تماشاخانه شنبه هر هفته از ساعت 20:00 به مدت 30 دقیقه

رادیو فرهنگ

تماشاخانه

سیاست فرهنگی وقتی موفق است كه مردم اثر آن را در زندگی روزمره حس كنند

عباس صفایی‌مهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی و استاد دانشگاه، در گفتگوی تفصیلی با برنامه «میز فرهنگ» رادیو فرهنگ، با تأكید بر اینكه سیاست فرهنگی تنها با تصویب سند و ابلاغ برنامه محقق نمی‌شود، گفت: سیاست فرهنگی زمانی به نتیجه می‌رسد كه از متن اداری خارج شود و در مدرسه، خانواده، رسانه، محله و زندگی روزمره مردم تجربه شود.

1405/07/08
|
18:27

به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری قاصدك شرق، در دومین بخش از گفت‌وگوهای برنامه «میز فرهنگ»، موضوع «سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری فرهنگی متناسب با نیاز مردم» با حضور دكتر عباس صفایی‌مهر بررسی شد. این گفت‌وگو در ادامه مباحث پیشین برنامه درباره فاصله میان اسناد فرهنگی و واقعیت اجتماعی شكل گرفت و تلاش داشت به این پرسش پاسخ دهد كه چرا برخی سیاست‌های فرهنگی، با وجود نیت خوب و پشتوانه كارشناسی، در جامعه به نتیجه مطلوب نمی‌رسند.
صفایی‌مهر در آغاز بحث با اشاره به اینكه مسئله فرهنگ فقط نوشتن سند نیست، گفت: «سیاست فرهنگی را نباید فقط در لحظه تصویب دید. سیاست فرهنگی یك مسیر دارد؛ از تشخیص مسئله آغاز می‌شود، به طراحی سند یا برنامه می‌رسد، سپس باید به زبان نهادهای میانی مانند مدرسه، خانواده، رسانه، محله و فضای مجازی ترجمه شود و بعد در زندگی مردم اثر بگذارد.»
وی افزود: «هر جا این زنجیره قطع شود، سیاست فرهنگی به نتیجه نمی‌رسد. گاهی مسئله را درست نشناخته‌ایم، گاهی سیاست خوب نوشته شده اما به زبان مردم ترجمه نشده، گاهی اجرا ضعیف بوده و گاهی هم اساساً اثر سیاست را نسنجیده‌ایم.»
سیاست فرهنگی صرفا متن نیست؛ زنجیره زنده است
صفایی‌مهر در تبیین ریشه ناكامی برخی سیاست‌های فرهنگی گفت: «نباید مسئله را ساده كنیم و بگوییم مشكل فقط از طراحی است یا فقط از اجرا. در فرهنگ، ناكامی سیاست معمولاً حاصل چند گسست است؛ گسست در شناخت مسئله، گسست در طراحی، گسست در ترجمه اجتماعی، گسست در اجرا و گسست در ارزیابی اثر.»
او با بیان اینكه سیاست فرهنگی باید از مرحله سند عبور كند، افزود: «ممكن است سیاستی از نظر متن و هدف درست باشد، اما چون به زبان مدرسه، خانواده، رسانه و محله ترجمه نشده، در جامعه اثر نگذارد. سیاست فرهنگی زمانی موفق است كه از سند به نهاد، از نهاد به تجربه، و از تجربه به رفتار پایدار تبدیل شود.»
این پژوهشگر فرهنگی تأكید كرد كه كشور در حوزه فرهنگ معمولاً با كمبود سند مواجه نیست، بلكه مسئله اصلی در بسیاری از موارد، «قطع شدن مسیر سیاست تا زندگی مردم» است.
سند فرهنگی باید به تجربه زیسته مردم تبدیل شود
