دكتر صفرنژاد، كارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با رادیو فرهنگ، به بررسی «پیامدهای بدعهدی آمریكا به تعهدات و قوانین بینالملل» پرداخت و گفت: بیتوجهی «سازمانملل» به رفتار غیرقانونی آمریكا، عملكرد و آینده این سازمان را زیر سوال میبرد
او توضیح داد: «برجام» یك قرارداد دوجانبه بین ایران و آمریكا نبود؛ بلكه یك قطعنامه مصوب «شورای امنیت» سازمان ملل بود؛ یعنی یك تعهد بینالمللی و یك قانون بینالمللی شدهبود و خروج طرف آمریكایی(ترامپ) از برجام، نقض قواعد بینالملل بود و این از دیدگاه حقوق بینالملل امر بسیار ناپسندی است.
او با تاكیدبر اینكه «خروج از جام» تنها بدعهدی ترامپ نبوده است، گفت: ترامپ نخستین شامگاه بعداز تحلیف ریاستجمهوریاش، 150 فرمان امضاكرد، كه طی آن، از حدود 70 تعهد بینالمللی خارج شد و درفاصله كوتاهی در تحویل دولت، از ١4٠ تعهد خارجشد(بصورت معلق) كه بسیاری از اینها زیر مجموعههای سازمانملل بودند و مساله اینجا فاجعهبارتر میشود، كه كشوری كه 81 سال میزبان سازمانملل و نهادهای تابعه آن است، و باید «نماد حقوق بینالملل و قواعد حقوقی بینالملل» باشد، خودش از تمام اینها خروج میكند و این تبدیل به یك «رویه» شد؛ یعنی خروج از «برجام» در دور اول كمكم تسری پیداكرد به سایر تعهداتی كه آمریكا به سایر نهادهای بینالمللی داشت، و آنها را برای مدتهای یكساله به حالت تعلیق درمیآورد و این عملا به مفهوم «عدم اجرا» و «نادیده گرفتن» قواعد بینالمللی و تعهدات است و این «اعتماد بینالمللی» را خدشهدار میكند؛ خصوصاً كه اساساً رویه و قواعد حقوق بینالملل براساس همین «اعتماد» استوار است و امروز روابط بینالملل در عرصه جهانی، برپایه همین «اعتماد» بنا شدهاست.
صفرنژاد افزود: از ابتدا قرار بود كه «احترام به مصوبات و قوانین سازمان ملل» بعنوان قاعده در صحنه بینالملل، مورد احترام همه كشورها باشد و «برجام» هم بعداز تصویب در «شورای امنیت» به یكی از قواعد و قراردادهای بینالمللی تبدیل شدهبود و خروج آمریكا از «برجام» و بیتوجهی «سازمانملل» به این رفتار غیرقانونی آمریكا، عملكرد این سازمان را زیر سوال میبرد.
او با ابراز نگرانی درخصوص آینده «سازمانملل» گفت: امروز قواعد و حتی ساختارهای حقوق بینالملل، به ابزاری برای آنها كه میخواهند قلدری كنند، تبدیل شدهاست و اگر «سازمانملل» با همین رویه ادامهدهد، در آیندهای نچندان دور، شاهد «اضمحلال سازمانملل» خواهیم بود؛ یعنی نظم دنیا كه براساس این قواعد، منشورها و هنجارها شكل گرفتهاست، عملاً كاركرد و ساختار خود را از دست خواهدداد؛ چون نمیشود كشوری كه میزبان یك نهاد برقراركننده نظم و حقوق بینالملل و حقوقبشر است، خودش هیچكدام از قواعد و ساختارها را رعایت نكند و از تمام آنها بیرون بیاید.
او افزود: منطق حقوق بینالملل و بنا و اساس نهادهایی چون «سازمانملل» بر این بود، كه یك «نظم انسانمحور» را بر جهان متمدن پیش رو، جاری و اجرایی كند، اما بعداز تاسیس، عملكردها، این را نشان نداد؛ نمونهاش بیعملی و انفعال سازمانملل دربرابر جنایات ویتنام، حمله به عراق، افغانستان و پاكستان است، كه آمریكا، سازمانملل را هیچ حساب كرد و امروز هم این روند ادامه دارد و بیعملی و سكوت سازمانملل، درخصوص جنایتهایی چون جنایات ٣٣ماهه صهیونیستها در غزه، لبنان، سوریه، عراق و دو حملهای كه پارسال به كشورمان شد، نشان میدهد كه مقوله «حقوقبشر و حقوق بینالملل» در عمل، تبدیل به ابزاری در دست زورگویان دنیا شدهاست و این قوانین هرجا به نفعشان باشد، مهم و مورداحترام است و هرجا منافعشان ایجاب نكند، كل این حقوق و قوانین را نادیده میگیرند.