سازها، مظهر اصالت

گفتگو با دكترمحمد علی مرآتی در برنامه نیستان

1401/09/26
|
12:21

مرآتی در این برنامه گفت : سازها مظهر اصالت نیستند. چرا كه هر ساز قدمتی دارد. به همین خاطر موسیقی ها دچار تحول مش وند چرا كه در غیر این صورت آن ساز كارایی خود را از دست می دهد.
مرآتی در ادامه به موسیقی ایرانی و نقش نوازنده در حفظ و اصالت آن پرداخت.
او گفت :
همزمان با نخستین تلاش ها برای بررسی و شناخت فرهنگ های غیر غربی ، پایه های موسیقی شناسی و به ویژه سازشناسی نیز شكل گرفته است .به این معنا كه فرهنگ شناسان از نخستین جریان های شكل گیری مردم نگاری، به موسیقی نیز توجه كردند و ساز و كار پیدایش و جایگاه آن را نزد این جوامع مورد مطالعه قرار دادند تا آنجا كه رفته رفته بررسی “اهمیت ساز در یك فرهنگ موسیقی، اهداف استفاده از ساز، چگونگی نقل و انتقال ساز از فرهنگی به فرهنگ دیگر، دگرگونی ساز در اثر این نقل و انتقال، تركیبات صوتی، ملودیها و ریتمهای جدید ناشی از انتقال آن از فرهنگی به فرهنگ دیگر یا اقتباس به وسیله ی سایر فرهنگها ” از موضوعات مورد توجه موسیقی شناسی فرهنگی شد واین نظریه به وجود آمد كه “تاریخ تكامل سازها بر تاریخ فرهنگ ملل مبتنی است.سازشناسی را ارگونولوژی می گویند؛ واژه ای كه از ریشه Organon وساز كهن ارغنون آمده است. امروزه ارگنولوژی (Organology) بیشتر در زیر مجموعه مباحث موسیقی شناسی مطرح است. در حالی كه این مطالعه در برخورد نخست و قبل از توجه به فرهنگ های زنده ، نزد باستان شناسان و پژوهندگان فرهنگ های كهن، با بررسی سازها و بقایای باقی مانده از آن در كاوشهای باستان شناسی همراه شد. سازها نمادها و نشانه های مهمی از وجود تمدن های نهادینه و ریشه دار در كاوش های باستان شناسی هستند. حتی یافتن ابزاری كه تولید صدا می كند (مثلا سوت گلی دوره اشكانی در كاوش های كوه خواجه در سیستان) مهمترین نشانه برای اثبات این فرضیه است كه سابقه آن تمدن را باید به عقب برد و بیشتر از دوره تاریخی آن ابزار فرض كرد. رویكرد تاریخی سازشناسی علاوه بر بررسی بقایای باقی مانده از سازها در كاوش های باستان شناسی،عموما متكی بر تصاویر به جای مانده از سازها و بررسی نقش و جایگاه آنها بر اساس تحلیل تصاویر است. ایكونوگرافی یا نشانه شناسی تصویری سهم عمده ای در سازشناسی تاریخی ایفا می كند.بخصوص آنكه مهمترین چالش سازشناسی تاریخی ، عدم دسترسی به صدای سازها به عنوان مهمترین ثمره انتقال فرهنگی توسط ابزار موسیقی است. سابقه ضبط صدا كمی بیشتر از یك قرن است،حال اینكه نقوش و تصاویر باقی مانده از سازها به هزاره های قبل از میلاد می رسد. این وضعیت در ایران به عنوان سرزمینی با یك تمدن دیرین وضعیت ویژه ای دارد؛از یك سو نقوش باقی مانده از سازهای ایرانی یا سازهایی كه در این پهنه فرهنگی رشد یافته اند به هزاره هفتم قبل از میلاد می رسد؛همچون نقش سنگی تنبورنواز از تمدن آشوری و یا نقوش سازهای ایرانی كه از كاوش های چغازنبیل به دست آمده اند و … از طرف دیگر كهن ترین ضبط های موجود از صدای سازهای موسیقی دستگاهی كمی بیشتر از یك قرن قدمت دارد و صدای سازهای بومی تنها در نیم قرن گذشته امكان ضبط یافته و هنوز هم ضبط های كاملی از خانواده سازهای ایرانی گردآوری نشده است.در این شرایط جایگاه تحلیل نقوش و بقایای باقی مانده سازها اهمیت بیشتری نیز می یابد به هر روی امروزه “ارگنولوژی، عمدتاً باید به مطالعه ابزار موسیقایی، از نظر واژه شناسی كشف جایگاه ساز، طبقه بندی توصیف ساختار، طرح و فن اجرای ساز بپردازد، اما در كنار این گونه شناخت ها از ساز، به نحوه تولید صوت نیز باید توجه كند… ارگونولوژی، یك ساز موسیقایی را هم به مثابه یك اثر هنری صرف و هم به مثابه یك ساز موسیقایی بررسی می كند.
كورت زاكس، بزرگترین متخصص سازشناسی در تاریخ، اسامی سازها را به عنوان شواهدی برای بررسی وقایع تاریخی به شمار می آورد و معتقد است پژوهش در این زمینه می تواند از دو دیدگاه خاص انجام گیرد: پژوهنده ساز موسیقی از دانش زبان شناسی برای شناسائی منشأ و تاریخ ساز كمك می گیرد؛ و زبان شناسی از نام سازها و تكنیك آنان برای مطالعه جنبه های خاص رشد یك زبان استفاده می كند.

دسترسی سریع