|
24 اسفند 1388,ساعت 15:54:07 |
|
نوروزخوانی (بهارخوانی) از جمله آیینهای کهن ایرانی است که تا چند دهه پیش به شکل گستردهتری در بسیاری از نواحی ایران و بهویژه البرز شمالی و جنوبی، مازندران، گیلان و تالش و دیلمان، کومش، طالقان و ... رواج داشت و امروز به شکل خیلی پراکنده در روستاهای دوردست نواحی یاد شده مشاهده میشود. گمان میرود که مضمون این آیین در قبل از اسلام علاوه بر توصیف طبیعت و بشارت بهار، در ستایش اهورامزدا، مدح شاهان، امیران، بزرگان و مردم گشادهدست و خوشرو بوده است. این آیین پس از اسلام – بهویژه از دوران صفوی - خود را با مضامین، روایات و احادیث اسلامی – بهویژه شیعه – منطبق کرده و به حیات خود ادامه داده است.
ما در ایام قدیم نغمات خاصی داشتهایم که مخصوص جشن و شادی بوده و هنوز نام آن الحان در کتابها باقیمانده است. مانند نوروز، خسروانی سرود، آیین جمشید، روشنچراغ، گنج بادآورد، شادباد، دلانگیزان، سبزهدرسبزه، شب فرخ، سبز بهار، اورنگی، کیخسرو، فرخروز، ساز نوروز و ... افسوس که چون خط موسیقی نداشتهایم که الحان خود را ثبت کنیم، این نواها را نمیدانیم ولی هماکنون نیز در ردیف دستگاههای موسیقی ایران کم و بیش نمونهای از این کلمات و نغمات دیده میشود که آثار دوران گذشته است. مانند مجلس افروز، دلکش، طربانگیز، ارجوزه یا رجز، نوروز، خجسته، روحافزا و ... در میان این الحان نغمهی نوروز هماکنون نیز در دستگاه همایون نواخته میشود.همچنان که جشن نوروز از دیرباز برای ما باقی مانده و اولین روز سال ایرانی و بزرگترین جشن و عید ملی ماست، نغمهی مخصوص آن هم هنوز در خاطر ما مانده است و هرگز فراموش نمیشود و این نشانه دلبستگی مردم دیار ما به جشن و شادی بوده است. هنوز نشانههایی از مراسم شادی ایام نوروز برای ما به یادگار مانده است چنان که از چند هفته پیش از نوروز دستههایی در شهرها راه میافتند، ساز و دهل و سرنا میزنند و لباس رنگ به رنگ میپوشند و با اشعار شادیبخش و حرکات مناسب و نغمات موزون مردم را به پایکوبی میکشانند، خود نیز دفزنان پای میکوبند و تهنیت سال نو میگویند. در ایام قدیم هم درویشان، جلوی در خانهها چادر میزدند و تبریک میگفتند یا در دهات دختران وپسران در روز عید به جشن و شادی و رقص و طرب میپرداختند. از جمله آهنگهایی که در شمال ایران میخوانند یکی هم لحن خاصی است که «نوروزخوانی» گفته میشود.
