صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

استاد محمد پروین گنابادی از 15 سالگی برای ادامه تحصیل به مشهد رفت و وارد مدرسه فاضل خان شد. در اندک زمانی در زمره شاگردان برجسته ادیب نیشابوری درآمد.

نویسنده: ارسطو جنیدی

با درود و سلام بر فرزندان زبان شیرین پارسی و دوستداران فرهنگ ادبیات ایران زمین.
امروز با ستاره ای فروزنده آشنا می شویم. ستاره ای درخشان که در فضل و آگاهی و دانش همچنان بزرگ بود که در اخلاق و انسانیت و بزرگ منشی.
او کسی نیست جز علامه فقید، استاد محمد پروین گنابادی.
این دانشی مرد ممتاز و برجسته، به سال 1282 در کاخک گناباد متولد شد، در خانواده ای فاضل و اندیشمند.
پدر صاحبدل و پاک سرشتش، شمس الذاکرین، از برترین و بزرگترین مداحان اهل بیت و نیز از شیفتگان ادبیات پارسی و عربی بود و فرزند برومندش را در سایه حمایت خویش پروراند.
از 15 سالگی برای ادامه تحصیل به مشهد رفت و وارد مدرسه فاضل خان شد. در اندک زمانی در زمره شاگردان برجسته ادیب نیشابوری درآمد. مرحوم ادیب نیشابوری از والاترین و گرامی ترین استادان ادبیات در عهد خویش بود و تسلط حیرت انگیزش به غالب متون کهن کم نظیر بوده است. ادیب استادی بسیار با دقیق و حتی سختگیر بود و هر کسی را به شاگردی خویش نمی پذیرفت. محمد جوان کسی بود که توانست علاقه و اعتماد ادیب را جلب کند و از شاگردان خاص وی لقب گیرد. ادیب مردی شاعر بود و محمد جوان را به شاعری تشویق کرد. مرحوم پروین برای شاعری خویش به دنبال تخلصی زیبا بود. روزی ادیب نیشابوری به او می گوید که با تورق دیوانهای شعرای بزرگی چون حافظ، تخلصی زیبا برای خویش برگزیند. محمد جوان نیز واژه خوش آهنگ ((پروین)) را از شعر خواجه بزرگ بر می گزیند و با موافقت ادیب، تخلص «پروین» را انتخاب می کند و بعدها این تخلص، نام خانوادگی ایشان می شود. وی مردی بود سختکوش، دانشمند و از عاشقان بزرگ ایران و زبان و ادبیات فارسی در دوره معاصر به شمار می رفت، و بدین منظور از دو طریق فعالیت می‌کرد: کار سیاسی و کار آموزشی.
مدتی نمایندگی مجلس را عهده دار بود ولی بعدها از فعالیت سیاسی دل برید و صرفاً به تدریس و تالیف ادبی پرداخت.
روانشاد علامه پروین، مردی بود بسیار بسیار فروتن، مهربان، بزرگوار و پرکار.
عشق شیفته وار او به زبان پارسی از لابه لای تمامی آثار ذی قیمتش آشکار است؛ عشقی از سر یک آگاهی بسیار ژرف. دوستی و همکاری ایشان با ملک الشعرای بهار و علامه دهخدا در پدید آمدن گرانسنگ ترین آثار تحقیقی ادبیات پارسی بسیار موثر بود. زیرا بخش بزرگی از لغتنامه علامه دهخدا با پایمردی و کوشش بلیغ علامه پروین به سرانجام رسید. محمد پروین نزدیک ترین و مهمترین همکار دهخدا در کار لغتنامه بود و وصی او بعد از رحلت آن مرحوم برای ادامه آن کار داهیانه.
وقتی که ملک الشعرای بهار مصمم شدند که کتاب ارجمند تاریخ بلعمی را تصحیح کنند، بخش مهمی از کار را استاد فقید، پروین انجام داد و بعد از پرکشیدن روح بلند بهار، این استاد پروین بود که آن کار بزرگ را از نو تصحیح کرد و این متن فوق العاده مهم و ارزنده ادبیات و تاریخ ایران زمبن را به دست عاشقان فرهنگ ایرانی رساند.
نمونه هایی از این رست در کارنامه درخشان علامه پروین بسیار هستند که برشمردن تمامی آنها از مجال ما برون است.
اما برترین، گرامی ترین و مهمترین یادگار اندیشه والا و قلم بلیغ این دانشی مرد بزرگ، ترجمه ایشان است بر روی کتاب مستطاب (( مقدمه ابن خلدون )) که هرگز برای این ترجمه بزرگ و استثنایی ، تالی و جانشینی متصور نیست.
ترجمه استاد بر روی این کتاب بزرگ به راستی بی نظیر است.
ابن خلدون اندیشمند بزرگ مغربی در قرن هفتم هجری است که به حق او را پدر علم جامعه شناسی نام نهاده اند.
کتاب مقدمه ابن خلدون در حقیقت مقدمه اوست بر تاریخ مفصلش و در این مقدمه مفصل دوجلدی، ابن خلدون فلسفه تاریخ را در نهایت دقت واکاوی می کند. بدیهی است که ترجنه چنین کتاب مهم، بزرگ و ممتازی، مترجمی بزرگ و ممتاز را طلب می کرد. کسی که علاوه بر اشرافی حیرت انگیز بر زبان عربی و نیز زبان پارسی، با تاریخ ملل اسلامی و پیش از ظهور اسلام، با دانش بی انتهای فلسفه و با ژرفای علم جامعه شناسی، حد اقل در آن حد که ابن خلدون مطرح کرده است، آشنا باشد و روانشاد پروین چنین ابر مردی بود.
ترجمه شیوای ایشان بر این کتاب در حکم خدمتی دیگر به هویت ملی ایرانی و نیز زبان پارسی بود. زیرا ستایشهای فراوان ابن خلدون از تمدن ایرانیان و فرهنگ درخشانشان این کتاب را در مقام اعتراف زیبا و منصفانه یک غیر ایرانی به پیشگامی ایرانیان قرار داده است و از طرفی دیگر ترجمه زیبا و فوق العاده عالمانه استاد پروین باز هم ثابت کرد که زبان پارسی برای بیان عالی ترین مفاهیم علمی تا چه میزان مایه ور و تواناست.
در مجالی دیگر به این ترجمه مفصلاً اشاره خواهیم کرد.
مرحوم پروین در نخستین بامداد شهریورماه 1357 رخ در نقاب خاک کشید و آثار ارجمند و زیبایش تا ابد زیور ادبیات عالمه پارسی باقی خواهد ماند.
در پایان برای حسن ختام به یک نقل قول از ایشان در باب شاهنامه اشاره می کنیم. کلامی زیبا و موجز در عظمت شاهنامه فردوسی که سخنی است گویا برای نسلی
ی که قصد آشنایی با این کتاب سترگ را دارد
درود بر فرزند شایسته و گرانمایه ایران زمین ، که چه زیبا کارکرد اصلی شاهنامه را بیان فرموده اند:



