صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

در بخش نخست از این نوشتار به زندگی هایدگر نگاهی کوتاه افکندیم و در این قسمت قصد داریم که نگاهی گذرا و کلی به فلسفه هایدگر داشته باشیم.

نویسنده : علی شالچیان

هایدگر در فلسفه خویش پدیده را مورد بررسی قرار داده ‌است. متافیزیک هایدگر هستی‌شناسیِ پدیده گرایانه‌است. وی زمان را به سه نوع زمان روزمره و زمان طبیعی و زمان جهانی تقسیم می‌کند. او درباره زمان روزمره می‌گوید : زمان آن چیزی است که اتفاقات در آن رخ می‌دهند. زمان در موجود تغییرپذیر اتفاق می‌افتد. پس تغییر در زمان است. تکرار دوره‌ای‌ است. هر دوره تداوم زمانی یکسانی دارد. ما می‌توانیم مسیر زمانی را به دلخواه خود تقسیم کنیم. هر نقطه اکنونیِ زمانی بر دیگری امتیاز ندارد و اکنونی پیش‌تر و پس‌تر (بعدتر) از خود دارد. زمان یکسان و همگن است. ساعت چه مدت و چه مقدار را نشان نمی‌دهد بلکه عدد ثبت شده اکنون است. هایدگر می‌پرسد که این اکنون چیست و آیا من انسان بر آن چیرگی و احاطه دارم یا نه؟ آیا این اکنون من هستم یا فرد دیگری ست؟ اگر این‌طور باشد پس زمان خود من هستم و هر فرد دیگر نیز زمان است و ما همگی در با هم بودنمان زمان هستیم و هیچ‌کس و هر کس خواهیم شد.
پرسش هایدگر این است که زمان چیست؟ و دازاین در زمان چیست؟ دازاین در هر آن بر مرگ خود آگاهی دارد. دازاین به معنی حیات انسانی همان امکان داشتن است. یعنی گذشتن مطمئن و در عین حال مبهم از خود ممکن است. هستی امکان بر مرگ واقف است و معلوم است که آن را می‌دانم اما به آن فکر نمی‌کنم. دانایی من از مرگ تفسیری از دازاین است. دازاین این امکان را دارد که مرگ خود را دور کند.
هایدگر تفکر متافیزیکی و سوژه محور را در راستای اِعمال اراده استیلاگر می‌داند. او تفکر رهایی‌بخش را معطوف به روشنی ظهور هر چیز آن گونه که هست، تلقی می کند . این نوع تفکر در واقع، اندیشیدن در رهایی است. هایدگر رهایی را تجربه‌ای نفی‌کننده نمی‌داند. اعراض از سلطه و غلبه بر چیزها تنها یک لحظه از رهایی است. لحظه اثباتی آن‌گاه‌است که انسان در موضعی قرار گیرد که در معرض عیان شدن حقیقت باشد. آنجا که انسان بودن خویش را در طبیعت و در کنار چیزها و با دیگران آن‌گونه که هستند تجربه می‌کند در معرض آشکار شدن حقیقتِ بودن قرار می‌گیرد.
از نظر هایدگر، فلسفیدن اصیل، تفکر و شکرگزاری نیز هست. یعنی گشودگیِ وجودی به سوی پاسداری از حقیقتِ بودن؛ اما تاریخ متافیزیک تاریخ، فراموشی این حقیقت است. این فراموشی تاریخی اکنون به غلبه پوزیتیویسم تکنوکراتیک ختم شده‌است. در این وضعیت، تفکر به نظامی از کارایی، خود-اعمال گری، سلطه و امنیت استحاله شده‌است؛ در حالی که تفکر همان پرسش گری در باب حقیقتِ بودن است. فلسفه هایدگر را می‌توان به رمانتیسم آلمانی مرتبط دانست . ساختارشکنی هایدگری درباره متافیزیک مربوط به سوژه، نقد رمانتیک اومانیسم انتزاعی است.
هایدگر چهره‌ای از متافیزیک مدرن است. او از طریق آثار خود پدیدارشناسی هوسرل - و نیز نقد هوسرلی از گرایش به روانشناسی - را به موضوعات بنیادین متافیزیک پیوند می‌دهد. هوسرل می‌گوید که اگر روانشناسی، تاریخ یا خودِ زندگی را به عنوان کدهای تعیین‌کننده رفتارهای انسانی در نظر بگیریم چنانچه توجه تمایز بین انسانیت و حیوانیت از بین رود، انسان تبدیل به ماشینی خواهد شد که فعالیت‌هایش به حرکات صرف و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل خواهد گردید.
وجه دیگر فلسفه هایدگر در نقد فلسفه افلاطون منعکس شده‌است. او در سال 1947 در مطلبی با عنوان "دگم افلاطونی واقعیت" می‌گوید که در تفکر افلاطونی از ایده موجود از قبل داده شده ‌است و نقد هایدگری از فلسفه افلاطون به همین از پیش تعیین‌شدگی موجود در متافیزیک افلاطون برمی‌گردد.

مرتبط با این خبر

  • سفرنامه ی کارلا سرنا

  • « آبلوموف »

  • آشنایی با ایرانشناس برجسته «زنده یاد منوچهر ستوده»

  • ویژه برنامه یادبود زنده یاد صادق عبدالهی از رادیو فرهنگ

  • نام آوران ایران زمین میزبان نادر مشایخی می شود

  • کارگردان نمایش «فیل در تاریکی» به گفتگوی جادوی صحنه می آید

  • ویژه برنامه یادبود زنده یاد صادق عبدالهی از رادیو فرهنگ

  • "خشت اول" کودکان را با مسواک آشتی می دهد

  • «نخستین اشتباهی که نی نی کرد ....»

  • مارتین هایدگر(بخش آخر)