افشین علا، شاعر برجسته انقلاب، در گفتوگوبا رادیو فرهنگ، از پیوند سوگ و حماسه در بهار امسال یاد كرد و با تأكید بر قداست آموزههای رهبر شهید، فرصت نیمهرمضانهای دیدار با ایشان را «عطر خندههای امام» نامید.
افشین علا در این گفتوگو كه با فضای سوگوارانه اما سرشار از امید بود گفت: امسال در بهار پنجاهوهفتم میلادم ، آمیزهای بود از حماسه و سوگ. چنین بهاری را من تجربه نكرده بودم. همانطور كه ملت ما تصور نمیكرد چنین بهاری بدون عطر حضور یار فرا برسد. مقدر بود كه امام و رهبرمان با خلعت شهادت، با سرافرازی در آستانه بهار به بهار ابدیت و قرب الهی بپیوندند و این ملت، به جای سوگواری، حماسهای بزرگ بیافریند .
او افزود: رهبر عزیزتر از جانمان و بسیاری از رزمندگان اسلام و مردم بیگناه به شهادت رسیدند، اما ملت با آموزههایی كه آن امام شهید بر جای گذاشت، سوگ را به حماسه تبدیل كرد و این بهار را ماندگار ساخت.
در ادامه، علا درباره سنت ایرانی «عید اول» گفت: در آیین و فرهنگ ما ایرانی ها « عید اول داریم ، وقتی عزیزی از دنیا میرود، اولین بهار برای صاحبان عزا مترادف با جشن نیست؛ همه برای دیدار و یاد او میروند. در این مصیبت، همه مردم صاحب عزا هستند و من بیش از آنكه برای بهار شعر بگویم، دلمشغول سوگ امام شهید بودم، كه خودش بهاریترین مرد این سرزمین بود.
او تأكید كرد: هر كودكی كه در خیابان میبینم، یاد امام شهید در دل زنده میشود؛ مردی كه برای ایران رایحه و شكوفه و جوانه آورد. گاهی اشك از چشمم جاری میشود. چنین لطافتی را هر ایرانی احساس میكند.
افشین علا سپس از مهمانیهای رمضانی و دیدارهای نیمهرمضان با رهبر سخن گفت: آن دیدارها بدرِ حماسی بودند؛ عاشقانه، زیبا و پر از مضامین ناب. باید كتابی بنویسم و نامش را بگذارم «عطر خندههای امام» شاید دوباره باید بنویسم: عطر خندههای امامِ شهید.
او درباره میزان آموزههای رهبر گفت: ایشان چنان نكتهپرداز در همه ساحات بودند كه به اندازه شش دفتر مثنوی مولانا از ایشان آموزه داریم. مولوی بعد از قرنها هنوز در جهان خوانده میشود؛ رهبر شهید ما نیز آنچنان با بلاغت سخن میگفتند كه آموزههایشان تا ابدیت برای بشر معنا دارد. این میراث، فراتر از زمان است و باید ثبت شود.
افشین علا از وسواس خود در انتخاب شعر برای محضر رهبر گفت: ایشان سخنشناس، شاعر و نكتهدان بودندو ظریف سخن را می شناختند . همیشه میكوشیدم بهترین شعرهایم را بخوانم و ایشان مشوقی بینظیر بودند؛ در عمرم مشوقی به اندازه ایشان ندیدم. نه فقط رهبر امت اسلام بودند، بلكه خودشان پیگیر شعر و فرهنگ بودند.
در پایان برنامه، افشین علا یكی از سرودههای خود را كه مفاهیم حماسی و عاشورایی در آن با یاد رهبر شهید گره خورده بود، قرائت كرد. متن كامل این سروده چنین است:
ای نامه ی سربه مهر مكتوم
ای مادر صبر، ام كلثوم!
ای میوه ی بوستان احمد
ای حاصل وصلت دو معصوم
مجهول جهانیان، چو زهرا
چون زهره، ولی به عرش،معلوم
هرچند كه غافل از تو تاریخ
ما گرچه به غفلت ازتو محكوم
مانند حسین، گشته جاری
عطر تنت از حجاز تا روم
در صبر و وقار، همچو زینب
پرونده ی ظلم كرده مختوم
خدمت شده افتخار جبریل
وقتی تو و زینبید، مخدوم
شرمنده ی خطبه بلیغت
منظومه ی هر كلام منظوم
نان و نمك تو خورده مولا
درآن شب واپسین محتوم
دیدی تو اگر چه داغ زهرا
هم غربت دفن، در شبی شوم
هم داغ برادری كه بی سر
هم داغ برادری كه مسموم
هم داغ برادری كه بی دست
افتاده به خاك از آب، محروم
هم اكبر خود كه گشته پرپر
هم قاسم خود كه گشته مقسوم
اما زتو صبر گشته عاجز
زیرا تو فراتری ز مفهوم
سالها پیش این شعر را و چند بیتی در وصف حضرت امكلثوم سرودم. شعری كه تنها در روزنامه اطلاعات درج شد.
بعد از تعطیلات سال نو، فرصتی دست داد و با چند تن از فعالان سیاسی كشور به دیدار عیدانه با رهبر انقلاب رفتیم. آن روز ایشان پس از ورود و احوال پرسی از حاضران، در كنار من توقف كردند و با محبت بسیار از شعری كه برای حضرت امكلثوم (س) سروده بودم، قدردانی كردند. پس از دیدار نیز هنگامی كه برای خداحافظی از میان صف حاضران عبور میكردند، باز هم در كنار من توقف كردند و نقاط قوت یكی دو بیت آن شعر را برشمردند.
بدیهی است بابت این تشویق بسیار خوشحال شدم، اما مشاهده دقت و توجه ایشان به آثار شاعران این روزگار، بیشتر مایه ی خرسندی ام شد.