاند.»
او توضیح داد: «فرهنگ فقط در وزارتخانه یا شورا تولید نمیشود. فرهنگ در مدرسه، خانواده، رسانه، محله، مسجد، گروه دوستان، بازار و فضای مجازی تولید میشود.»
وی مدرسه را یكی از مهمترین نهادهای میانی دانست و گفت: «دانشآموز در مدرسه فقط درس نمیخواند؛ قانون، احترام، عدالت، رقابت، مشاركت، تبعیض یا كرامت را تجربه میكند. پس مدرسه فقط مجری سند نیست؛ خودش ویترین حكمرانی فرهنگی است.»
صفاییمهر همچنین خانواده را نخستین میدان تربیت فرهنگی دانست و رسانه را نهادی معرفی كرد كه روایت، ذائقه، حساسیت و مرجعیت فرهنگی میسازد. او افزود: «محله نیز جایی است كه فرهنگ محلی، اعتماد، همسایگی، خاطره، آیین و مشاركت اجتماعی شكل میگیرد.»
او در جمعبندی این بخش گفت: «نهادهای میانی پل میان سند و زندگی مردماند.»
سیاستگذار باید سریع بفهمد، اما عجول واكنش ندهد
در بخش پنجم گفتوگو، موضوع سرعت تغییرات فرهنگی در فضای مجازی بررسی شد. صفاییمهر با اشاره به اینكه فضای مجازی زمان فرهنگ را كوتاه كرده است، گفت: «قبلاً تغییرات فرهنگی ممكن بود آرامتر و در چند سال خود را نشان دهند؛ امروز گاهی یك پدیده فرهنگی در چند ساعت یا چند روز فراگیر میشود.»
او افزود: «در چنین وضعی، سیاستگذار اگر كند باشد، عقب میماند. اگر عجول باشد، خطا میكند. پس باید چابك باشد، اما شتابزده نباشد.»
به گفته وی، چابكی یعنی رصد سریع، فهم سریع، جمعآوری داده، شنیدن صدای میدان، گفتوگو با متخصصان و تحلیل درست؛ اما شتابزدگی یعنی واكنش بدون فهم دقیق.
صفاییمهر تأكید كرد كه سیاست فرهنگی در عصر فضای مجازی باید رصد مستمر، تحلیل میانرشتهای و امكان اجرای آزمایشی و اصلاح سیاست را داشته باشد.
او گفت: «در عصر فضای مجازی، سیاستگذار باید سریع بفهمد، اما عجول واكنش ندهد.»
رصدخانه فرهنگی باید داده را به تصمیم تبدیل كند
در ادامه، بحث به ضرورت ایجاد رصدخانه فرهنگی یا میز تحلیل تصمیمساز رسید. صفاییمهر با تأیید این ضرورت گفت: «اما رصدخانه فرهنگی نباید فقط یك اسم تشریفاتی باشد. كار آن تولید گزارشهای طولانی و اداری نیست. باید حلقه اتصال رصد، تحلیل و تصمیم باشد.»
او برای چنین میزی چند مأموریت برشمرد: رصد روندهای فرهنگی، تعریف درست مسئله، تركیب داده با تجربه میدانی، ارائه سناریو، پیشنهاد سیاستی و پیگیری اثر سیاست.
وی گفت: «این میز باید چندصدایی باشد؛ جامعهشناس، متخصص رسانه، كارشناس آموزش، معلم، روانشناس نوجوان، فعال فرهنگی، نماینده خانواده، كارشناس محلی و حتی صدای نسل جوان باید در آن حضور داشته باشند.»
صفاییمهر افزود: «میز تحلیل تصمیمساز جایی است كه داده به فهم، فهم به سیاست، و سیاست به اقدام قابل ارزیابی تبدیل میشود.»
در فرهنگ، گزارش عملكرد كافی نیست؛ گزارش اثر لازم است
در محور پایانی برنامه، صفاییمهر درباره شاخصهای موفقیت سیاست فرهنگی گفت: «یكی از تفاوتهای مهم مدیریت فرهنگی و حكمرانی فرهنگی این است كه مدیریت فرهنگی معمولاً گزارش عملكرد میدهد؛ چند برنامه، چند جلسه، چند پوستر، چند جشنواره و چند شركتكننده. اینها لازماند، اما كافی نیستند.»
