صدای جمهوری اسلامی ایران
display result search

امروز سخن را آراسته سازیم به نام نامی نفر دوم آفرینش، حضرت امیرمومنان علی علیه السلام، نیکوترین و کامل ترین شاگرد حضرت پیغمبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم.

نویسنده:ارسطو جنیدی

با سلامی به درخشش شبهای قدر و نورانیت دل امیرمومنان بر شما پیروان راستین حضرت علی علیه السلام

امروز مشام جان را معطر به نام شیر خدا کنیم که ان شاالله از عطر نام پاک علی(ع) به عطر وجود مقدس او و اخلاص والای او برسیم و شیعه راستینش باشیم.
در ادبیات درخشان ما ستایش والاترین مخلوق عالم، یعنی حضرت محمد مصطفی (ص) خود به تنهایی اقیانوسی بی کرانه است. بعد از ستایش از وجود مقدس حضرت پیغمبر، حضرت مولای متقیان علی(ع) بیش از همه یاران پیغمبر ستوده شده است.
عشق ایرانیان، از شیعه تا سنی به وجود گرامی امیرالمومنین عشقی پاک و زلال و ژرف است. کم نیستند شاعران و نویسندگان ارجمندی از اهل سنت که با دلبستگی خاصی از مولود کعبه سخن گفته اند. عدالت علی(ع) ، شجاعت و دلاوری، فداکاری، علم و حکمت حضرت، ایمان و عرفان حضرت و صدها صفت ممتاز ایشان چنان تابلوی زیبایی از انسان کامل در برابر چشم هر بیننده ای پدید می آورد که هر سرشت انسانی و منصفی را شیفته و شیدای خویش می کند.
در این میان هنرمندان و به ویژه نویسندگان و شاعران جایگاهی ممتاز دارند. هنرمند اساساً کمال گراست. هنرمند به دنبال نقطه اوج زیباییست تا آن را در نیکوترین وجهی به نمایش بگذارد.
از میان تمام هنرها ملت ایران بیش از هر ملتی به شعر و ادبیات دلبسته است و این تجلی درخشش انسانی علی (ع) در قالب کلمات، هم ابراز ارادت و محبت است به وجود مقدس نفر دوم آفرینش و هم به تلویح دستور رفتاری و الگو برداری برای ما پیروان آن وجود گرامی است تا چنان باشیم که بتوانیم خود را پیرو حضرت امیر بنامیم. به عبارت دیگر تنها ستایش کردن از بزرگان دین کافی نیست بلکه ادبیات زیبای ما علاوه بر ستایش این بزرگواران به ما می آموزد که در عمل مانند این الگوهای کامل انسانیت باشیم.
در وصف امیرمومنان ابیات مشهور فراوانی در ذهن همه ما وجود دارد. امروز می خواهیم به ابیاتی اشاره کنیم که کمتر بدانها توجه شده و هم طراوت و تازگی خاصی در دل خود دارند و هم اوصاف کمالی حضرت را بسیار نیکو می نمایانند. از میان صدها عاشق و شیفته حضرت علی(ع) در ادبیات کشور عزیزمان، امروز تنها فرصت می کنیم به گفته های دلپذیر سه شاعر بزرگ اشارتی کوتاه کنیم.
حافظ شیرین سخن را اساساً غزل سرا می شناسیم و ابیاتی که خواجه بزرگوار ما در آنها به تلویح و تصریح پیشوای متقیان جهان را ستوده بسیارند. از جمله این بیت که صریحاً به حضرت اشاره دارد:
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
اما این زبان عالم قدس در قالب رباعی نیز شعری بدین زیبایی در وصف حصرت مولا دارد:
مردی ز کَننده در خیبر پرس
اوصاف کرم ز خواجه قنبر پرس
گر طالب فیض حق به صدقی، حافظ
سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس

و اما سعدی شیرین سخن.
شیخ اجل نیز ابیات فراوانی در وصف حضرت علی (ع) دارد که بعضاً مشهور هم هستند.
در بوستان چنین زیبا می گوید:
جوانمرد اگر راست خواهی، ولیست
کَرَم پیشهء شاه مردان، علیست

و چه نیکوست که فتوت و جوانمردی و بخشندگی را از علی بیاموزیم.
و در جای دیگر از همین اثر مستطاب چنین به خاندان پاک پیغمبر اکرم(ص) درود می فرستد:

