صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

شمس الدین محمد-خواجه حافظ شیرازی لسان الغریب نام شاعری است که با همه ی آشنایی و ارادت اهل ادب به او – ایرانی و خارجی –بسیار ناشناخته است .این جا برآنیم که چند واژه ی پر بسامد در دیوان حافظ را بررسی کنیم .

نویسنده : باقر خلیلی
شمس الدین محمد-خواجه حافظ شیرازی لسان الغریب نام شاعری است که با همه ی آشنایی و ارادت اهل ادب به او – ایرانی و خارجی –بسیار ناشناخته است . آنچه درباره ی او به یقین میدانیم ، نام و سال درگذشت اوست ، گویا خودش هم به روشن کردن زندگیش علاقه ای نداشته .
این ویژگی به شعرش هم راه یافته و سخنش چند لایه شده است و شاید همین مایه ی ماندگاری و دلبستگی مردم به او شده ، چون هر کس با هر دانش و بینشی از شعر حافظ دریافتی دارد .
این جا برآنیم که چند واژه ی پر بسامد در دیوان حافظ را بررسی کنیم .مانند رند ، صوفی ، خرقه ، زاهد ، سالک ، پیر مغان ، پیر میکده ، میکده ، عشق ، عاشق ، معشوق ، و چند واژه ی دیگر .
این بار به رند و رندی در دیوان خواجه می نگریم :
رند در لغت نامه ی علامه دهخدا « زیرک ، حیله کر ، لاقید، لاابالی ، ان که پایبند آداب و رسوم عمومی و اجتماعی نباشد» معنی شده است ، اما در عرفان و تصوف « کسی که ظاهر خود را در ملامت بدارد و باطنش سالم باشد »و « آن که شراب نیستی دهد و نقد هستی سالک ذا بستاند » و « آن که از اوصاف و نعوت و احکام و کثذات تعنیات مبرا گشته ، همه برنده ی محو و فنا را از خود دور ساخته و تقید به هیچ قید ندارد بجز الله»
اما حافظ رند رند را برتر و والاتر نشانده است :
عاشق و رند و نظر بازم و می گویم فاش تا بدانی که به چندین هنر آراسته ام
شرمم از خرقه ی آلوده ی خود می آید که بر او وصله به صد شعبده پیراسته ام
خواجه یشیراز رند را ازاولیاء به شمار می آورد و بر مسند ارشاد می نشاند :
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
و باز هم پا را از این فراتر می گذارد و رندی را از سرنوشت و قسمت ازلی خود می خواند :

مراروزازل کاری بجزرندی نفرمودند هرآن قسمت که آن جا رفت ، ازآن افزون نخواهد شد
در شعر حافظ «رند» هم مانند دیگر مفاهیم او چند لایه است ،با تعریضی صالحان و پارسایان ریایی ، چنان که همیشه « زهد ریا» را نکوهش کرده و ناشایست دانسته است، می گوید :
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را سماع وعظ کجا ، نغمه ی رباب کجا؟
و یا :
نوبت زهد فروشان گرانجان بگذشت وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
و از آن رندی خود را می شناساند و می ستاید :
ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق آن که او عالم سر است بدین حال گواست
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
حافظ بر زاهد و صالحان ریایی می شورد و خود را از آنان برتر می خواند و خدا را بر راستی سخن و درستی کار خود گواه می گیرد .
رند ، انسان توانمندی است که مقام های ظاهری را به هیچ می انگارد و چنان نیرومند است که این مقام ها را از هر کس که بخواهد ، بگیرد و به هر کس که می خواهد ، بدهد :
بر در میکده رندان قلندر باشند که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی
خشت زیرسر و بر تا ک هفت اخترپای دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی
و سر انجام زاهد را در جایگاه دیو می نشاند و می گوید :
زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه باک دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
مجال کوتاه این نوبت به پایان آمد ولی این بحث ادامه دارد .



مرتبط با این خبر

  • ویژه برنامه شب های قدر از رادیو فرهنگ

  • چگونگی قرار دادهای اجاره های مسکونی و تجاری

  • تحلیل و بررسی هزینه‌های صرف شده در جشنواره تئاتر فجر

  • وقتی مهتاب گم شد

  • *نقالی در دوره‌ی قاجار در ایران*

  • شب قدر به بلندای آسمان

  • ماه شب های کوفه؛ ویژه ایام شهادت امام علی (ع)

  • آثار مکتوب فرهاد ارژنگی نوازنده تار به روایت خنیاگران

  • نحوه کنترل والدین بر استفاده کودکان از تلفن های هوشمند

  • نت هفتم: بررسی موسیقی فیلم «تنگه ابوقریب»