نوروزخوانان، خنیاگران گمنام و دورهگردی بودهاند که از ده، پانزده روز مانده به نوروز، بر در هر خانهای بهار را با شعر و آواز نوید میدادهاند. خصوصیات مهم نوروز خوانان – مانند همه خنیا گران - بداههسرایی و حافظهی قوی شعری بوده است. کار نوروزخوانان با فرارسیدن بهار به پایان میرسید. نوروزخوانان غالباً مایل نبودند که نزد مردم محل سکونتشان شناخته شوند و بههمین دلیل در مناطقی دور از محل سکونت خود نوروزخوانی کردند.خیلی وقت ها بسیاری از اوقات نوروزخوانان کومشی و طالقانی به مازندران میرفتند و نوروزخوانان مازندرانی در کومش و طالقان به نوروزخوانی میپرداختند. نوروزخوانان یکی از عوامل مهم تبادلات و نقل و انتقالات فرهنگی و موسیقایی در شمال و جنوب البرز محسوب میشدند. اشعار مورد استفاده توسط نوروزخوانان به زبان فارسی و نیز لهجهها و گویشهای محلی است. این اشعار از بخشهای مختلفی تشکیل میشود که هر بخش نغمهی مخصوص بهخود داشته است. نوروزخوان غالباً در بخش اول، پس از ستایش خداوند و مدح پیامبر (ص) بهتوصیف امامان (ع) میپردازد. در پایان این بخش ممکن است از برخی روایتها و داستانها مانند قصهی آدم و حوا، حضرت ابراهیم و ... نیز استفاده شود. در بخش دوم، نوروزخوانان در توصیف صاحبخانه بداههسرایی میکنند. در این بخش ارایهی طنز و هجو یا ستایش و تمجید امکان دارد. بخش سوم در توصیف بهار و نوروز است. این توصیف یا بهصورت مستقل در قسمتی از نوروزخوانی و یا بهصورت ترجیعبند همراهان نوروزخوان در جایجای بخش اول اجرا می کنند. نغمههای نوروزخوانی بسیار ساده و روان است. این سادگی و روانی این است که نوروزخوانان معمولاً موسیقیدانان حرفهای نبوده و از مردم عادی روستا بودهاند. همچنین مخاطبان اصلی نوروزخوانی که مردم روستا بودند نیز در سادگی و پالایش نغمههای نوروزی موثر بودهاند. جملههای موسیقی غالباً کوتاه است و دامنهی صوتی آن ها معمولاً از یک تتراکورد (دانگ) فراتر نمیرود. این جملهی موسیقی مرتباً تکرار می شود و با هر تکرار – برای انطباق با شعر – تغییراتی می کند. نوروزخوانی یک موسیقی صرفاً آوازی است و در اجرای آن از هیچ سازی استفاده نمیشود. موضوعهای مطرح شده در آیین نوروزخوانی دامنهی وسیعی داشته است. نوروزخوان به احساسات مردم در بازنگری دوبارهی بهار و نوروز را توصیف و بازگویی ، نوروزخوان به تبلیغ افکار آیینی و اعتقادات مذهبی نوروزخوان در بازگویی وقایع ناگوار سیاسی-اجتماعی بهشیوهی تمثیلی و کنایی و عمدتاً در قالب طنز و هجو اخبار و وقایع را از نقطهای به نقطهی دیگر منقل میکرده است.
در متون قدیمی ادبی، تاریخی و موسیقایی از نغماتی با نام نوروز یاد شده است که امروزبهجز نامی از آنها باقی نمانده است و به قول شادروان «روحاله خالقی» این نامها از لحاظ موسیقی و بازسازی آنها به موسیقیدان کنونی ایرانی کمکی نمیکند. موسیقیدانان و موسیقینویسان سدههای اسلامی نیز در آثارشان از نغمههای نوروزی با توضیحاتی یاد کرده اند که غالب آنها برای علاقهمندان موسیقی ایران قابل درک و بازسازی نیست و نمونههایی آن نقل میشود. در رسالهی معروف «بهجت الروح» که به قول «ادوارد براون» یکی از روشنترین و موجزترین رساله دربارهی موسیقی ایرانی است و در دورهی صفویه فردی به نام «عبدالمومن بن صفیالدین» آن را نوشته، آمده است که: «نوروز آوازهای است که از مقام بوسلیک و همایون مشتق شده و یکونیم بانگ [دانگ] دارد و از چهارمین نغمه است نظامی گنجوی در ذکر الحان سیگانه باربد نوازنده معروف دورهی خسروپرویز نامهای «آیین جمشید»، «راح روح» و «نوبهاری» را حذف کرد و بهجای آن نامهای «ساز نوروزی»، «غنچه کبک دری»، «فرخ روز» و «کیخسرو» را ذکر کرده است. آنطور که در برهان قاطع آمده «نوبهاری» لحن بیستوهفتم از سی لحن باربد و در وصف طبیعت و بهار بوده است. یکی دیگر از نغمههای نوروزی «نوبهار» بوده که «سید علی جرجانی» در شرح ادوار صفیالدین ارموی آنراجزو سیودو مقام خود آورده است. احتمالاً این نغمه با لحن نوبهاری متداول در دورهی ساسانیان بیارتباط نبوده است. جرجانی «نوروز عرب» را نیز از جملهی سیودو مقام موسیقی برشمرده است. نوروز خوانی مازندرانی از عباد محمدی و جلال محمدی
نوروز خوانی استاد محمدرضا اسحاقی
|