در ادامه برنامه، مجری از صفایی‌مهر خواست توضیح دهد كه تعبیر «تبدیل سند به تجربه زیسته مردم» دقیقاً به چه معناست. وی در پاسخ گفت: «تجربه زیسته یعنی آن چیزی كه مردم واقعاً در زندگی روزمره لمس می‌كنند. مردم با متن سند زندگی نمی‌كنند؛ مردم با مدرسه، خانواده، خیابان، رسانه، محل كار، محله، بازار و فضای مجازی زندگی می‌كنند.»
او توضیح داد: «وقتی در سند از كرامت انسانی سخن می‌گوییم، این مفهوم باید در مدرسه، اداره، رسانه و روابط اجتماعی دیده شود. اگر دانش‌آموز در مدرسه تحقیر شود، اگر ارباب‌رجوع در اداره سرگردان شود، اگر مردم احساس كنند صدایشان شنیده نمی‌شود، آن سند هنوز به تجربه اجتماعی تبدیل نشده است.»
صفایی‌مهر با اشاره به مفهوم مشاركت نیز گفت: «سند ممكن است از مشاركت اجتماعی سخن بگوید، اما اگر دانش‌آموز، خانواده، معلم، محله و گروه‌های مردمی در طراحی و اجرای برنامه‌ها نقشی نداشته باشند، مشاركت فقط یك واژه رسمی باقی می‌ماند.»
به گفته او، سند فرهنگی وقتی زنده می‌شود كه مردم آن را نه فقط بخوانند، بلكه در مدرسه، خانواده، رسانه و زندگی روزمره تجربه كنند.
هدف خوب با روش نادرست ممكن است نتیجه معكوس بدهد
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از گفت‌وگو با بیان اینكه در فرهنگ، «روش اجرا» خود بخشی از پیام فرهنگی است، گفت: «نمی‌شود هدف فرهنگی داشت، اما روش غیرفرهنگی به كار برد. اگر هدف ما كرامت انسان است، اما روش اجرای ما تحقیرآمیز باشد، پیام سیاست از بین می‌رود. اگر هدف ما مشاركت است، اما سیاست از بالا و بدون حضور مردم طراحی شود، خود آن سیاست مشاركت را نقض كرده است.»
وی افزود: «در فرهنگ، هدف خوب كافی نیست. روش انتقال و اجرا هم باید فرهنگی باشد. گاهی یك سیاست از نظر محتوا درست است، اما چون روش آن با زیست مردم هماهنگ نیست، اثر معكوس می‌گذارد.»
صفایی‌مهر این نكته را چنین جمع‌بندی كرد: «در فرهنگ، نمی‌شود با روش غیرفرهنگی به هدف فرهنگی رسید.»
نیاز فرهنگی مردم را نمی‌توان فقط حدس زد
در محور دوم برنامه، بحث به نسبت سیاست فرهنگی با نیاز مردم رسید. صفایی‌مهر با تأكید بر اینكه شناخت نیاز فرهنگی مردم فقط با آمار خام ممكن نیست، گفت: «آمار و نظرسنجی لازم‌اند، اما كافی نیستند. آمار به ما می‌گوید چه اتفاقی افتاده، اما همیشه نمی‌گوید چرا اتفاق افتاده است. برای فهم چرایی، باید وارد گفت‌وگو با جامعه شد.»
او با بیان اینكه نیاز فرهنگی مردم فقط در درخواست برنامه یا مراسم خلاصه نمی‌شود، افزود: «گاهی نیاز فرهنگی، نیاز به كرامت است؛ گاهی نیاز به شادی سالم، گفت‌وگو، دیده‌شدن، امنیت روانی، تعلق، عدالت فرهنگی، هویت و امید است.»
این پژوهشگر فرهنگی تأكید كرد: «سیاست‌گذار فرهنگی نباید از بالا حدس بزند مردم چه می‌خواهند. باید زندگی مردم را بشنود، ببیند و تحلیل كند.»
وی در ادامه گفت: «مردم فقط مخاطب سیاست فرهنگی نیستند؛ مردم منبع شناخت سیاست فرهنگی‌اند.»

