7 اسفند سالروز درگذشت علی اكبر دهخدا
علی اكبر دهخدا كه بود؟
علیاكبر دهخدا ادیب، لغتشناس، سیاستمدار و شاعر سرشناس ایرانی بود. او مؤلف و بنیانگذار لغتنامه دهخدا است. دهخدا از مهمترین چهرههای فرهنگ و ادب فارسی معاصر است. او را پدر واژهنامه معاصر ایران میدانند.
برای نگارش لغت نامه دهخدا بیش از 40 سال از عمر او صرف آن شد. لغتنامهٔ دهخدا معنی، تفسیر، و شرح تاریخیِ شمار قابل توجهی از وامواژههای عربی را كه وارد فارسی شدهاند نیز دارد. لغتنامهٔ دهخدا شامل بخش بزرگی از واژگان ادبی زبان فارسی، با معنای آنها و نیز كاربردشان در شعرها است. همچنین تمام كلمههای اصیل فارسی در آن موجود است. با وجود این، این لغتنامه فاقد بخش اعظم واژگان علمی و فنی فارسی است كه بیشتر در دهههای پس از تألیف لغتنامه به حوزهٔ زبان فارسی وارد شدند.
همه قافله پس و پیشیم
مرگ به فقیر و غنی نگاه نمی كند
مرگ شتری است كه به در هر خانه می خوابد
همه چیز چاره دارد جز مرگ
علامه دهخدا چهرهای ادبی و اجتماعی
علامه علی اكبر دهخدا از شخصیت های ادبی و اجتماعی مشهور كشور است. فعالیت های متنوع فرهنگی و اجتماعیاش سبب شد كه وی را در شخصیت های گوناگونی بشناسیم. نخستین چهره ای كه از این استاد فرزانه در خور توجه است، چهره سیاسی او به شمار می رود. از نكات برجسته فعالیتهای سیاسی وی، انتخابش از طرف مردم تهران و كرمان به نمایندگی مجلس شورای ملی و تلاش او در سنگر مجلس برای حصول آزادی و پای فشردنش در دفاع از حقوق ملت در مقابل استبداد قاجاری بود. همین امر موجب شد كه پس از به توپ بسته شدن مجلس، استاد دهخدا مجبور به كوچ اجباری شد اما او در متن حوادث سیاسی و اجتماعی روزگارش آزمون پس داد و بر باور و اعتقادات فكری و اجتماعیاش استواری ورزید. دهخدا به لحاظ فكری در ستیز میان سنت و تجدد كه از امور معمول آن دوران بود از زمره افرادی محسوب می شد كه به طور عمیق به سنتهای بومی و اسلامی وفادار ماند و به قول برخی ادیبان «كهن جامه خویش پیراستن را به از جامه عاریتی رنگین خواستن می دانست» و در زمینه شعر و ادب نیز نمی خواست كه «چشمه خضر را به پای خم نصرانی» فدا كند. دهخدا درمان نابسامانیها ایران را در پایهگرفتن حكومت قانون و برچیده شدن بساط خودسری و خودكامگی میدانست و هر اندازه كه مخالفت محمدعلی شاه را با آزادیخواهان دوران مشروطه شدن بیشتر مییافت، زبان طنز خود را در طعنهزنی بر حكومت تندتر و تیزتر میكرد. اما فرمان ولادیمیر لیاخوف فرمانده روسی و غرش توپهایی كه بر سر مجلس و نمایندگان مردم باریدن گرفت، طنین طنز دهخدا را نیز خاموش كرد. میرزاجهانگیرخان شیرازی را در باغ شاه به دار آویختند و دهخدا به ناچار به طرف اروپا روان شد. او در سوییس پس از آن كه در خواب با میرزا جهانگیرخان شیرازی دیدار كرد و او به دهخدا گفت كه«چرا نگفتی آن جوان افتاد»، شعر بسیار شناخته شده خود، یادآر ز شمع مرده یادآر، را سرود كه میتوان آن را پاسداشتی برای همه جانباختگان راه آزادی دانست:
ای مونس یوسف اندر این بند تعبیر، عیان چو شد تو را خواب
دل پر ز شعف، لب از شكر خند محسود عدو، به كام اصحاب
رفتی بر بار و خویش و پیوند آزادتر از نسیم و مهتاب
دهخدا پس از جنگ جهانی اول و روی كار آمدن رضاخان از كار سیاسی كناره گرفت و به كار گردآوری لغت روی آورد. اما با اوج گرفتن جنبش ملی كردن نفت و آغاز نخست وزیری محمد مصدق بار دیگر به گفتمان سیاسی روی آورد و در گفت و گویی كه رادیو ایران با او انجام داد، مصدق را نابغه شرق خواند. او مقالههایی در دفاع از دولت مصدق در روزنامهها منتشر كرد و مردم را به پشتیبانی از دولت مصدق فراخواند. آتش پر فروغ و گرمیبخش وطنپرستی دهخدا بار دیگر چنان افروخته شد كه برای پشتیبانی از دولت مصدق به سرودن شعر حماسی «گیرید همه از دل و جان راه مصدق»، نیز روی آورد:
ای مردم آزاده كجایید كجایید آزادگی افسرد بیایید بیایید
در قصه و تاریخ چو آزاده بخوانید مقصود از آزاده شمایید شمایید