• پیامگیر ۲۴ ساعته شبکه فرهنگ ۲۲۰۵۳۱۹۱ 
  • شماره پیامک شبکه فرهنگ ۳۰۰۰۰۵۵۸ 
تعداد بازدید: ۲۰۷۷ یکشنبه ۵ مهر ۱۳۹۴
رودکی در تاجیکستان امروز
رودکی در تاجیکستان امروز
سه‌شنبه، سی‌ویکم شهریورماه ۱۳۹۴ (۲۲ سپتامبر ۲۰۱۵) مراسم بزرگداشت رودکی در آکادمی علم‌های جمهوری تاجیکستان در شهر دوشنبه برگزار شد. در ابتدای این مراسم که با حضور دانشمندان و چهره‌های شناخته‌شدۀ کشور برپا شد، دکتر فرهاد رحیمی، رئیس آکادمی، به ایراد سخنرانی و خواندن اشعاری از رودکی پرداخت.
به مناسبت 22 سپتامبر، زادروز رودکی

 
سه‌شنبه، سی‌ویکم شهریورماه 1394 (22 سپتامبر 2015) مراسم بزرگداشت رودکی در آکادمی علم‌های جمهوری تاجیکستان در شهر دوشنبه برگزار شد. در ابتدای این مراسم که با حضور دانشمندان و چهره‌های شناخته‌شدۀ کشور برپا شد، دکتر فرهاد رحیمی، رئیس آکادمی، به ایراد سخنرانی و خواندن اشعاری از رودکی پرداخت.
    پس از آن آقایان دکتر حجت‌الله فغانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان، سخی‌داد خارکشیف، مدیر انستیتوی زبان، ادبیات، شرق‌شناسی و میراث خطّی آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان، حسن قریبی، رئیس پژوهشگاه فرهنگ فارسی ـ تاجیکی و نمایندۀ فرهنگستان در مجامع علمی و فرهنگی تاجیکستان، شاعر عطا میرخواجه، معاون اوّل رئیس اتفاق نویسندگان تاجیکستان، و برخی از محقّقان و دانشمندان زبان‌شناس از جمله جمال‌الدین سیّدزاده، قادر رستم، انزورت ملکزاد و شمس‌الدّین محمدی‌اف سخنرانی کردند.
    آنچه در ادامه آمده است متن سخنرانی آقای حسن قریبی در مراسم بزرگداشت رودکی در آکادمی علم‌های جمهوری تاجیکستان است. 
 
