• پیامگیر ۲۴ ساعته شبکه فرهنگ ۲۲۰۵۳۱۹۱ 
  • شماره پیامک شبکه فرهنگ ۳۰۰۰۰۵۵۸ 
تعداد بازدید: ۷۱۲ شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵
گذر و نظری به تاریخ بیهقی ۲
گذر و نظری به تاریخ بیهقی 2
((ابوالفضل محمد بن حسن بیهقی)) را به درستی پدر نثر فارسی می دانند. نثر بیهقی بر پایه کارش – دبیری دیوان رسالت و تأثیر پذیرفتن از نثر استادش خواجه ابو نصر مشکان زوزنی- نثر مرسل است .

((ابوالفضل محمد بن حسن بیهقی)) را به درستی پدر نثر فارسی می دانند. نثر بیهقی بر پایه کارش – دبیری دیوان رسالت و تأثیر پذیرفتن از نثر استادش خواجه ابو نصر مشکان زوزنی- نثر مرسل است . ویژگی نثر مرسل سادگی در لفظ و معنی – کوتاهی جمله ها – کم به کار بردن واژه های عربی و پرهیز از اطناب است ،چنان که ملک الشعرا بهار در کتاب ارزشمند ((سبک شناسی))درباره نثر بو نصر مشکان و بیهقی می گوید: (( اطناب در مقابل ایجاز که از مشخصه های دوره اول نثر فارسی است و نه به معنی استفاده از مترادفات  که در این نثر دیده نمی شود)) .

بیهقی درتاریخش شعربرخی شاعران را آورده که تنها ازآن جا می توان شناخت .برای این که سخن به درازا نکشد،بخش های کوتاهی از تاریخ بیهقی را شاهد می آوریم که خود گویا ترین توصیف است .

                                                   ******************

درباره خود می گوید : ((من که بوالفضلم کتاب بسیار فرو نگریسته ام خاصه اخبار و از آن التفاط کرده . در میانه این تاریخ چنین سخن ها از برای آن آرم تا خفتگان و به دنیا فریفته شدگان بیدار شوند و هر کس آن کند که امروز و فردا را سود دارد))

ودرباره بردارکردن حسنک وزیر :((حسنک را سوی دار بردند و به جایگاه رسانیدند ، بر مرکبی که هرگز ننشسته بود بنشاندند و جلادش استوار ببست و رسن ها فرود آورد و آواز دادند که سنگ دهید . هیچ کس دست به سنگ نمی کرد و همه زار زار می گریستند ، خاصه نشابوریان . پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود که جلادش رسن به گلو افکنده بود و خبه کرده . این است حسنک و روزگارش و گفتارش ))

و بالاخره درباره فرجام کار برمکیان : (( چنان خواندم در اخبار خلفا که یکی از دبیران می گوید که بوالوزیر دیوان صداق و نفقات  به من داد در روزگار هارون الرشید ، یک روز پس از بر افتادن آل برمک ، جریده کهن تر بار می نگرستم ، در ورقی دیدم بنشته : به فرمان امیر المومنین نزدیک امیر ابوالفضل جعفر بن یحیی البرمکی ....... برده آمد از زر  چندین و از فرش چندین و کسوت و طیب و اصناف نعمت چندین و ز جواهر چندین و مبلغش سی بار هزار هزار درم. پس به ورقی دیگر رسیدم ، بنبشته بود که اندرین روز اطلاق کردند بهای بوریا و نفط تا تن جعفر برمکی را سوخته آید به بازار ، چهار درم و چهار دانگ ونیم ........))    

 

باقر خلیلی

منبع : رادیو فرهنگ
بوم آهنگ
درس مثنوی
مجلس شورای اسلامی
در مکتب استاد
تماشاگه راز
نشان
آرشیو برنامه های قدیمی
کلماتی که بوی تازگی می دهد