(( افسانه هایی که در شاهنامه آمده، هیچ کدام از سر بازیچه خلق نشده اند، بلکه همهء آنها در میان ملت ایران که علاقهء فراوانی به آیین و سنن خودشان داشته اند، در طول قرون و اعصار سینه به سینه نقل شده، تا اینکه بعد از برخی دخل و تصرفها، به صورتی در آمده که در شاهنامهء حکیم طوس شاهدش هستیم. بنابراین هریک از گفته هایی که به نظر افسانه می آید، در واقع ، واقعیتی بسیار کهنه و قدیمی است که بعد از سیری طولانی در ذهن ها و زبان ها و سینه ها، به زبان رسا و بلیغ فردوسی درآمده و به صورت شاهکاری ماندنی جان گرفته است و شاید به همین خصیصه است که شاهنامه را باید بزرگترین سند ملیت ایران دانست....))

درود بر روان پاک مرحوم محمد پروین گنابادی

مرتبط با این خبر

  • چگونه از مهرطلبی رها شوم؟

  • روایت سرنوشت محمد مسعود در شنیدنی های تاریخ

  • نمایشگاههای کتاب در طی چهل سال پیروزی انقلاب

  • رادیو فرهنگ وضعیت هنر بعد از انقلاب را بررسی می کند

  • سفرنامه ی کارلا سرنا

  • « آبلوموف »

  • آشنایی با ایرانشناس برجسته «زنده یاد منوچهر ستوده»

  • ویژه برنامه یادبود زنده یاد صادق عبدالهی از رادیو فرهنگ

  • نام آوران ایران زمین میزبان نادر مشایخی می شود

  • کارگردان نمایش «فیل در تاریکی» به گفتگوی جادوی صحنه می آید