در تعریف ادبیات عامه‌پسند یا به قول تاجیکان ادبیات عاموی آمده است که بخشی از فرهنگ عامه و گونه‌ای از ادبیات است که مخاطبانش تودۀ مردم هستند و بر پایۀ ذوق و سلیقه و علاقۀ آنان پدید می‌آید. هدف اصلی این نوع ادبیات سرگرم کردن خواننده است و از همین رو در پدید آوردن آن موازین هنری و خلاقیت ادبی نقش ندارد. با این تعریف به نظر می‌رسد ادبیات عامه‌پسند، به دلیل عامه‌پسند بودن، توجه پژوهشگران را برای ارائۀ تعریف جامع و دقیقی جلب نکرده است. کاربرد اصطلاح «ادبیات عامه‌پسند» اصطلاحی است در مقابل ادبیات نخبه‌گرا، فرهیخته، متعالی و ادبیات جدّی. بخشی از قضاوت جهت‌گیرانۀ منتقدان به این نوع از آثار است.
    با پژوهش در مخاطب‌شناسیِ ادبیات عامه‌پسند، به نظر می‌رسد در عبارت عامه‌پسند، اصطلاح «عامه» بیشتر محل اختلاف است. به‌عنوان مقدمۀ ورود به این بحث، تعاریفی از آن را ارائه می‌کنم.
    1. عامه در معنای عوام: ادبیات عامه‌پسند با تعریف عامه در تقابل با خواص، به ادبیاتی گفته می‌شود که موضوع اثر، با انگیختگی‌های عاطفی، احساسی، سیاسی و مذهبی جذاب آمیخته شده باشد. به جهت مخاطب‌شناسی، در این تعریف، لفظ منظور از «عامه» اقشار تأثیرپذیر جامعه در مقابل طبقۀ تأثیر‌گذار است. در این تعریف سطح دانش و تحصیلات عامل مؤثری برای جای گرفتن در این طبقه به حساب می‌آید.
    2. عامه در معنای غیر متخصص: در این تعریف که از قواعد نسبیت پیروی می‌کند می‌توان گفت به همان نسبت که نظر یک زبان‌شناس دربارۀ دانش فیزیک امواج عوامانه خواهد بود، میزان پذیرش یک اثر ادبی از سوی غیر متخصصان نیز رد و قبولی عوامانه است و منظور از عامه، مخاطبی است باسواد ولی ناآشنا به قواعد ادبی.
    3. عامه در معنای عموم: اگر عامه به معنای «عموم» یا جمهور مردم باشد این معنا طبقۀ «نخبه»، «متوسط» و «زیر متوسط» را در بر می‌گیرد. با این تعریف می‌توان آثاری چون شاهنامۀ فردوسی و مثنوی معنوی و بوستان و گلستان را در دوره‌ای به‌عنوان مهم‌ترین آفرینش‌ها در حوزۀ ادبیات عامه‌پسند به شمار آورد.
    علاوه بر این، اگر انگیختگی‌های احساسی را عامل عامه‌پسندی این قبیل آثار بدانیم بسیاری از آثار کلاسیک ادب فارسی با استفاده از همین ابزارها خلق شده‌اند. با این معیار، در روایت‌های عاشقانه و عاطفیِ خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، زال و رودابه، یوسف و زلیخا، یادگار زریران، سوگ سیاوش، روضة‌الشهدا و ترکیب‌بند محتشم کاشانی نیز مشترکاتی دیده می‌شود که پرداختن به آن فرصت دیگری را می‌طلبد.
    می‌دانیم که جوامع شرقی معمولاً جوامعی ایدئولوژیک و ارزشی هستند. ارزش‌ها از قانون نسبیت پیروی می‌کنند؛ یعنی بسیاری از فرهنگ‌ها یا خرده‌فرهنگ‌هایی که در دوره‌ای ارزش بوده‌اند در دوران دیگر ضد ارزش بوده‌اند که مثال‌های آن فراوان است. پر واضح است که در این میان ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها تابع سیاست‌های کلان فرهنگی حکومت‌ها بوده‌اند. نگاهی به سرنوشت شاهنامه و فراز و فرودهای آن از عصر فردوسی تا کنون مثال روشن این قبیل نوسانات است.
