یادداشت روز : مغلطه كردن چیست > (قسمت اول) «انواع مغالطه »

مغالطه به معنای به اشتباه انداختن دیگری است؛ خواه كسی از روی عمد و با آگاهی دیگری را در فهم موضوعی به اشتباه بیندازد و یا از روی جهل و ناآگاهی باشد.

1396/08/23
|
16:37

نویسنده : علی شالچیان ناظر

مغالطه به معنای به اشتباه انداختن دیگری است؛ خواه كسی از روی عمد و با آگاهی دیگری را در فهم موضوعی به اشتباه بیندازد و یا از روی جهل و ناآگاهی باشد. در اصطلاح، مغالطه به استدلالی گفته می‌شود كه به استدلالِ صحیح شباهت دارد، اما در واقع صحیح نیست. به مغالطه سفسطه و مغلطه نیز گفته می شود.
آگاهی از انواع مختلف مغالطه از آن رو مهم است كه ما بدون آگاهی و توجه به آن ها، بسیاری از اوقات فریب استدلال های سست دیگران را می خوریم و گمان می كنیم استدلال ایشان درست است؛ در حالی كه بسیاری از استدلال هایی كه میان مردم رایج است یا حتی در كتاب های مختلف ذكر می شود ایراد دارد و مغالطه محسوب می‌شود.
مغالطه انواع بسیار زیادی دارد كه در كتاب های تخصصی با دسته بندی های گوناگون توضیح داده می‌شود. ما قصد داریم كه مهم ترین انواع مغالطه را به صورت خلاصه و به زبان ساده، در چند قسمت تقدیم شما عزیزان كنیم.

* مغالطه از طریق به كارگیری واژه های مبهم:
مغالطه كننده دراین نوع مغالطه می كوشد كه با استفاده از واژه های مبهم، مانندِ تاحدودی، و قدری، و امثال آن، حقیقتی را به گونه ای دیگر به مخاطب خود بفهماند. به عنوان مثال، رئیس یك كارخانه در حالی كه تلاش شایان توجهی برای رفع مشكلات معیشتی كارگران خود نكرده است، به ایشان می‌گوید: من قدری تلاش كردم كه مشكلات معیشتی شما حل شود.
* خلط كردن استعمال مجازی با استعمال حقیقی و خلط كردن كنایه با تصریح:
گاهی گوینده یا نویسنده عمدا یا بر اثرغفلت و ناآگاهی، استعمال مجازی را از استعمال حقیقی تشخیص نمی دهد و سخن كنایی را از كلام صریح نمی شناسد و هر كلامی را حمل بر ظاهرش می كند. افراد سطحی نگر بیشتر دچار این مغالطه می شوند و گاهی با سطحی نگری و تشخیص ندادن تعبیرهای مجازی و كنایی برداشت های غلط می كنند و گاهی پا را از این نیز فراتر می گذارند و شروع به متهم كردن این و آن می كنند. به عنوان مثال، تعبیر فشار قبر وعذاب قبر استعمال حقیقی نیست؛ بلكه استعمال مجازی است و اشاره به عذاب روحی دارد، زیرا پیكر انسان پس از مرگ دردی را حس نمی‌كند.
* مغالطه علت جعلی:
این نوع مغالطه عبارت است از معرفی امری كه یا علت نیست و یا بخش كوچكی ازعلت است.
* مغالطه تعمیم ناروا:
یعنی عمومیت قائل شدن به یك موضوع ، با اتكا به بخشی از موضوع. مثال: در یكی از كشورهای اروپایی، روزنامه‌ نگاری از یك سیاستمدار درباره میزان محبوبیت او پرسید. وی در پاسخ گفت: "محبوبیت من در بین ملت از همه رقیبانم بیشتر است؛ زیرا در یك نظرخواهی كه به تازگی در این كارخانه به عمل آمده، 68 درصد كارگران به من رأی داده‌اند." سفسطه اینجاست كه اگر در یك كارخانه كسی محبوبیتش بیش از دیگران است نمی تواند تعمیم دهد و بگوید در تمام كشور محبوبیت من بیشتر است.
* مغالطه نادیده گرفتن استثناها:
به عنوان مثال، در علم اخلاق ثابت شده است كه تواضع خوب است، اما در برابر انسان متكبر تواضع خوب نیست و این یك استثناست. اگر كسی به دیگری كه در برابر انسان متكبر تواضع و فروتنی نمی‌كند، بگوید كه تو چرا در برابر فلانی تواضع نمی‌كنی، وی استثنا را نادیده گرفته است و این مغالطه را انجام داده است.
*مغالطه تفسیر به رأی:
در این مغالطه كسی سخن دیگری را مطابق میل خود و برخلاف چیزی كه مورد نظر گوینده است، تفسیر می كند.
* مغالطه نقل قول ناقص:
در این مغالطه كسی به قصد فریب دیگران، بخشی از سخنان یك نفر را نقل می كند؛ به گونه ای كه این انتخاب گزینشی و ناقص سبب می‌شود كه حقیقت به صورتِ وارونه جلوه گر شود.
* مغالطه كُنه و وجه:
این مغالطه عبارت است از معرفی یك صفت یا یك جنبه از یك پدیده به عنوان ذات و اساس آن. اگر كسی در تعریف دنیا بگوید: "دنیا چیزی نیست، جز هوا و هوس و ظواهر فریبنده" او به این نوع از مغالطه پرداخته است؛ زیرا این یك جنبه از دنیاست و نگاه به دنیا از یك زاویه است.
* مغالطه بزرگ نمایی:
این مغالطه یعنی جلوه دادن جنبه یا جنبه‌های خاصی از یك واقعیت به ‌صورت بزرگ ‌تر و مهم‌ تر از آنچه كه هست.
* مغالطه كوچك نمایی:
در این مغالطه، جنبه یا جنبه‌های خاصی از یك واقعیت به ‌صورت كوچك ‌تر و كم ‌اهمیت ‌تر از آنچه كه هست نشان داده می‌شود.
*مغالطه "آماری":
در این نوع مغالطه، گوینده سعی می كند به گونه ای آمار را ارائه دهد كه مخاطب فریب بخورد. به عنوان مثال، اگر رئیس یك كارخانه اعلام كند كه 90 در صد كارگران این كارخانه از این كارخانه راضی اند در حالی كه او تعداد زیادی از كارگران معترض را پیش از بیان آمار، اخراج كرده باشد او به این نوع از مغالطه پرداخته است؛ زیرا مخاطب نمی‌داند كه این كارخانه بسیاری از افراد معترض را اخراج كرده است .
*مغالطه بستن راه استدلال:
در این مغالطه، فرد تلاش می كند كه راه استدلال را ببندد، تا مخاطب دلیلی را مطالبه نكند. به عنوان مثال، كسی كه به جای آوردن استدلال برای درستكاری یا تبهكاری كسی می‌گوید كه فلانی چهره خبیثی دارد یا فلانی سیمایی نورانی دارد از این نوع مغالطه استفاده كرده است.

دسترسی سریع