امروز سخن از كسی است كه زلال ترین، پاك ترین، شیواترین و انسانی ترین نگاه را به خاك پاك ایران زمین و فرهنگ زیبای مردمانش دارد. سخن از كسی است كه بدون او هرگز (( ملیّت ایرانی )) شكوه و جلال و عظمت راستین خود را باز نمیافت.
نویسنده: ارسطو جنیدی
به نام خداوند جان و خرد
كزین برتر اندیشه بر نگذرد
دلباختگان زبان شیرین پارسی و ایرانیان عاشق میهن، درودی به بلندای شاهنامه حكیم ابوالقاسم فردوسی بر شما.
فردوسی كه نامش حسن و كنیه اش ابوالقاسم است در سال 329 هجری قمری، یعنی در همان سال كه چراغ دل فروز وجود رودكی خاموشی می گرفت، در روستای باژ از توابع طوس زاده شد. او از خاندان دهقانان بود. ((دهقان)) در آن دوره به جمعی از خاندانهای بزرگ زادگان و مالكان با اصل و نسب بازمانده از دورانهای كهن گفته می شد كه در حقیقت از خاندانهای دوره ساسانی به شمار می رفتند و نسبت به حفظ میراث ملی ایران بسیار حساس و علاقه مند بودند.
داستان شكوهمند و حماسه گونه زندگی حكیم بزرگوارمان خود حكایتی شگفت و ستودنی است و در اینجا به همین مختصر در باب زندگی فردوسی بسنده كرده، عاشقان دانایی و تشنگان تحقیق را به مطالعه آثار دانشمندان بزرگ در این حوزه دعوت می كنیم.
اما بپردازیم به محتوای شاهنامه.
چگونه می توان در اندك مجالی حق مطلب را در باب این درخشان ترین اثر ادبی - هنری - فرهنگی ایرانیان بیان كرد.
باید از روان بلند فردوسی پوزش خواست كه چنین مختصر و فشرده در مورد اثر ناب او سخن می رود.
اما به چند نكته كوچك اشاره می شود تا یگانگی شاهنامه را بیشتر درك كنیم.
شاهنامه ارجمندترین و مایه ور ترین اثری است كه به زبان پارسی دری نوشته است.
شاهنامه در میان تمامی حماسه های كهن ملی جهان تنها اثری است كه هنوز به زبان اصلی آن قابل خواندن و فهمیدن برای عموم مردم است و بی نیاز از ترجمه. بدین معنا كه ((مهابهاراتا)) هندوان، ((ایلیاد و اودیسه)) یونانیان، ((نیبلونگن لید)) آلمانیها، ((بیولف)) انگلیسیها، همگی حماسه هستند. همگی حماسه های ملی هستند و همگی مهمترین آثار تمدنی قوم خود را ثبت و ضبط كرده اند اما هیچكدام امروزه بدون ترجمه به زبان امروزین این كشورها قابل فهم نیستند. زیرا زبان آنان چنان دچار تغییر شده كه مردمان این سرزمینها دیگر نمی توانند این كتب را به زبان اصلی بخوانند. اما شاهنامه در این میان ممتاز و بی همتاست. بعد از گذشت هزار و صدسال از سرایش این اثر سترگ، اشعار آسمانی و ناب فردوسی برای هر پارسی زبانی قابل فهم است. و بر ماست كه این گوهر تابنده، یعنی زبان شیرین پارسی را چون جان عزیز بداریم و حفظش كنیم.
تمامی اشعار سترگ و شیرین شاهنامه و به تبع آن، بخش بزرگی از میراث ادبی ما برای همه پارسی زبانان قابل درك و فهم و لذت بردن است. و این درخشش زبان ملی ما بیش از همه مرهون اثر فردوسی بزرگ است.
از دیگر امتیازات منحصر به فرد شاهنامه باید به جایگاه ((زن)) در این كتاب مستطاب اشاره كرد.
در این باب باید به سخن استاد ارجمند، محمدعلی اسلامی ندوشن تمسك جست كه جان مطلب را بیان كرده اند:
(( جایگاه زن در شاهنامه چنان والاست كه نه تنها در تمامی ادبیات ایران بلكه در تمامی ادبیات كلاسیك سراسر جهان بی نظیر است)).
