صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

حج در لغت به معنای قصد و هدف است و حاجی یعنی آنکه قصد دیدار خداوند را کرده باشد.
حج میراثی از ابراهیم خلیل(ع) است. آنکه جز خدا را به یاری نطلبید و جز از او نهراسید و جز برای او قدمی برنداشت.

نویسنده: ارسطو جنیدی

حج در لغت به معنای قصد و هدف است و حاجی یعنی آنکه قصد دیدار خداوند را کرده باشد.
حج میراثی از ابراهیم خلیل(ع) است. آنکه جز خدا را به یاری نطلبید و جز از او نهراسید و جز برای او قدمی برنداشت.
بر بالای منجنیقش نهاده اند. آتش در فاصله ای دورتر هر لحظه زبانه می کشد. در کتب روایات و داستان های انبیا آمده آتشی که نمرود فرمان داد برافروزند چنان عظیم بود که پرندگان در حال پرواز را نیز خاکستر می کرد.
شور و غلغله در میان جمعیت موج می زد. اما ابراهیم از همگان آرام تر بود. لبخندی بر لب داشت و دل در گرو عشق آنکه آفریننده است و نگهدارنده راستین.
امینِ وحی بر ابراهیم نازل شد:
- ای ابراهیم کمک نمی خواهی؟ تا چند لحظه دیگر در دل آتش پرتاپ خواهی شد... نمی خواهی من کمکت کنم؟
ابراهیم با همان ایمان استوارش که کوه ها جا به جا شوند، ایمان او جا به جا نمی شود به جبرئیل لبخندی از سر محبت زد گفت:
- چرا... به کمک نیاز دارم ... اما به تو نیاز ندارم. نیاز من تنها به لطف و مدد خداوند بخشنده و مهربان است. او خود پشتیبان منست. من فقط به او توکل دارم... من تنها از او کمک می خواهم نه از تو که فرشته اویی...
جبرئیل گفت: به راستی که صفت خلیل شایسته توست ای پدر ایمان. از این آزمون الهی نیز سربلند بیرون آمدی. خداوند از تو خشنود است.
(( و ما به آتش فرمان دادیم که ای آتش بر ابراهیم سرد باش ...))
چه لذت بخش است دوستی داشته باشی که خالق تمامی عالم است... چه نیکوست چون ابراهیم باشی که برای جلب رضای خداوندی خانه ای از سر عشق و با ظاهری از خشت و گِل ساخت. تا زیارتگاه اهل دل باشد. و بعد از تمام این کوشش ها باز هم از فداکردن فرزندش در راه جلب رضایت حضرت نور دریغ نورزید. اهریمن هفت بار بدو نزدیک شد و گفت: اخر این چه خداییست که سر بریده فرزندت را از تو مطالبه می کند؟ و ابراهیم هربار با پاسخی از جنس ایمان اهریمن را دور می ساخت:
مگر تمام هستی و زندگانی خویش و خانواده ام و فرزندم را از او ندارم؟ مگر تمام هستی من جز به لطف او قوام یافته؟ پس اکنون که جان فرزندم را مطالبه فرموده من که باشم که در برابر فرمان الهی گردن کشی کنم؟ و چه زیباست این صحنه که با همراهی اسماعیل(ع) درخششی خاص یافته. اسماعیل نیز چون پدر، دل در گرو عشق خداوندی بسته و مطیع محض فرمان حضرت حق است. او نیز با میل و اشتیاقی فراوان تن به قربانی شدن می دهد. این صحنهء قربانی کردن فرزند، آن صحنه توکل محض به ذات حق تعالی در میان آتش، آن مجاهده برای ساختن خانه کعبه که تار و پودش از عشق است و ظاهرش از سنگ، و ده ها آزمون دیگر که ابراهیم را روی سپید والاقدر تاریخ انبیاء می سازد، و عشق فرزند او که برترین و درخشان ترین مخلوق خدای کعبه است، محمد مصطفی (ص) به امر الهی و پیروی او از جد اعلای خویش، سنتی زیبا و عاشقانه را پایه می نهد به نام حج.
پس حج یعنی قصد دیدار حق... قصد دیدار نور...
احرام بستن در حج یعنی قدم در راه پی روی از محمد(ص) ابراهیم(ع) گذاردن. احرام بستن برای چند روز در حج قدم ابتداییست برای احرامی ابدی. آری اگر عهد بستیم که در طول حج ظاهری از خودخواهی و خودبینی و غرور و دروغ و ریا و شرک و حسد و کینه و حرص احرام ببندیم، پس باید بدانیم که حج ظاهری دوره آمادگی است برای تمام زندگانی ما. مگر نمی خواهی همواره قصد دیدار معشوق را داشته باشی؟ مگر نمی خواهی هر روز قدمی به رحمان رحیم نزدیک تر گردی؟ مگر نمی خواهی الی الابد حاجی باشی؟ پس بدان که فرمان او منحصر به زمان محدود ده روزه و بیست روزه نیست... فرمان او همواره مطاع است برای هر دل عاشقی. پس اگر احرام بستی از هر صفت نکوهیده ای، اگر احرام بستی که دیگر جز او را بندگی و اطاعت نکنی، بدان که برترین عهد عالم را بسته ای اما تداوم آن عهد بسیار مهم تر و دشوار ترست... پس دیگر هرگز احرامت را مشکن... هرگز از احرام خارج مشو و زندگانی خدیش را در یک جمله خلاصه کن: قصد دیدار خداوند را کردن...
جز او مبین و جز او مخواه و جز او را فرمان برداری مکن و جز او کسی را به یاری مگزین...
آری... احرام بستن بدان جامه زیبای سپید پاک بسیار زیباست... خوشا آنان که همواره جامه سپید تقوا بر تن جانشان دارند...
بنگر که نظامی، آن شاعر دلباختهء احمدی و آن نیکو سخنسرایی که از پیروان ذات مقدس حضرت رسول اکرم(ص) و ابراهیم خلیل (ع) است، چگونه با خداوند عالم راز و نیاز می کند:

احرام گرفته ام به کویت
لبیک زنان به جست و جویت

احرام شکن بسی است، زنهار
ز احرام شکستنم نگهدار

خوشا آنان که به احرام در می آیند اما هرگز ازان خارج نمی شوند...

حج عاشقان دیدار معشوق، مقبول باد...

مرتبط با این خبر

  • روزشمار دهه امامت و ولایت

  • مرحوم جلال‌الدین همایی از عشق در شعر شاعران می‌گوید

  • ساحل تراکمه، شاعر غزل پاره‌ها در شعر شبانه رادیو فرهنگ

  • ناگفته‌هایی از پیشینه میدان تکسیم در رادیو فرهنگ

  •   از استاد علی راهجیری تا نقد روانشناختی فیلم ها   در«هفتانه» رادیو فرهنگ

  • خوانش بخش هایی ازکتاب « خواب آندلس » در «رویای کاغذی»

  • مرحوم جلال الدین همایی از  عشق در شعر شاعران می گوید  

  • استقامت و پشتکار رمز موفقیت

  • گفتگو با گردآورنده « دانشنامه مد » در«چاپ  اول» رایو فرهنگ

  • آسیب های روحی و روانی کنکور