خدایا به حق بنی فاطمه
که بر قول ایمان کنم خاتمه
اگر دعوتم رد کنی ور قبول
من و دست و دامان آل رسول
در قصیده ای زیبا نیز چنین خوش می سراید:
کس را چه زور و زهره که وصف علی کند؟
جبار در مناقب او گفته ((هل اتی))

مولانا جلال الدین بلخی نیز مکرراً به پای بوسی امیرمومنان شتافته و در کلیات شمس و مثنوی شریف توصیفات دل انگیزی از حضرت دارد.
در مثنوی داستانهایی چند از امیرالمومنین نقل می کند که به سبب تنگنای مجال تنها به دو مورد از این داستانهای تفکر برانگیز اشارتی می کنیم.
در روایت اول، شخصی جاهل و گمراه به نزد حضرت امیرالمومنین می آید و از حضرت می پرسد: ای علی، آیا به خداوند خودت ایمان و توکل داری؟ حضرت فرمود: آری. شخص جاهل گفت: پس خویشتن را از بلندای کوهی به زیر افکن تا ببینی که آیا خداوند تو را از بلا نگاه خواهد داشت یا خیر. حضرت پاسخی بسیار زیبا و ژرف فرمودند و بیان کردند: (( از کی تا به حال جای بنده و خدا عوض شده؟ خداوند متعال است که اگر اراده بفرماید ما بندگان را می آزماید. بنده را چه رسد به این که خداوند را بیازماید؟ خداوند بنده را عقلی عطا فرموده و راه هدایت را گشوده است)).
در روایتی دیگر مادری شیون کنان نزد حضرت آمد و گفت که کودکش به بلندای دیواری رفته است و هر آن ممکن است از آن دیوار مرتفع سقوط کند. حضرت امیر فرمودند کودکی درست هم سن و سال آن کودک را بر بالای دیوار نگهدارند. کودک اولی چون کسی به سن و سال و مشابه خود را دید آرام

گرفت و همچون او از بلندای دیوار پایین آمد. حضرت در حقیقت با این کار بیان فرمودند که بهترین راه هدایت هرکس آنست که فردی دانا و هدایت شده از جنس و سنخ و مشابه او وی را هدایت کند.
در کلیات شمس نیز مولانا در غزل شگفت انگیز :
صبحدم گشتم چنان از باده انوار مست ...
که معراج خود به عالم دل و حقیقت ایمان را بیان می کند، در بیتی تکان دهنده و بسیار لطیف چنین می گوید:

بر لب دریای اعظم کشتیی دیدم درو
احمد مرسل به حال و حیدر کرار مست
دست من بگرفت حیدر واندران کشتی نشاند
بگذرانیدم ازان دریای گوهروار مست...

که البته مولانا این تمثیل فوق العاده دلنگیز را تا حد زیادی تحت تاثیر کلام فردوسی بزرگ بیان کرده است.
فردوسی بزرگ در ابتدای شاهنامه چنین می فرماید:
حکیم این جهان را چو دریا نهاد
برانگیخته موج ازو تند باد
میانه یکی خوب کشتی، عروس
برآراسته همچو چشم خروس
پیمبر بدو اندرون با علی
همه اهل بیت نبی و وصی
به دل گفتم از با نبی و وصی
شوم غرقه دارم دو یار وفی
منم بنده اهل بیت نبی
ستاینده خاک پای وصی

سخن در وصف امیر مومنان و انعکاس این وصف دلنگیز در ادبیات پارسی را انتهایی نیست. اما ناچار از بحر به جرعه آبی بسنده کردیم.
به امید آنکه در مجالهای بعدی باز هم از این تمثال بی بدیل حضرت مولا علی (ع) در ادبیات میهنمان سخن در میان آوریم.
و درود بر ستایندگان خاک پای وصی(ع) و پیروان راستینش.

مرتبط با این خبر

  • یادی از استاد بزرگوار، دکتر غلامحسین یوسفی

  • « جزء از کل »

  • معرفی برگزیدگان یازدهمین جایزه ی ادبی جلال آل احمد

  • الهام گرفتن شاعران از طبیعت

  • هفت کوچه: لالایی ها در فرهنگ مردم

  • وقتی خیال در می زند: گفتگو با رحمت امینی

  • برنامه پرونده مشاوره حقوقی می دهد: نفقه و شرایط آن

  • خواننده آی نسیم سحری میهمان امروز برنامه" سروش" رادیو فرهنگ

  • آغاز جشنواره‌ی سینما حقیقت با «برای آزادی»

  • « پس پرده »