وطن! لباس نبودی كه با پریدن رنگت، لباس تازه بپوشم
به روزمان چه میآمد
اگر نجیب نبودی
اگر نجیب نبودم
به روی خاك تو شاید
همیشه شاد نبودم
ولی غریب نبودم
حاشا كه خروش ما زِ پا بنشیند
یا آتش انتقام ما بنشیند
ایرانِ به قله رفته را میبینند
وقتی كه غبار فتنهها بنشیند
از عشق وطن سینه ما آكنده است
در جنگ همیشه دشمنش بازنده هست
هركس كه به خاك میهنم چنگ انداخت
با دست خودش گور خودش را كنده است
✍🏻محمدحسین مهدویان