شاهنامه برترین جایگاه جلوه گری (( خرد )) در سراسر تاریخ و فرهنگ ماست. شاهنامه پهنه بزرگ نمایش پیروزی خرد بر بی خردی است. خرد هدیه ناب پروردگار و سایه خداوند بر روی زمین است. پی روی از خرد مایه نیكبختی و گردن كشی از آن سبب تمامی تیره روزیهای انسان است.
شاهنامه درخشان ترین عامل وحدت تیره ها و اقوام ارجمند ایرانی است و سند والای یك پارچگی میهن مقدس ما و عامل همدلی تمامی ایرانیان. هر ایرانی از هرجای این خاك مقدس كه باشد مورد تكریم و نكوداشت فردوسی بزرگ است. از آذرآبادگان و كردستان و خوزستان و طبرستان تا سیستان و كرمان و سپاهان و فارس و خراسان و خلاصه تمامی وجب به وجب خاك پاك ایران.
شاهنامه گرامیداشت دین و دین داری است. ایرانی هرگز نمی تواند بدون معنویت باشد. ایران همواره كانون معنویت جهان بوده است. ایرانیان دل در گرو مهر به پرودگار دارند. ستایش و نیایش با خداوند در این سند هویت ملی ما چندان فراوان است كه تنها جمع آوری آن ابیات در كتابی خود به تنهایی اثری مفصل را پدید می آورد.
شاهنامه نمود پر درخشش دلاوری و رزم و جنگاوری است برای پاسداری از ایران.
شاهنامه تصویری ترین اثر تمام ادبیات ماست. به گواه بخش بزرگی از اهل فن و متخصصان سینما، هر صحنه شاهنامه خود یك فیلمنامه بی نقص است. شخصیتها، درونیات و رفتارشان، آمال و آرزوهایشان و ویژگیهای صحنه، دقت در بیان نكات و جزئیات و خلاصه هرآنچه یك فیلم نامه كامل و سنجیده را می سازد، چنان پخته و هنرمندانه توصیف شده است كه گویی یك كارگردان زبده این فیلم نامه درخشان را نگاشته.
و دریغ و درد كه این مایه ورترین اثر تصویری ما هرگز چنان كه شایسته است بر پرده سینما و صفحه تلویزیون نقش نبسته و عرصه خلق تصویر ما كاملاً در باب این كوتاهی ها قابل سرزنش است.
شاهنامه نگارگری كاملی است از تمدن انسانی ایرانیان.
همانگونه كه بر خود شاهنامه ناب ترین و استادانه ترین نگارگریهای ایرانی نقش بسته، خود محتوای شاهنامه نیز یك نگاره شكوهمند از تمدن و فرهنگی است كه نیاكان ما آفریده اند.
فرهنگ جوانمردی، فرهنگ ایثار، فرهنگ عشق ورزی، فرهنگ نكوداشت زیبایی، فرهنگ تكریم شادمانی، فرهنگ برخورداری از نعمت زندگی و در عین حال بندگی خداوند، فرهنگ كار و تلاش، فرهنگ ارج نهادن به بزرگ و بزرگی، فرهنگ تكریم تمامی انسانها از هر رنگ و نژاد، فرهنگ سازندگی و آبادانی و فرهنگ پاسداری از میهن.
عشق به ایران و مهر به میهن بنمایه و درونمایه اصلی شاهنامه است.
مناسب بود برای تمامی آنچه ذكر شد شواهد شعری فراوان از شاهنامه فردوسی بیاورم، اما كل شاهنامه شاهد و نمونه بارزی است از تمامی آنچه در كلام ناتوان و بریده اینجانب گذشت و همه عاشقان فرهنگ ایران و فرزندان فردوسی بزرگ را به خواندن جای جای این اثر داهیانه و بزرگ ادبیات ایران و جهان دعوت می كنم تا آنچه برشمردیم را خود ببینند و بخوانند و غرق لذت شوند و به ایرانی بودن خود ببالند.
روان بلندت غرق در پرتوی مهر یزدان ای فردوسی بزرگ. بر تو درود می فرستیم... درودی به بلندای شعر بی همتایت... درودی به بلندای آسمان ایران:
هرآنكس كه دارد هُش و رای و دین
پس از مرگ بر من كند آفرین