او افزود: «حكمرانی فرهنگی باید گزارش اثر بدهد؛ یعنی بپرسد این برنامه چه تغییری ایجاد كرد؟ آیا اعتماد مردم بیشتر شد؟ آیا مشاركت افزایش یافت؟ آیا دانشآموز احساس تعلق بیشتری كرد؟ آیا خانوادهها درگیر شدند؟ آیا نسل جوان احساس كرد فهمیده شده است؟»
صفاییمهر با بیان مثال كتابخوانی گفت: «اگر برنامهای برای كتابخوانی اجرا میكنیم، فقط نگوییم چند جلد كتاب توزیع شد. بپرسیم آیا عادت مطالعه تغییر كرد؟ آیا كتابخانه مدرسه فعالتر شد؟ آیا دانشآموز خودش كتاب پیشنهاد داد؟ آیا خانواده وارد گفتوگو درباره كتاب شد؟»
او تأكید كرد: «در فرهنگ، تعداد برنامه مهم است، اما اثر برنامه مهمتر است.»
تجربه روزمره مردم، آزمایشگاه واقعی سیاست فرهنگی است
در بخش مشاركت مخاطبان، برنامه از شنوندگان خواست تجربه خود را درباره فاصله میان حرفهای رسمی فرهنگی و واقعیت زندگی روزمره بیان كنند. در همین زمینه، صفاییمهر گفت: «شنیدن صدای مردم بخشی از سیاستگذاری فرهنگی است. مردم فقط مخاطب برنامه نیستند؛ تجربه آنها داده فرهنگی است.»
او افزود: «وقتی شنونده میگوید در مدرسه، خانواده، رسانه، خیابان یا فضای مجازی چه شكافی حس میكند، اینها برای سیاستگذار مهم است. بسیاری از شكافهای فرهنگی اول در زندگی روزمره مردم دیده میشوند و بعد وارد گزارشهای رسمی میشوند.»
وی تصریح كرد: «تجربه روزمره مردم، آزمایشگاه واقعی سیاست فرهنگی است.»
سه توصیه برای سیاستگذاری فرهنگی متناسب با نیاز مردم
صفاییمهر در جمعبندی گفت: «اگر بخواهم سه توصیه برای سیاستگذاری فرهنگی متناسب با نیاز مردم ارائه كنم، توصیه نخست این است كه سیاست فرهنگی باید از زندگی مردم شروع كند، نه فقط از متن اداری. باید بدانیم خانواده چه مسئلهای دارد، نوجوان چه جهانی دارد، مدرسه چه تجربهای میسازد، رسانه چه اثری میگذارد و مردم در زندگی روزمره چه شكافی احساس میكنند.»
او ادامه داد: «توصیه دوم این است كه مردم باید شریك سیاست فرهنگی باشند، نه فقط مخاطب آن. فرهنگ در زندگی مردم تولید میشود و اگر خانواده، مدرسه، معلم، دانشآموز، هنرمند، فعال محلی، جوان و رسانه در سیاست شریك شوند، آن سیاست ریشه پیدا میكند.»
صفاییمهر سومین توصیه را اثرسنجی و اصلاحپذیری سیاست فرهنگی دانست و گفت: «نباید فقط بگوییم چه تعداد برنامه اجرا كردیم؛ باید بپرسیم چه تغییری ایجاد شد. اعتماد بیشتر شد یا نه؟ مشاركت بیشتر شد یا نه؟ هویت تقویت شد یا نه؟ نسل جوان نزدیكتر شد یا نه؟ اگر سیاست اثر مطلوب نداشت، باید آن را اصلاح كنیم.»
وی در پایان تأكید كرد: «فرهنگ زنده، فرهنگی است كه گذشته را حفظ میكند، حال مردم را میفهمد و آینده را میسازد. سیاست فرهنگی هم وقتی موفق است كه همین سه كار را با هم انجام دهد.»