در هفدهم دی ماه سال 1346 چشم از جهان فرو بست.
زندگینامۀ جهانپهلوان تختی. كتاب «تختی، یك زندگی» سرگذشت یكی از محبوبترین ورزشكاران ایران است.
غلامرضا تختی، تنها نامی در میدان ورزش و عرصۀ كشتی نیست و شهرتش به قهرمانیهایش در این عرصه خلاصه نمیشود. تختی ورزشكاری ملی و مردمی با جایگاه و منزلت مهم اجتماعی و البته یك زندگی فردی تلخ و تراژیك بود.
فرید مرادی در كتاب «تختی، یك زندگی»، با اتكا به اسناد و هرآنچه راجع به غلامرضا تختی نوشته و گفته شده است و نیز مطالعات و تحقیقاتی میدانی و رجوع به خاطرات و گفتههای آنها كه تختی را از نزدیك میشناخته و با او مراوده داشتهاند، سرگذشت این كشتیگیر و پهلوان نامی تاریخ معاصر ایران را روایت كرده است.
كتاب «تختی، یك زندگی» شرحی از وجوه گوناگون زندگی تختی، از وجوه ورزشی و اجتماعی و سیاسی گرفته تا وجوه فردی، را دربرمیگیرد و گزارشی چندوجهی از زندگی تختی ارائه میدهد. مروری بر كتاب «تختی، یك زندگی»
فرید مرادی در كتاب «تختی، یك زندگی»، با رجوع به همۀ منابع موجود دربارۀ تختی و روایتهای آنهایی كه او را از نزدیك میشناختهاند، میكوشد روایتی از زندگی تختی ارائه دهد كه هم شخصیت و افكار و عقاید او را به خوانندگان بشناساند و هم تصویری از جایگاه اجتماعی، حضورش در عرصۀ سیاست و نیز بحرانهای مختلف زندگی تختی ترسیم كند.
كتاب «تختی، یك زندگی» در پی اسطورهسازی از تختی نیست و به همین دلیل تختی در این كتاب بهصورت انسانی كه مجموعهای از شایستگیها و كاستیها، توانمندیها و ناتوانیها و ضعفها و قوتهاست به ما معرفی و شناسانده میشود. در این كتاب، در كنار شرح خصلتهای نیك تختی، از اشتباهات او نیز سخن به میان آمده است.
مرادی در كتاب «تختی، یك زندگی» از محیط و محله و خانواده و فرهنگی كه تختی در آن رشد كرد و پرورش یافت، از باورهای دینی و افكار و اندیشههای تختی، از نسبت او با جبهۀ ملی و علاقهاش به مصدق، از فشاری كه حكومت پهلوی بر او میآورد، از تنگناهای مالی تختی، از حضورش در میدان كشتی و نیز از ازدواج و زندگی زناشویی ناموفق و دلایل بحران زندگی مشترك كوتاهمدتاش با شهلا توكلی سخن به میان میآورد و همچنین از موضوعات دیگری كه تختی بهنحوی با آنها مرتبط بوده و در زندگیاش نقشی ایفا كردهاند.
ریشهیابی علل مرگ تختی نیز از موضوعاتی است كه در كتاب «تختی، یك زندگی» به آن پرداخته شده است.
كتاب «تختی، یك زندگی» از مقدمه، بیست فصل و ضمایم و تصاویری مرتبط با تختی تشكیل شده است.
فصلهای بیستگانۀ كتاب «تختی، یك زندگی» عبارتند از: «تهران عصر رضاخانی»، «خانیآباد، زادگاه تختی»، «خاندان تختی»، «باشگاه پولاد»، «در جادۀ افتخار»، «تختی و كشتی پهلوانی»، «تختی و جبهۀ ملی»، «زلزله بوئینزهرا»، «نظر حریفان خارجی تختی درمورد او»، «زندگی اجتماعی تختی»، «تختی از نگاه ورزشكاران»، «تختی و خبرنگاران ورزشی»، «تختی و دوستان»، «تختی و باورهای دینی»، «ازدواج تختی»، «افكار و اندیشههای تختی»، «تختی و سینما»، «تختی و ساواك»، «آخرین پرده؛ مرگ تختی» و «منبعشناسی زندگی تختی».
قسمتی از بخش ضمایم كتاب «تختی، یك زندگی» به اشعاری در رثای تختی اختصاص دارد. از جملۀ این اشعار میتوان به شعرهای «جهانپهلوان» از سیاوش كسرایی، «جهانپهلوانی دگر» از ادیب برومند، «نه با كاووس، بر كاووس» از نعمت میرزازاده (م. آزرم) و «در متن غروب آفتاب» از كارو اشاره كرد.
در بخشی از كتاب «تختی، یك زندگی» میخوانید: «تختی سیاستگر و سیاستمدار نبود، ورزشكاری بود كه از دلِ طبقات فرودست جامعه سربركشید و به لطف صفات انسانی، قدرت پهلوانی و پیروزیهای درخشان ورزشی محبوب دلهای مردم شد. مردمی كه از مشكلات زندگی به تنگ آمده، كامهای برنیامده و آرزوهای در سینه مانده را در موفقیتهای او میجستند. مردی كه میایستد، تا آخرین لحظه میجنگد و تسلیم نمیشود یا بهسختی به آن تن میدهد.
در اسطورههای تاریخی ما، هماره پهلوانانی بودهاند كه جنگیده و تسلیم نشدهاند، آرش جانش را برای گسترش مرزهای ایران و جلوگیری از تحقیر ایرانیان، در یك تیر میكند، رستم چون در برابر اسفندیار كه نمایندۀ قدرت قهار و فرادست جامعه است، تن به بند كشیده شدن نمیدهد، میایستد و چون در برابر روئینتنی اسفندیار چاره را از دست میدهد به تدبیر سیمرغ، جان از اسفندیار میگیرد كه نگویند پهلوان ایرانزمین به ذلت افتاد. تختی در برابر خواست شاه كه از او میخواهد دست از كشتی بردارد و مربی شود، نه میگوید كه گناهی نابخشودنی است، پس درها را به رویش میبندند و كاری میكنند كه در میادین ورزشی هم ناكام بماند و بدینترتیب در ذهن مردم نیز میكوشند اسطورۀ او را درهم بشكنند.»
كتاب «تختی، یك زندگی» در انتشارات دوستان منتشر شده است.