    در مخاطب‌شناسی ادبیات عامه‌پسند، دسته‌ای از آثار در بازۀ زمانی مشخصی فراگیر بوده‌اند؛ آثاری که اگرچه به‌منظور استفادۀ طبقۀ خاصی خلق شده‌‌اند، براثر شرایط اجتماعی ـ تاریخی، به‌مرور اقبال عمومی یافته‌‌اند و طیف وسیعی را در بر گرفته‌اند. در ادبیات فارسی ادبیات صوفیانه یا عارفانه نمونه‌هایی از این گونۀ ادبی است. غزل صوفیانه با سنایی آغاز شد و در سبک عراقی به اقبال عمومی دست یافت. این عمومیت نسبی و تبعات آن تا دورۀ ما نیز ادامه یافته است.
    با توجه به این مقدمه، گسترش اقبال به رودکی و رودکی‌پژوهی را در صد سال اخیر در تاجیکستان از این منظر نیز می‌توان مورد تحقیق قرار داد.
    در تاجیکستان امروز رودکی بنیان‌گذار بنایی است که هویت فرهنگی تاجیکان را تعریف می‌کند. جنبش عظیم رودکی‌شناسی در تاجیکستان که استاد صدرالدین عینی آغازگر آن بود، انتخاب هوشمندانه‌ای بود که رودکی را به‌عنوان نماد هویت فرهنگی تاجیکستان برگزید.
    حال سؤال این است که آیا توجه و توسعۀ رودکی‌پژوهی تابع ارزش‌های نسبی جامعۀ کنونی تاجیکستان است، آیا رودکی پاسخ به یک نیاز هویتی بوده است، آیا اشعار رودکی کاربرد مقطعی داشته و تابع شرایط امروز تاجیکستان است، و آیا عامه پسند شدن رودکی در دوران معاصر برای عوام است یا عموم؟
    برای یافتن پاسخ به این پرسش به این واقعیت آشکار می‌رسیم که که اگر رودکی توانسته است که بر هم‌روزگاران خود چون فردوسی تأثیر بگذارد و اگر ناصرخسرو، سعدی، حافظ، مولانا، باباطاهر عریان، صائب تبریزی، میرزا تورسن‌زاده، لایق شیرعلی، سهراب سپهری و شفیعی کدکنی و هوشنگ ابتهاج پا در جای پای رودکی گذاشته‌اند، بدون در نظر داشتن گذر زمان، می‌توان رودکی را شاعر معاصر تمام دوره‌های ادب فارسی و تاجیکی دانست. تاثیرپذیری شاعران از وی به معنای این است که رودکی نه تنها مخاطب حرفه‌ای خود را حفظ کرده، بلکه با واسطه، به دایرۀ مخاطبان دیگر شاعران نیز راه یافته است.
    می‌دانیم که در ساختار سیاست‌ فرهنگی دولت‌های بی‌ثبات، گفتمان رسمی معمولاً نمی‌تواند نخبه‌گرا باشد و از فرهنگ والا حمایت کند و جریان تفکر، موافق فرهنگ عامه‌پسند و مبتنی بر لذت و سرگرمی بوده، که خود به ‏طور غیرمستقیم در خدمت تثبیت وضعیت موجود است. بنا بر این گفتار، نتیجه این می‌شود که انتخاب رودکی از طرف دولت و ملت تاجیکستان، به‌عنوان نماد هویت فرهنگی، به این معناست که ادبیات معاصر تاجیکستان ادبیات نخبه‌گرا و فاخری است و ادبیات فاخر محصول ثبات فرهنگی و پایداری اجتماعی است؛ چراکه انتخاب رودکی انتخاب نخبگان تاجیکستان بوده است.
    مضامین درونی و احساسی، جهان‌بینی ساده، زندگی در جهان واقعی، محوریت جمع، حل تضادها، سادگی بیان، دعوت به تفکر دربارۀ «چیستی» زندگی و توجه به ارزش‌های پایدار بشری، برخی از ویژگی‌های اشعار رودکی به شمار می‌آیند که از آن می‌توان به‌عنوان مکتب رودکی یاد کرد. سخن آخر اینکه با این توصیفات به نظر می‌رسد حتی اگر رودکی ازلحاظ تاریخی و جغرافیایی به این دیار تعلق نداشت، باز هم انتخاب رودکی به‌عنوان شاعر عصرها و معاصر تاجیکستان انتخاب شایسته‌ای بود و این از اقبال مضاعف تاجیکان است که چنین گوهری نگین انگشتری تاجیکستان شده است.
شاد زی با سیاه‌چشمان شاد
که جهان نیست جز فسانه و باد 
 
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید بدین حکمت معما را 
 
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم.

منبع : فرهنگستان زبان و ادب فارسی
درس مثنوی
مجلس شورای اسلامی
در مکتب استاد
کلماتی که بوی تازگی می دهد
نشان
بوم آهنگ
آرشیو برنامه های قدیمی
تماشاگه راز