توماس مان به آلمانی Thomas Mann نویسنده بزرگ آلمانی در 6 ژوئن 1875 در شهر لوبك آلمان متولد شد. مان یكی از مهمترین شخصیتها در ادبیات اوایل قرن بیستم به شمار میرود كه داستانها و مقالات انتقادی او هردو به یك اندازه موردتوجه بوده و هستند
درباره ی نویسنده : توماس مان به آلمانی Thomas Mann نویسنده بزرگ آلمانی در 6 ژوئن 1875 در شهر لوبك آلمان متولد شد. مان یكی از مهمترین شخصیتها در ادبیات اوایل قرن بیستم به شمار میرود كه داستانها و مقالات انتقادی او هردو به یك اندازه موردتوجه بوده و هستند. آثار داستانی مان معمولاً سرشار از مضامین فلسفی است و پایانی تراژیك دارد، تقابل بین هنر و زندگی از زمینههای معمول در رمانها و داستانهای كوتاه او است.
در سال 1897 همراه برادرش به رم رفت و در همان سال كتاب «بودنبروكها» را آغاز كرد كه در سال 1901 توانست آن را بهچاپ برساند و شهرت زیادی كسب كند. در سال 1905 باخانم كاتیا پرنیگشایم دختر یكی از استادان دانشگاه مونیخ ازدواج كرد. در این مدت چند اثر دیگر از او منتشر شد: تریستان، گرسنگان، تونیو كروگر، ساعت دشوار، در آینه، اعلیحضرت، فونتان پیر، شامیسو مرگ در ونیز. در سال 1924 كتاب كوه جاده را منتشر كرد كه باعث شد شهرت او دوچندان شود. در فاصله سالهای 1922 تا 1926 كتابهای گوته و تولستوی، گفتار و پاسخ، تلاشها و یادداشتهای پاریس را نوشت.
در سال 1929 جایزه نوبل ادبیات به او اهدا شد. او نخستین آلمانی بود كه این جایزه را به دست آورد.
كتاب مرگ در ونیز داستانی زنده و تاثیرگذار است، شاید گمان رود كه فقط به روایت یك سرگذشت پرداختهشده اما بخشی از كتابهای جامعه اروپایی قرن بیستم است كه دوران جنگ را به تصویر كشیده و درواقع دورانی را روایت میكند كه شهر ونیز در چهارسویی میان آسیا واروپای گذشته و حال قرار داشته.
در خلاصه ی داستان می خوانیم :
گوستاو آشنباخ، یا آنگونه كه او را از جشن پنجاهمین سال تولدش رسما مینامیدند، فن آشنباخ، در بعدازظهر روزی از بهار سال ــ 19 كه برای چندین ماه به قاره ما چهرهای خطرناك نشان داد، از منزلش در خیابان پرینتس رگنت مونیخ برای گردشی نسبتا طولانی به راه افتاد. با اعصاب خسته از كار پیش از ظهر، كاری سخت و خطیر كه هماینك بیشترین احتیاط، مراقبت و پشتكار را باارادهای خستگیناپذیر ایجاب میكرد، نتوانسته بود پس از صرف ناهار نیز جلو ادامه گردش چرخ آفرینندگی درون را ــ آن متوس آنیمی كنتینووس كه به گفته سیسرو اساس سخنوری بدان بستگی دارد ــ بگیرد و با خواب بعدازظهر كه با تحلیل روزافزون نیرویش روزی یكبار در میان كار روزانه ضرورت حتمی مییافت، خستگی كار را از تنش بدر كند. این بود كه پس از خوردن چای از خانه بیرون رفتهبود، به این امید كه حركت در هوای آزاد توان كار را به او بازگرداند و شبی ثمر بار به او عطا كند.
گوستاو فن آشنباخ شخصیت اصلی كتاب صوتی مرگ در ونیز نویسنده معروفی است كه در دوران میانسالی به سر میبرد، زندگی آشنباخ دارای قواعد بسیاری است و تنها بودن وی تاثیری بر زندگی او ندارد. زمانی فرامیرسد كه این نویسنده برای نوشتن با مشكلی مواجه میشود و تصمیم میگیرد تا به سفر برود، چراكه نویسندگان با این كار میتوانند با مشكل خود مقابله كرده و تواناییهایشان را بازیابند، اما از بخت بد سفر آشنباخ خوب پیش نمیرود، هوا در حالت بسیار بدی قرارگرفته و نویسنده میانسال داستان دچار افسردگی میشود.
یك پسربچه از یك خانواده لهستانی در هتل محل اقامت آشنباخ توجه او را جلب كرده و او مجذوب آن پسر میشود. روزها و لحظات مرد نویسنده به نظاره كردن پسرك میگذرد تا اینكه متوجه میشود وبا در شهر شیوع پیداكرده، اما ازآنجاییكه خانوادهی پسربچه لهستانی از آن شهر نمیروند، او نیز در هتل میماند و اینگونه داستان مرگ در ونیز آغاز میشود... .
بخش كوتاه یاز این رمان را در زیر بخوانید:
آنچه او در پىاش بود، احساس بیپیوندی در سرزمین بیگانه بود و این چیزى بود كه مىتوانست فورا در دسترس باشد، پس در جزیرهاى در دریاى آدریاتیك كه از سالها پیش شهرتى به هم زده بود، نهچندان دور از ساحل ایستریا با مردمى رنگین و پارهپوش كه به لهجهاى غریب و بیگانه سخن مىگفتند و تختهسنگهای زیبایى كه در برابر امواج قد برافراشته بودند، اقامت گزید. منتها باران و هواى گرفته، دنیاى محدود گروه یكپارچه اتریشى میهمانان هتل و نیز عدم رابطهاى درونى با دریا، رابطهاى پر از صفا و آرامش كه تنها ساحلى شنى با هواى لطیف امكانپذیر مىسازد، مانع این احساس بود كه به مكان دلخواه رسیده است. كششى در درونش كه خود بهدرستی نمىدانست، به كدام سو، پریشانخاطرش مىكرد، به برنامه كشتىها نظر مىانداخت.