گفتگو با دكتر مرآتی در برنامه نیستان
دكتر مرآتی در این برنامه در مورد موتیف یا تم تكرار شونده در موسیقی صحبت كرد و گفت :
لایت موتیف ریشه در اپرا دارد و بیشتر در آثار ریچارد واگنر شناخته شده است. واگنر برای نشان دادن شخصیتها، مكانها، احساسات و حتی ایدهها، لایت موتیفهایی را در آثارش ایجاد كرد. به نوعی، لایت موتیف گونه ای از كوتاه نویسی برای مخاطب است، راهی برای پیوند مستقیم موسیقی به داستان. طبیعتاً، آهنگسازان فیلم از این تكنیك استفاده كردهاند تا چگونگی روایت داستانها توسط صدا را غنی تر كنند درست به همان اندازه كه تصویر در این امر نقش دارد.
اولین نوع از لایت موتیف در موسیقی فیلم برای نشان دادن كاراكتر ها استفاده می شود. در فیلم آروارههای استیون اسپیلبرگ، آهنگساز جان ویلیامز وابستگی شدید و فراموش نشدنی ای را با لایت موتیف كوسه ایجاد می كند. در این جا، موسیقی نشان دهنده خود كوسه است، زیرا ما تا انتهای فیلم این هیولا را خیلی كم می بینیم. و اگر فكر میكنید كه یك لایت موتیف موسیقی فیلم برای نتیجه بخش بودن باید پیچیده باشد، به یاد داشته باشید كه تم فیلم آرواره ها فقط بر روی دو نت ساخته شده است.
نوع دوم لایت موتیف موسیقی فیلم برای نشان دادن و یادآوری محیط ها و مكان ها استفاده می شود. در ارباب حلقهها، آهنگساز هوارد شور تقریباً تمام مكانهای اصلی سرزمین میانه را با لایت موتیف موسیقی خود درگیر میكند. از موتیف روشن و درخشان مربوط به دهكده شایر گرفته تا موتیف دلهره آور و ترسناك سرزمین موردور. در فیلم های علمی تخیلی و فانتزی، این لایت موتیف های موزیكال به قرار دادن مخاطب در جهان های ناآشنا كمك می كند.
نوع سوم لایت موتیف موسیقی فیلم برای بیان یك احساس استفاده می شود. در انیمیشن آپ از پیكسار، استفاده نسبتاً دلخراشی از لایت موتیف داریم. ما زندگی كارل و الی را در یك مونتاژ اولیه با موتیفی می گذرانیم كه ابتدا حس سبك و بازیگوشی را القا می كند زمانی كه آنها عاشق هستند و سپس حس سوگواری هنگام وقوع تراژدی.
او در ادامه در مورد كاربرد این نوع موسیقی صحبت كرد و گفت :
در حالت كلی موتیفها در تكرار تغییر نمیكنند و گسترش نمییابند، بلكه معمولاً، به طوری پی در پی یا به تناوب طی قطعه ظاهر میشوند، و سهمی به سزا در ایجاد احساس وحدت دارند.
در هر حال همه چیز بستگی به چگونگی استفاده از آن دارد. چه یك موتیف ساده و چه پیچیده باشد و اعم از این كه مشخصه های كم و زیادی را شامل شود معنای نهایی یك قطعه با فرم اولیه آن معین نمی شود بلكه همه چیز بستگی به عملكرد و بسط و گسترش موتیف دارد.
به طور كلی؛ موتیف مكررا در طول یك قطعه تكرار می گردد ولی تكرار مطلق آن باعث بروز یكنواختی و تنها با واریاسیون می تواند كنترل شود. فرق موتیف با تِم ( زمینه موسیقایی ) در یك قطعه موسیقی این است كه موتیف از تِم كوتاهتر و در واقع قسمتی از آن است. موتیف به طور رایج به عنوان كوچكترین زیربخش یك تم یا عبارت كه همچنان مشخصهٔ خودش بهعنوان یك ایده موسیقایی را حفظ میكند، در نظر گرفته میشود.
عموما موتیف در آغاز هر قطعه با تركیبی از طرح های فاصله ای و ریتمی به شكل پر اثر و خاطر انگیز ظاهر می شود كه معمولا اشاره به یك هارمونی مستحكم نیز دارد. از آنجا كه هر الگویی در یك قطعه به نوعی وابستگی به آن را نشان می دهد. اغلب موتیف اصلی، منشا ایده تلقی می شود.
زمانی كه موتیف شامل عناصری از الگو های موسیقایی بعدی باشد می تواند به منزله كوچكترین عامل مشترك و زمانی كه در هر یك از الگوهای بعدی گنجانده شود به عنوان بزرگترین عامل مشترك تلقی شود.
در سمفونی پنجم بتهوون ، یك فیگور چهارنتی مهمترین موتیف اثر شده و از لحاظ هارمونی و ملودی گسترش داده شده تا تم اصلی مومان نخست فراهم شود.
در ساخت آهنگ ، نیاز است برای ادامهٔ موسیقی، موتیف را چند بار تكرار كنند یا موتیفهای دیگر را به آن وصل كنند. با اینكه تكرار بخشهایی كه به هم وصلشدهاند ضروری است و تكرار زیاد موجب یكنواختشدن میشود، با خلاقیتهای مختلف تلاش میكنند تغییرات گوناگونی را ایجاد نمایند تا در كنار حفظ یگانگی، تنوع را نیز رعایت كرده باشند.