صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

مهم نیست که کیستیم و چیستیم.مهم عشق به آموختن است و عشق به آموزگاران.محمد صادق رحمانیان ، شاعر است.او در تقلای زندگی هنری خویش ، یاد آموزگاری را زنده می کند که شاید تجلیل از وی به بهانه ی گرامیداشت آموزگاران جاودان میهنمان باشد .

هر سال 12 اردیبهشت که می رسد ، خردسال باشیم وجوان ، یا که پیر ، یاد آموزگارانمان خواهیم افتاد .
ساده نیست ، سال ها گذشته باشد و ما در انتهای دیدار زندگی باشیم و یاد آموزگاران پیشین در ما هنوز زنده باشد !
هر یک خاطره ای داریم ، گاه خاطره ای نقد و آنی ( مانند کودکان دبستانی )و گاه خاطراتی دورتر و به اندوه نزدیک تر .
هر یک ، خاطره ای داریم .گاه شیرین و چه بسیار خاطره ای تلخ و با اندوه .اما این اندوه هنگامی که نام آموزگارمان را می شنویم ، نامش حتی ، به شیرینی خاطره مان می افزاید.
مهم نیست که کیستیم و چیستیم. مهم گذر زمان است و یادمان دیروز . مهم عشق به آموختن است و عشق به آموزگاران .
محمد صادق رحمانیان ، شاعر است. وجه شاعرانگی او بیش از دیگر کتابهایش در « سبزها و قرمزها»نمایان است .
شاعری با زبانی خاص خود که گاه تلخی اشعارش رنگِ درنگ طبیعت خشک و صامت جنوب را زنده می کند.
او در تقلای زندگی هنری خویش ، یاد آموزگاری را زنده می کند که شاید تجلیل از وی به بهانه ی گرامیداشت آموزگاران جاودان میهنمان باشد .
آموزگار – یا استاد – دکتر سعید حمیدیان است . مردی که رحمانی –صادق رحمانی – درباره مقامش و خاطراتش سروده است.
بیش باد که سعید حمیدیان سال ها تندرست ماند و سال ها سال بعد درباره اش بسرایند!

دکتر سعید حمیدیان در اردیبهشت 1324 خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان «جلوه» و متوسطه را در دبیرستان­های «جلوه»، «دارالفنون» و «بوعلی سینا» در تهران سپری کرد و در سال 1343 دیپلم را اخذ کرد.
تحصیلات دانشگاهی را تماماً در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و در رشته زبان و ادبیات فارسی طی کرد؛ در سال 1343 در دوره کارشناسی مشغول به تحصیل شد و در سال 1347 با رتبه ممتاز به پایان رساند.در سال 1350 به عنوان نفر اول امتحانات ورودی در دوره کارشناسی ارشد پذیرفته شد و این دوره را در سال 1352 با رتبه ممتاز سپری کرد. در همین سال به عنوان نفر اول کنکور ورودی در دوره دکتری پذیرفته شد، دورة دوساله دکتری در سال 1354 با دفاع از رساله­ای تحت عنوان «تصحیح، تحشیه و تعلیق فرهنگ جعفری، تألیف محمد مقیم تویسرکانی (فرهنگ پارسی)» به راهنمایی استاد معظّم جناب آقای دکتر سید جعفر شهیدی به پایان رساند و موفق به اخذ درجة دکتری با رتبة عالی شد.


«شرح شوق »، سروده ی صادق رحمانیان




نسیمی از نفس ِ جویِ مولیان داری
نشانی از سفر یار مهربان داری
چو گیسوان فروهشته ای درخت شگفت!
تویی که ریشه در آفاق بیکران داری
پیاله‌های تو را سرخوشانه می‌نوشم
که باده‌های روانبخشِ شوکران داری
بلاغتی‌ست در آیینه‌‌ی بدیع شما
تویی که برتر از اندیشه در بیان داری
مقامه‌های حریری در آستین شماست
جهانگشای جوینی بر آستان داری
به شوقِ شرحِ شما ‌"شرحِ شوق" می‌نوشم
که حافظانه‌ترین باده در جهان داری
رسیده‌ایم به نیما به آن "دگردیسی"
چه آفتاب بلندی در آسمان داری
در آستانه‌ی آواز، زندگی، امید
فروغ در دل خود داری و بنان داری
عقاب خسته‌ی غمگینِ آبیِ کارون!
که در کشاکش این لجه آشیان داری
به چشم خیره اسفندیار زخم بزن
تهمتنی تو! کمانداری و کمان داری
به چشم خیره‌ی اسفندیار.... نه، هیهات!
هنوز در غم او اشک‌ها روان داری
هنوز در غم سهراب، در غم رستم
غبار در دل از آن مرگ ناگهان داری
چه رفته بر تو از این ماجرای ناباور
که چشمه چشمه چنین چشم‌ خون‌فشان داری
غرور دارد اسفندیار تورانی
چه‌کار با دل این جنگی جوان داری؟
هزار سال گذشت ای شُکوه پر شِکوه!
هنوز با شبِ این شعر، داستان داری
چه رفت بر تو که با ناله همعنان شده‌ای
چه رفت بر تو که اندوه جاودان داری
حکایت از چه قرار است؟ شِکوه از پیری!
سلام بر تو که اندیشه‌ی جوان داری
هلا زبان دری، ای زبان مادری‌ام
که مهر در گرو مهر دیگران داری
هزار معنی نشکفته در گلستان‌‌ات
هزار واژه‌ی ناگفته بر زبان داری
بلند باش و بلندا، به‌رنج باش و مرنج
چه غم تو را، که پرستار مهربان داری
چه غم تو را که به هندوستان، فرارودان
به سند و بلخ و سمرقند‌، دوستان داری
هلا! درخت کهن‌سال سایه‌گستر، هان
چه ترسی از نفس سرد مهرگان داری؟
نگاه کن! چه شکوفا شدند سنبله‌ها
که ریشه در نفس گرم باغبان داری
نگاه کن به صدای حزین کبک دری
که راه در پر و بال پرندگان داری
هلا زبان دری، ای زبان مادری‌ام
که مهر در گرو مهر دیگران داری
چه غم تو را که هواخواه جان تو با ماست
چه غم تو را که "سعید حمیدیان" داری
هلا یگانه دبیر درایت و دانش
که از تفکر و تاریخ ترجمان داری
شهید زنده‌ی فرهنگ باستان و نوی!
بمان هنوز و بخوان، عمرها زمان داری

داستان دگردیسی و شرح شوق دو کتاب از دکتر حمیدیان

مرتبط با این خبر

  • مولانا جلال الدین، خورشید عرفان ایران (قسمت هفتم)

  • علی علیه السلام مرد عدالت

  • «پرتره»

  • "آئینه بلاغت" و" قدر عشق" در رادیو فرهنگ

  • ویژه برنامه قدر عشق ؛ چقدر علی و قدر علی را میشناسیم؟

  • آینه بلاغت ؛ بلاغت کلام امیر مومنان علی (ع)

  • ویژه برنامه شب های قدر از رادیو فرهنگ

  • چگونگی قرار دادهای اجاره های مسکونی و تجاری

  • تحلیل و بررسی هزینه‌های صرف شده در جشنواره تئاتر فجر

  • وقتی مهتاب گم شد