مردم باید شریك سیاست فرهنگی باشند، نه فقط مخاطب آن
صفایی‌مهر در پاسخ به پرسشی درباره نقش مردم در سیاست فرهنگی گفت: «در مدیریت فرهنگی معمولاً مردم مخاطب‌اند؛ یعنی برای آن‌ها برنامه طراحی می‌شود، از آن‌ها دعوت می‌شود و آن‌ها در برنامه شركت می‌كنند. اما در حكمرانی فرهنگی، مردم شریك‌اند؛ یعنی در تعریف مسئله، طراحی راهكار، اجرای برنامه و ارزیابی اثر نقش دارند.»
او افزود: «فرهنگ از بالا به پایین ساخته نمی‌شود. فرهنگ در زندگی مردم شكل می‌گیرد. اگر مردم فقط مخاطب باشند، سیاست فرهنگی ممكن است رسمی، خشك و اداری شود. اما وقتی مردم شریك باشند، سیاست واقعی‌تر، پذیرفتنی‌تر و پایدارتر خواهد بود.»
صفایی‌مهر با ذكر مثال مدرسه گفت: «اگر برای دانش‌آموز برنامه فرهنگی طراحی كنیم، یك نتیجه می‌گیریم؛ اما اگر با خود دانش‌آموز برنامه فرهنگی طراحی كنیم، او احساس مالكیت می‌كند. آن‌وقت فرهنگ را فقط نمی‌شنود، بلكه آن را زندگی می‌كند.»
او تصریح كرد: «فرهنگ را نمی‌شود فقط برای مردم ساخت؛ باید با مردم ساخت.»
هر تفاوت نسلی ضدفرهنگ نیست
یكی از بخش‌های مهم این گفت‌وگو به مسئله ضدفرهنگ و مواجهه با نسل جوان اختصاص داشت. صفایی‌مهر با تأكید بر ضرورت دقت در تشخیص پدیده‌های فرهنگی گفت: «ما نباید هر تفاوت نسلی را ضدفرهنگ بدانیم. نسل جدید ممكن است زبان متفاوتی داشته باشد، شوخی متفاوتی داشته باشد، موسیقی متفاوتی گوش كند یا در فضای مجازی شكل تازه‌ای از بیان را تجربه كند. این‌ها لزوماً ضدفرهنگ نیستند.»
وی افزود: «باید میان تفاوت نسلی، تغییر سبك زندگی، اعتراض اجتماعی، نیاز پاسخ‌داده‌نشده و ضدفرهنگ واقعی تفكیك كنیم. ضدفرهنگ جایی است كه یك جریان، كرامت انسان، اخلاق، خانواده، هویت، استقلال، امید اجتماعی و انسجام جامعه را تخریب كند.»
صفایی‌مهر هشدار داد كه اگر پدیده‌های نسل جدید به‌درستی تشخیص داده نشوند، سیاست فرهنگی نیز به خطا می‌رود. به گفته او، «گاهی چیزی كه فقط تغییر نسلی است، با برخورد سنگین تبدیل به گسست اجتماعی می‌شود.»
او در جمع‌بندی این بخش گفت: «تشخیص ضدفرهنگ نیازمند تحلیل است، نه واكنش عصبی.»

سیاست فرهنگی باید هم مرز داشته باشد، هم جاذبه
این پژوهشگر فرهنگی در ادامه، درباره چگونگی مواجهه با جریان‌های ضدفرهنگی گفت: «سیاست فرهنگی موفق باید هم مرز داشته باشد، هم جاذبه. اگر فقط مرز داشته باشد و مدام با زبان منع، هشدار و تهدید حرف بزند، نسل جوان احساس طردشدگی می‌كند. اگر هم فقط جذب كند و هیچ مرزی نداشته باشد، هویت فرهنگی آسیب می‌بیند.»
او تأكید كرد كه حفاظت فرهنگی باید با گفت‌وگو و توانمندسازی همراه باشد. به گفته صفایی‌مهر، نسل جوان را نمی‌توان فقط از چیزی منع كرد؛ باید به او چیزی معنادار، زیبا، واقعی و قابل زیستن پیشنهاد داد.
وی افزود: «در مواجهه با یك پدیده فرهنگی تازه، باید بپرسیم آن پدیده چه نیازی را پاسخ داده است؛ نیاز به دیده‌شدن، هیجان، اعتراض، تعلق گروهی، زیبایی یا آزادی بیان؟ وقتی نیاز را فهمیدیم، می‌توانیم جایگزین فرهنگی طراحی كنیم.»
او در این بخش تأكید كرد: «حفاظت فرهنگی بدون جذب، فاصله می‌سازد؛ جذب بدون مرز، هویت را سست می‌كند.»

دسترسی سریع
تماشاخانه