روز هفتم ماه محرّم الحرام

در شب هفتم محرم امام حسین علیه السلام با ابن سعد ملاقات و گفتگو كردند.

1402/05/03
|
19:43

در روز هفتم محرم عمر بن سعد با سپاهیان خود بین امام حسین و یاران، و آب فرات فاصله ایجاد كرده و اجازه نوشیدن آب به آنها نداد. زمانی كه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید كه نگذارید حتی یك قطره آب هم به آنها برسد. عمر بن سعد نیز بدون فاصله "عمرو بن حجاج زبیدی" را با چهار هزار تیرانداز مامور منع آب فرات كرد، كه به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برده نشود. بدین ترتیب در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند.
در این روز مردی به نام "عبداللّه‏ بن حصین ازدی" كه از قبیله "بجیله" بود فریاد برآورد: ای حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند كه قطره‏ای از آن را نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی! امام علیه ‏السلام فرمودند: خدایا! او را از تشنگی بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده. حمید بن مسلم می گوید: به خدا سوگند كه پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالی كه بیمار بود، قسم به آن خدایی كه جز او پروردگاری نیست، دیدم كه عبداللّه‏ بن حصین آنقدر آب می آشامید تا شكمش بالا می آمد و آن را بالا می آورد و باز فریاد می زد: العطش! باز آب می خورد، ولی سیراب نمی شد. چنین بود تا به هلاكت رسید.
حضرت علی اصغر
این شب یادآور كوچكترین كودك واقعه كربلا است، شیرخوار دلبندی كه جان خود را با بی رحمی لشكریان عمر بن سعد از دست داد

حسین بن علی در روز عاشورا علی اصغر را كه از تشنگی بی تاب شده بود به میدان جنگ برد و او را بر دو دستان خود قرار داد و فرمود:

" از یاران و فرزندانم، كسی جز این كودك نمانده‌است. نمی‏بینید كه چگونه از تشنگی بی تاب است؟ اگر مرا رحم نمی‌كنید حداقل به این كودك رحم كنید "

در این حال در بین سپاهیان عمر سعد تشكیك ایجاد شد كه ما برای جنگیدن با كودكان نیامده‌ایم در این حال عمر سعد به حرمله دستور داد كه با تیر سه شعبه كودك را بكشد و در این حین كه حسین بن علی در حال گفتگو بود تیری از كمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید. حسین بن علی خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید.

دسترسی سریع