یادداشت روز : از آدم «بودن» تا انسان « شدن» عرفان متعالی راهبر زندگی

منظور از زندگی در عرفان فقط همین دنیا نیست ، از منظر عرفان و عارفان زندگی سه بخش دارد بخشی قبل از این دنیا بخشی در این دنیا و بخشی پس از این دنیا (آخرت) ....

1396/09/25
|
17:11

نویسنده : حسین نعمتی
یكی از مخالفت های سخت ناقدان و مخالفان عرفان و عارفان این است كه عرفان آدمیان را به بی¬عملی و بیكارگی سوق می¬دهد و معتقدندكه این علم و حاملان آن هیچ سودی ندارند حتی موجب آسیب به پیشرفت و توسعه ی جامعه می شوند.
در صورتی كه عرفان نیز همانند دیگر معارف انسانی غث و سیمین دارد.لذا نباید كل عرفان را با یك برچسب از قلمرو علم و تاثیرگزاری بر انسانها خارج كرد.
به نظر می رسد می توانیم عرفان را به دو بخش تقسیم كنیم:
الف) عرفان متعالی
ب) عرفان غیر متعالی
عرفان متعالی همان عرفانی است كه آدمیان را دعوت به رشد و پویایی و زندگی متعالی می كند و در این دعوت ازهر چیزی/ مفهومی/ عنصری كه یاریگر چنین سلوكی باشد ،كمك می گیرد.
اما عرفان غیر متعالی نسبتی با زندگی و بویژه زندگی پویا ندارد و حتی در تضاد با رشد و تعالی است.
به عبارت دیگر می توانیم بگوییم عرفان متعالی آدمیان را دعوت به شدن می كند و عرفان غیر متعالی توجیه گر بودن و ركود و سكون و رخوت است.
به نظر می رسدكه مخالفان، مشكلات این نوع عرفان یا عرفان غیر متعالی را به كل عرفان و عارفان تعمیم می دهند. بنابراین وظیفه متفكران وعرفان پژوهان است كه به تبیین و توصیف و دسته بندی مفاهیم عرفانی با توجه به این دو رویكرد بپردازند تا همه مخاطبان و علاقه مندان، خوانش درستی از ماهیت علم عرفان و نگرش عرفانی داشته باشند.در این جا برای روشنتر شدن موضوع یكی از مفاهیمی را كه برداشت های مختلفی از منظرهای گوناگون می شود توضیح می دهم و آن مفهوم «زندگی» است:
منظور از زندگی در عرفان فقط همین دنیا نیست ، از منظر عرفان و عارفان زندگی سه بخش دارد بخشی قبل از این دنیا بخشی در این دنیا و بخشی پس از این دنیا (آخرت) لذا عرفان و عارفان حقیقی تعالیم شان را با تكیه بر تعالیم الهی (شامل قرآن كریم و سخنان انبیاء) پیرامون این سه مقطع طرح می كنند.
اما نگرش مادی،اصل را دنیا می داند و به دو مقطع حیات انسانی قبل و بعد از دنیا كاری ندارد لذا مطابق نگرش مادی تمام حقایق و تعالیم و نظرها درباره قبل و بعد از دنیا اعتباری ندارد و آن ها را بی ارزش و مانع پیشرفت می پندارد. بنابراین باید معیار عرفان متعالی و غیرمتعالی نه مطابق با معیارهای مادی بلكه مطابق با جهان بینی عرفانی سنجیده شود . به همین سبب مطابق معیار مكاتب مادی بسیاری از تعالیم عرفانی وحیانی هم از نظر مادیگرایان بی معناست .
نتیجه اصلی این یادداشت این است كه نباید با نگرش مادیگرایان به سنجش وارزیابی تعالیم عرفانی و سخنان عارفان نگریست بلكه باید منبع و ملاك و معیار بررسی عرفان متعالی در برابر عرفان غیر متعالی نگرش وجهان بینی الهی باشد.

دسترسی سریع